راوي :همرزم شهيد
منبع :سايت ساجد
يك بار شهيد واحدي افسر پاسدار خانه بود. براي آنكه سربازان مراسم سان و رژه ي صبح را به خوبي انجام دهند، به آنها دستور مي دهد كه فانسقه هايشان را كه خشاب هاي پر به آنها بسته شده بود، به زمين گذاشته و ورزش هاي سبكي انجام دهند. در اين هنگام اتوبوس سرويس پايگاه از آن محل عبور مي كند و با توجه به تاريكي هوا از روي خشاب هاي سربازان رد مي شود. در نتيجه تعدادي از خشاب ها كج مي شوند و بعضي از گلوله ها غير قابل مصرف مي شوند. در اين مرحله، مرا براي بررسي خسارات وارده مامور مي كنند و من به عنوان متخصص پس از بررسي، راننده را مقصر دانسته و مبلغ غرامت را به عهده ي ايشان مي گذارم.شهيد واحدي وقتي از ماجرا مطلع شد، داوطلبانه همه ي خسارات وارده را پرداخت نمود و نگذاشت راننده يا سربازان، حتي يك ريال پرداخت نمايند. وقتي اين مسئله را از او سوال كردم، گفت: مقصر اصلي اين ماجرا من بودم و لذا وظيفه ي من بود كه غرامت را بپردازم.
( اسماعيل سوري ، شهيد منصور واحدي )