0

عطر شهيد

 
amirpetrucci0261
amirpetrucci0261
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 27726
محل سکونت : http://zoomstar.ir/

عطر شهيد

در آسايشگاه ما مجروحى بود كه از كتف جراحت داشت. اگر هر روز هم او را پانسمان مى كردند، باز از بوى تعفن آن جراحت، كسى نمى توانست به ۳-۴ مترى او نزديك شود.
يك روز صبح، زودتر از همه براى نماز بيدار شده بود. وقتى ديگران نيز بيدار مى شوند، متوجه مى شوند كه بويى معطر در فضاى آسايشگاه پيچيده است. همه تعجب مى كنند و بعد متوجه مى شوند كه آن بوى خوش از طرف همان مجروحى است كه در حالت سجده است. به او نزديك مى شوند و فكر مى كنند كه در سجده خوابش برده است، اما وقتى تكانش مى دهند، نقش زمين مى شود.
آن آزاده شهيد شده بود و آن بوى معطر، عطر شهادت او بود كه تمام فضاى آسايشگاه را پر كرده بود. بچه ها، نگهبان آسايشگاه را در جريان مى گذارند و او باور نمى كند كه بچه ها از عطر استفاده نكرده باشند، يا به او نزده باشند. همه را براى پيدا كردن عطر تفتيش كردند و چون چيزى پيدا نكردند، دست به كابل و باتوم بردند و بچه ها را زدند.

•على قربانى- يزد
منبع: ویژه نامه سروقامتان روزنامه جوان
پنج شنبه 25 آذر 1389  4:32 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها