0

شب ، چراغ و دشمن

 
amirpetrucci0261
amirpetrucci0261
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 27726
محل سکونت : http://zoomstar.ir/

شب ، چراغ و دشمن

قرار بود تویوتایی را از سقز به سنندج ببریم .باران شدید شب قبل باعث شده بود سیم کشی ماشین ازکار بیفتد . باید حتما در تاریکی شب حرکت می کردیم .مشکل اول ، نداشتن چراغ بود که باعث شده بود ماشین های در حال حرکت در جاده آن را نبینند .با نصب فانوس به آیینه بغل تویوتا ، مشکل اول بر طرف شد .کمی که جلو تر رفتیم .باران دوباره شروع کرد به باریدن .طنابی به برف پاک کن بستیم .
هر چند دقیقه یک بار طناب را می کشیدیم و باران را از روی شیشه پاک می کردیم .چیزی نگذشت که شیشه یکی از فانوس ها بر اثر شدت باران ترکید .فانوس را به داخل ماشین آوردیم و جلوی شیشه گذاشتیم تا راننده مقابل ما را ببیند .
منبع:"فرهنگ جبهه،خلاقیتها"نوشته ی سید مهدی فهیمی ومحسن مهر آبادی،نشر فرهنگ گستروسروش،تهران-1382

چهارشنبه 24 آذر 1389  11:32 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها