0

فرشته نگهبان

 
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

فرشته نگهبان

به راهش ادامه داد .به محض اینکه می خواست از خیابان رد بشود باز همان صدا گفت :

- بایست

مرد ایستاد و در همان لحظه ماشینی با سرعتی عجیب از کنارش رد شد …بازهم نجات پیدا کرده بود .

مرد پرسید تو کی هستی و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم .

مرد فکری کرد و گفت :

- اون موقعی که من داشتم ازدواج می کردم کجا بودی ؟


پنج شنبه 25 آذر 1389  12:10 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها