هنگامی که خداوند متعال، انسان را آفرید برای رسیدن به کمال و سعادت وی، راهی را مشخص نمود که آن همان اطاعت از دستورات و احکام اوست؛ بنابراین خدای عزوجل رسولانی فرستاد تا اوامر و نواهی الهی را به مردم ابلاغ نمایند و ابلاغ و تبیین این احکام توسط اوصیاء رسولان ادامه یافت.
در زمان ما نیز دوازدهمین وصی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که این وظیفه را ـ در کنار وظایف دیگر ـ بر عهده دارد اما ایشان هم اکنون در پرده غیبت هستند، لکن انسانها را به خود واگذار ننمودند و با بیان «و امّا الحوادث الواقعة فارجعوا فیها إلی رواة حدیثنا(1)؛ در وقایعی که )برای شما( پیش میآید به راویان احادیث ما (عالم دینی) مراجعه کنید»، مرجع شیعیان را در اخذ احکام مشخص نمودند، لذا برای شیعة منتظر و مطیع امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، احکام دین و مراجعه به افرادی که به عنوان مرجع، مسئول پاسخگویی به احکام مردم هستند ضروری است. از اینرو به خاطر پاسخگویی به درخواست بسیاری از دوستداران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مبنی بر آشنایی بیشتر با احکام شرعی، این مقاله سامان داده شد تا به صورت اجمالی، مسائل مربوط به مجتهد یا همان کارشناس دین را پاسخ دهد؛ تذکر این نکته ضروری است که همه منتظران باید پس از تعیین مرجع تقلید در اعمال خود به وی مراجعه نمایند تا عملاً نیز پیرو حقیقی آن حضرت محسوب شده و موجب رضایت قلب آن امام همام گردند.
اجتهاد و تقلید
دین اسلام بر اساس اعتقادات صحیح و حق و دستوراتی برای انجام دادن و ترککردن اموری در زمینههای گوناگون، بنا شده است.
در موضوعات اعتقادی یعنی توحید، نبوّت و معاد، تقلید جایز نیست. همچنین در اعمال و دستورهای غیراعتقادی امّا ضروری دین، هم تقلید لازم نیست، ولی در غیر ضروریات اگر شخص مجتهد باشد، یعنی، بتواند از روی دلایل شرعی وظیفه خود را تشخیص دهد، باید طبق نظریه خود عمل کند. در غیر این صورت، عقل برای او دو راه معین کرده است:
الف) تقلید: یعنی بر طبق فتاوای مجتهدی که واجد شرائط است، عمل کند.
ب) احتیاط: یعنی با توجه به نظر تمامی و یا گروهی از مجتهدان، آنچه را مطابق احتیاط میبیند، عمل کند.
چرا در مسائل دینی باید تقلید کنیم؟
انسان هنگامی که چشم به این جهان میگشاید چیزی نمیداند، ناچار باید از تجارب و از اندوختههای علمی دیگران بهرهمند شود، زیرا پیمودن راه پر پیچ و خم زندگی نیاز به علم و دانش است.
اساساً زندگی روی دو پایة محکم استوار است: «دانستن» و «عمل کردن»
بر مبنای همین اصل نخستین است که انسان، زندگی را آغاز میکند، و سپس با راهکار تقلید که با پشتوانه فطرت و عقل همراه است، راه و رسم زندگی را آموخته و درِ کمال و سعادت به روی او باز میشود.
بر اساس همین منطق و فطرت است که ما در زندگی روزمره برای ساختن عمارت به معمار و بنّا، و در دوختن لباس به خیاط، و هنگام بیماری به طبیب مراجعه میکنیم.
به هر حال عقل و فطرت، ما را در هر رشتهای به کارشناس و متخصص آن ارجاع میدهد.
همچنین بر اساس همین منطق است که در تعلیمات دینی و قوانین الهی مردم به پیروی از فقهایی که در تشخیص احکام الهی مهارت دارند، رهنمون میشوند، فقهایی که سالیان طولانی با استعداد سرشار خود، در راه علم و دانش قدم برداشته، و به مقام شامخ اجتهاد رسیدهاند و میتوانند قوانین الهی را از مدارک اصلی آن استخراج و استنباط کنند و در دسترس مردم قرار دهند. فقهایی که رهبران و راهنمایان دینی مردم هستند و از طرف پیشوایان الهی اسلام این مقام بزرگ به آنها اعطاء شده است تا افراد را در تمام شئون دینی رهبری کنند.
شرائط مرجع تقلید
* مجتهدی که انسان از او تقلید میکند باید دارای شرایط ذیل باشد:
مرد باشد، عاقل باشد، شیعه دوازده امامی باشد، حلالزاده باشد، آزاد باشد، زنده باشد، عادل باشد، و طبق قول مشهور، از مجتهدان دیگر اعلم باشد؛ مجتهد اعلم کسی است که در استخراج احکام (از منابع آن) از مجتهدان دیگر استادتر باشد.
راههای شناخت مجتهد اعلم
* مجتهد اعلم را از سه راه میتوان شناخت:
الف) خود انسان یقین کند، مثل اینکه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد؛
ب) آن که دو نفر عالم عادل که میتوانند مجتهد اعلم را تشخیص دهند، مجتهدبودن یا اعلمبودن کسی را تصدیق کنند، به شرط آن که دو نفر عالم عادل دیگر، با گفته آنان مخالفت نکنند؛
ج) آن که عدهای از اهل علم که میتوانند مجتهد اعلم را تشخیص دهند و از گفته آنان اطمینان پیدا میشود، مجتهدبودن یا اعلمبودن کسی را تصدیق کنند. بلکه از هر راهی که انسان، اطمینان به اعلمبودن کسی پیدا کند، بنابر اظهر میتواند به همان اکتفا کند.
اگر شناختن اعلم، مشکل باشد و انسان، گمان به اعلم بودن کسی دارد، در صورتی که گمان او به حدّ اطمینان برسد، باید از او تقلید کند، بلکه اگر اطمینان برای او حاصل نشد، ترجیح کسی که فقط به اعلم بودن او گمان دارد یا احتمال میدهد، بعید نیست، ولی بهتر این است که در این صورت، به قول کسی عمل کند که موافق احتیاط باشد.
اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگرانند، و با یکدیگر مساوی باشند، باید از یکی از آنان تقلید کند.
--------------------------------------------------------------------------------
(1). کمال الدین و تمام النعم?، ص145.