0

چه کسی و چگونه

 
amirpetrucci0261
amirpetrucci0261
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 27726
محل سکونت : http://zoomstar.ir/

چه کسی و چگونه

ستون به هدف آزاد سازی بستان و به فرماندهی حاج حسین خرازی و آقای ردانی پور به راه افتاد . پیام موضع گیری کنید . از ستون به آخر ستون نرسیده بود که انفجارهای پی در پی و رگبار فشنگها ، سراسر منطقه را در بر گرفت ....

کسی در این حین صدا زد : امداد گر ، به طرف صدا رفتم . رزمنده ای بی جان در گوشه ای افتاده و رزمنده ای دیگر از ناحیه ران به شدت مجروح شده بود . خون پایش را به زحمت بند آوردم و زخمش را بستم . ناله دیگری را شنیدم ، به جلو رفتم ، از شانه اش خون زیادی می رفت ، با فشار مستقیم دست ، جلوی خونریزی را گرفتم ...


احساس درد شدید در بازو و پهلویم باعث شد تا نگاهی به دستم بکنم ؛ تمام لباسم را خون آلود دیدم ! ترکش ، دست و پهلوی مرا نیز زخمی کرده بود ، یکی از دنده هایم شکسته و در سینه تکان می خورد ... باید شهادتین را به  تکرار کنم . اشهد ان لا اله الاالله اشهد و ان محمد ....


همه اعضا بجر زبان از کار افتاده بود . بیهوش به گوشه ای افتادم . خواب راحتی مرا فرا گرفت . احساس می کردم فقط یک قلب دارم ، نه دست ، نه پا ، نه سینه ، ، نه شکم ....


کسی مرا صدا زد : پیرمرد چشماتو باز کن ؛ پیرمرد ، پیرمرد !


تمام توانم را در پلکهایم جمع کردم و آنها را با لا بردم . چهره خندان پزشکی را در بیمارستان دیدم ! هنوز نفهمیده بودم چه کسی و چگونه مرا از خط مقدم به بیمارستان آورده است !

پنج شنبه 25 آذر 1389  3:46 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها