یکی می گوید : این بوی مرداب است .
دیگری می گوید بوی سیر است .
سومی می گوید : بوی فاضلاب و ... تا بالاخره سر و کله بچه های پدافند شیمیایی برای بررسی منطقه پیدا می شود و از آن لحظه به بعد تک تک مراجعات به اورژانس شروع میشود .
- آقای دکتر چشمهایم می سوزد .. آقای دکتر حالت تهوع دارم ... شکمم درد می کند ...
آن روز در عملبیات کربلای پنج ، تمام منطقه شیمیایی و آلوده شد و همه نیروها از پیاده و امدادگر تا ترابری و ضد هوایی ، شیمیایی شدند ، به اورژانس آمدند و از آنجا به عقب منتقل شدند . چه روز پر کاری بود برای بچه های اورژانس که خود آنها نیز آخرین نفرات آلوده شدگان بودند و به عقب فرستاده شدند !