0

آخرين گرا

 
amirpetrucci0261
amirpetrucci0261
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 27726
محل سکونت : http://zoomstar.ir/

آخرين گرا

عراقى ها هيچ وقت باور نمى كردند در گرماى سوزان تيرماه، عمليات كربلاى يك صورت بگيرد و نه تنها مهران را از دست بدهند، بلكه ارتفاعات حساس و مهم قلاويزان را هم از دست بدهند.

 گرما، تشنگى رمل و خاكها همه به جنگ بچه ها آمده بودند. با آن كه ۲روزى از آزادى مهران مى گذشت اما عراقى ها همچنان تلاش مى كردند با پاتكهاى پرآتش خود مهران را از دست بچه ها در آورند. اما نه آنها، نه گرما و نه تشنگى هيچ كدام از مقاومت بچه ها نكاست. چون منطقه رملى بود چهره بچه ها را لايه اى از خاك پوشانده بود. آن روز روى يكى از تپه هاى رملى بوديم. تعدادى از بچه ها در سنگرها مشغول استراحت و گپ زدن بودند. چند نفر از بچه ها در حال دادن نگهبانى و ديده بانى از منطقه بودندكه مبادا عراقى ها تحركاتى داشته باشند. به قصد كارى وارد سنگر مخابرات شدم. هنوز وارد نشده بودم كه به يكباره صداى ديده بان بلند شد كه عراقى ها در حال ريختن آتشند، بچه هاى ادوات
آماده باشند براى جواب دادن . بچه هاى ادوات، خمپاره اندازهاى خود را آماده كردند براى آتش ريختن. اول با گلوله هاى فسفرى شروع كردند. براى اين كه گراى عراقى ها را به دست آورند . كار سختى بود. ديده بان كماكان با شجاعت گرا مى داد. بى توجه به اين كه شايد عراقى ها او را ببينند. بچه هاى ادوات هم مدام شليك مى كردند. ديده بان براى آخرين بار سربلند كرد تا گلوله شليك شده را ببيند. يك بار ديگر با بى سيم گراى به دست آمده را اعلام كرد، بلندشدن او موجب شد كه عراقى ها اين بار گراى او را به دست آورند. آخرين نگاه و آخرين گراى ديده بان همزمان شد با شليك عراقى ها سمت او و لحظاتى بعد او بود و انفجارى و پيكرى سرخ كه بر دوش فرشته ها بود.
 
راوى : صادق اميدى
 گردآورى و بازنويسى: محمد باقر پورمند
 روزنامه ایران

 


پنج شنبه 25 آذر 1389  4:24 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها