شما جوانها...!
(رهنمودهای امام خمینی به جوانان عاشورایی و منتظر)
امام خمینی رحمت الله علیه انقلاب شکوهمند اسلامی ایران را با الهام گرفتن از فرهنگ عاشورا و انتظار و نیروی بیکران جوانان سرعت بخشید. ایشان گرچه خود کهنسال بود اما شناخت راستین او نسبت به جوانان و شیوههای شایستة وی در جذب این گروه، بدان حد موثر افتاد که چون اکسیری پر بها وجود این قشر را دگرگون و آنان را عنصری الهی و نورانی گردانید، به گونهای که در وصفشان فرمود: «من واقعاً گاهی وقتها... خجالت میکشم که اینها چه میگویند، ما چه میگوییم؟ اینها چه حالی دارند ما چه حالی داریم؟»(1)
آری سخنان امام خمینی رحمت الله علیه در عین روان بودن، عمیق، پرمعنی و از بصیرت ایشان حکایت میکند و چون از قرآن و سنّت معصومین: سرچشمه گرفته است هرگز طراوت و کارآمدی خود را از دست نداده و برای نسل چهارم انقلاب که سرمایههای عظیم امروز ما هستند نیز راهگشا خواهد بود.
نوشتة حاضر رهنمودهای آن عزیز سفر کرده در تأسی از نهضت حسینی و قیام مهدوی به جوانان است.
1. شناخت صحیح اسلام، نه تفسیر جاهلانه
جوانان عزیز دبیرستانی و دانشگاهی توجه کنند که سران و سردمداران گروهها که میخواهند به واسطة اسلام پایههای آن را سست کنند و جوانان را به دام اندازند، هیچ اطلاعی از اسلام و اهداف و قوانین آن ندارند و با خواندن چند آیه از قرآن و چند جمله از نهجالبلاغه و تفسیرهای جاهلانه و غلط، نمیشود اسلامشناس شد».(2)
آری! اسلامی که امام حسین علیه السلام فدایی و امام خمینی رحمت الله علیه منادی آن بودند و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آن را در سراسر گیتی گسترش خواهد داد با اسلام اموی و آمریکایی تفاوت دارد.
امام حسین علیه السلام در نامهای به مردم بصره مینویسد: «شما را به کتاب خدا و سنّت پیامبر دعوت میکنم؛ زیرا در شرایطی قرار گرفتهایم که دیگر سنّت پیامبر از میان رفته و جای آن بدعت قرا گرفته است پس اگر به سخنان من گوش فرا دهید و دستور مرا اطاعت کنید شما را به راه رستگاری هدایت میکنم.»(3)
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز گرد و غبار بدعت و تفسیرهای جاهلانه و برخاسته از هوای نفس را از چهرة دین میزداید و سرچشمة زلال معارف و حقایق را به جهانیان عرضه خواهد کرد. امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید: «او (حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) خواستهها را تابع هدایت وحی میکند هنگامی که مردم هدایت را تابع هوسهای خویش قرار میدهند، در حالی که به نام تغییر نظریههای گوناگون خود را بر قرآن تحمیل میکنند، او نظریهها و اندیشهها را تابع قرآن میسازد.»(4)
2. دنیاطلبی منشأ خطاها
امام حسین علیه السلام در سخنی برای اتمام حجّت به سپاهیان کوفه فرمود: «ای مردم! این دنیا شما را نفریبد؛ زیرا هر کس بر آن تکیه کند امیدش به یأس تبدیل میشود و هر که بر آن دل بندد به آرزویش نمیرسد».(5)
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز در جواب کلام ابن مهزیار که گفته بود: ای آقای من تا کنون کسی را نیافتهام که مرا به نزد شما راهنمایی کند فرمود: «کسی را نیافتی که تو را (به نزد من) راهنمایی کند؟ نه (اینچنین نیست) لیکن شما اموال فراوانی انباشتید، ضعفای مؤمنین را در حیرت افکندید و پیوند رحمی که در میان خود داشتید قطع کردید دیگر چه عذری برای شما خواهد ماند؟»(6)
امام خمینی رحمت الله علیه در نامهای به فرزند خود مرحوم حاج سید احمد آقا مینویسند: «پسرم! هیچگاه دنبال تحصیل مال دنیا، اگرچه حلال او باشد مباش، که حبّ دنیا گرچه حلالش باشد رأس همة خطایا است.(7) چه خود حجاب بزرگ است و انسان را ناچار به دنیای حرام میکشد. تو جوانی با قدرت جوانی که حق داده است میتوانی اولین قدم انحراف را قطع کنی و نگذاری به قدمهای دیگر کشیده شوی.(8)
3. ولایتمداری
ایجاد بدبینی و جدا نمودن افراد جامعه بویژه جوانان از آغوش پرمهر رهبر جامعه و ولی فقیه نیرنگ حساب شدة دشمن بوده و خواهد بود.
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در اهمیّت جایگاه ولی فقیه، میفرماید: «ولایت فقیه برای مسلمین یک هدیهای است الهی که خدای تبارک و تعالی داده است. بهترین اصل اصول قانون اساسی این اصل ولایت فقیه است. ولیّ امر حجت خداست من به همة ملت و همة قوای انتظامی اطمینان میدهم که امر دولت اسلامی اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی به این مملکت وارد نخواهد شد».(9)
سیدالشهداء علیه السلام خود، بارزترین مصداق و الگوی ولایتمداری است و اطاعت او از امام مجتبی علیه السلام در دوران امامت امام حسن علیه السلام و در جریان صلح امام حسن علیه السلام گویای این واقعیت است.
4. پیوند با علمای متعهّد و دلسوز
سیدالشهدا علیه السلام در سخنرانی سیاسی اخلاقی خود در منا فرمودند: «علت همة گرفتاریها آن است که زمام امور و اجرای احکام باید به دست علمای الهی باشد که در رعایت حلال و حرام خدا امین هستند».(10)
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز برای شناخت وظیفه در عصر غیبت، مردم را به پیروی از علمای راستین، امر نمودند، امام صادق علیه السلام ویژگی این علما را اینگونه بیان مینمایند: «از میان فقها و عالمان دین آن کسی که (در برابر گناهان) خویشتندار بوده و نگهبان دین و آیین باشد و با خواستهها و تمایلات شخصی خود مخالفت کرده و از دستورات مولای خود اطاعت کند بر مردم است که از او پیروی نمایند و بعضی از فقهای شیعه چنین هستند نه همة آنان».(11)
امام هادی علیه السلام در بیان نقش علمای متعهد در زمان غیبت فرمودند: «اگر نبودند علمایی که پس از غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مردم را به سوی آن حضرت بخوانند و آنها را به سوی امامشان هدایت کنند و با حجتها و دلیلهای محکم الهی از دین او (که دین خدا است) حمایت کنند و اگر نبودند آن عالمان هوشیار که بندگان خدا را از دامهای شیطان و شیطان صفتان و از دشمنان اهلبیت: نجات دهند همه از دین خدا بیرون میرفتند ولی ایشان هستند که سررشتة دلهای شیعیان را با استواری در دست دارند آنچنان که کشتیبان سکّان کشتی را به دست میگیرد. آن عالمان برترین (بندگان) نزد خداوند متعال هستند».(12)
رهبر کبیر انقلاب اسلامی در این زمینه میفرماید: «نکتة دیگری که از باب نهایت ارادت و علاقهام به جوانان عرض میکنم این است که در مسیر ارزشها و معنویات از وجود روحانیت و علمای متعهد اسلام استفاده کنید و هیچگاه و تحت هیچ شرایطی خود را بینیاز از هدایت و همکاری آنان ندانید».(13)
5. قرآن برنامه زندگی و رمز پیروزی
امام خمینی رحمت الله علیه در مورد قرآن کریم فرمود: «مشکل بزرگ مسلمین این است که قرآن کریم را کنار گذاشتهاند و تحت لوای دیگران درآمدهاند.(14) شما جوانها امید من هستید من امید آن را دارم که شماها با علم و عمل، با علم و تهذیب نفس، با علم و عمل صالح بر مشکلاتتان غلبه کنید. با اتّکا به ایمان و اعتقاد به اسلام و قرآن کریم دست خائنین را قطع کردیم و اگر تتمّهای باشد قطع میکنیم انشاءالله».(15)
امام سجاد علیه السلام میفرماید: شب عاشورا پدرم به یارانش میفرمود: «خداوند را با بهترین ثناها، ثنا میگویم و او را در فراخی و تنگی ستایش میکنم، خدایا! تو را به سبب اینکه ما را با انتخاب پیامبر صلی الله علیه و آله از میان ما، گرامی داشتی و قرآن را به ما آموختی ستایش میکنم».(16) در این خطبه حضرت با افتخار به پیامبر صلی الله علیه و آله و قرآن به همگان میآموزد که هر کس قرآن را داشته باشد شدیدترین و سختترین مشکلات پیش چشم او آسان خواهد شد.
عشق امام حسین علیه السلام به قرآن کریم به حدّی بود که شب عاشورا را مهلت خواست و علّت آن را عشق به نماز، قرآن، دعا و استغفار معرفی کرد.(17)
حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز بر اساس قرآن ـ که کاملترین طرح و برنامه برای زندگی سعادتمندانه بشر است ـ خواهد بود، چنانکه در روایات میخوانیم که امام باقر علیه السلام فرمود: «دنیا به پایان نمیرسد مگر اینکه خداوند مردی از ما اهلبیت: را برمیانگیزد که به کتاب خدا عمل میکند».(18)
6. اشک و گریه بر شهید
امام خمینی رحمت الله علیه رسالت جوانان هوشیار را در حفظ حماسة کربلا و ارزشهای گریه اینگونه مطرح میفرماید: «جوانهای ما خیال نکنند که مسأله، مسأله ملت گریه است. این را دیگران القا کردند به شماها که بگویید ملتِ گریه، آنها از همین گریهها میترسند. برای اینکه گریهای است که گریه بر مظلوم است، فریاد مقابل ظالم است.(19) این روضه و این گریه آدمساز است. انسان درست میکند این مجالس روضه، این مجالس عزای سیدالشهدا و آن تبلیغات بر ضد ظلم. این تبلیغ بر ضد طاغوت است بیان ظلمی که به مظلوم شده تا آخر باید باشد.»(20)
از آنچه گذشت به خوبی فلسفة سخن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را میتوان درک کرد که فرمود: «ای جدّ عزیز! در مصایب و بلاهایی که بر تو فرود آمد هر صبح و شام سرشک غم و اشک اندوه از دیدگان خود جاری میسازم و چون اشکم تمام شد برای تو خون گریه میکنم».(21)
گر نباشد مهر تو، دل را نباشد ارزشی
برگ بیحاصل شود گل، چون گلاب آید برون
--------------------------------------------------------------------------------
(1). در جستجوی راه از کلام امام، ج6، ص100.
(2). صحیفه نور، ج15، ص62.
(3). بحارالانوار، ج44، ص340.
(4). نهج البلاغه، خ138.
(5). مقتل الحسین خوارزمی، ج1، ص252.
(6). الحیاة، ج6، ص694، مترجم احمد آرام.
(7). اشاره به حدیث مشهور «حُبُّ الدُّنیا رَأْسُ کُلِّ خَطیئة» که از امام سجاد7 و چند نفر از اهلبیت: ذکر شده: کافی، ج2، ص317.
(8). نقطه عطف (نامه اخلاقی به مرحوم حاج سید احمد آقا).
(9). کلمات قصار امام خمینی1، ص119؛ صحیفه نور، ج20، ص241.
(10). تحف العقول، ص238، چاپ جامعه مدرسین.
(11). التفسیر المنسوب الی الامام العسکری، ص300.
(12). الاحتجاج، ج2، ص455.
(13). صحیفه نور، ج20، ص241-242.
(14). کلمات قصار امام خمینی، ص43-44.
(15). صحیفه نور، ج6، ص48.
(16). الارشاد، ج2، ص91.
(17). همان.
(18). کافی، ج8، ص396.
(19). صحیفه نور، ج10، ص30-32.
(20). همان، ج9، ص201.
(21). زیارت ناحیه مقدّسه.