0

عوامل و موانع الگوسازي و الگوپذيري از زنان شاخص دفاع مقدس

 
amirpetrucci0261
amirpetrucci0261
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 27726
محل سکونت : http://zoomstar.ir/

عوامل و موانع الگوسازي و الگوپذيري از زنان شاخص دفاع مقدس

انسان همواره به دنبال الگويي است تا با تأسي به آن رفتار ، كردار و حتي افكارش را شكل دهد. روان شناسان معتقدند جريان اين الگوپذيري از دوران كودكي آغاز مي شود و تا دوران سالخوردگي ادامه دارد ، اما نحوة الگوپذيري و نوع الگوها متفاوت است. به طوري كه در دورة كودكي اغلب ناآگاهانه و همراه با تقليد است و بعدها به تدريج با آگاهي ، بصيرت و هدفمندي صورت مي گيرد. همچنين نوع الگوها در ادوار مختلف متفاوت است. اولين الگوها اطرافيان و دوستان هستند ،‌ بعدها اين حيطه گسترده تر مي شود ، تا جايي كه براي بعضي از افراد شخصيتهاي فرامرزي و خارجي نيز الگوي فكر و عمل قرار مي گيرند. گاه الگوي افراد ، قهرمانان زنده يا شخصيتهاي مربوط به اعصار گذشته يا الگوهاي ساختگي و خيالي اند ، در بين مسلمانان ، خصوصاًً شيعيان ،‌ به جهت اعتقاد به پيروي از ائمه اطهار (ع) ،‌ الگوها و اسوه‌هاي معنوي و ديني رايج است. پذيرش اين نوع الگوها در عصر حاضر و در كشور ايران و پس از پيروزي انقلاب اسلامي رواج بيشتري يافته است. مردم ايران ، با الگو گرفتن از تسليم ناپذيري امام حسين(ع) در برابر زورگويان و شعار «هيهات منا الذله» رژيم ستم شاهي را سرنگون و در هشت سال دفاع مقدس شجاعانه مقاومت كرده ، زير بار ذلت و خواري نرفتند ، زنان ، به ويژه با الگوپذيري از زينب كبري (س) پيام آور خون شهيدان شدند و الگويي زنده و ماندگار جوانان گشتند. انتظار اين است كه با وجود چنين الگوهايي در جامعة كنوني ،‌ الگوهاي بيگانه كه با فرهنگ و تمدن ملي و ديني ايران اسلامي متفاوت و بعضاً متناقض اند ؛ از سوي جوانان به عنوان الگوهاي رفتاري انتخاب نشوند. البته نبايد متوقع بود كه همه ، الگوي واحدي را برگزينند. بلكه مهم اين است كه تعداد بيشتري از افراد ، از بهترين الگوها پيروي كنند.
در اين زمان ، زناني هستند كه ، در هشت سال دفاع از اسلام و ميهن ، از هيچ تلاشي فروگذار نكرده و پس از جنگ ، در سالهاي سازندگي ، موفقيتهاي چشم گيري در صحنه هاي مختلف علمي ، فرهنگي ، هنري و ورزشي كسب كرده اند و زيباترين جلوه هاي عزم ، خرد ، صبر و ايثار را به نمايش گذاشته اند ، اين زنان – زنان شاخص – الگوهاي برتر عصر حاضرند ، اما با توجه به اين الگوها ، هنوز در سطح گسترده ، خصوصاً در بين زنان و دختران جوان ، رواج نيافته و از آنها به عنوان الگوهاي برتر استقبال نمي شود.اينك چرا برخي افراد مع الاسف از پذيرش اين الگوها گريزان اند؟! آيا ايراد در ارائة ضعيف الگوهاست يا در فقدان وسيله و امكانات مناسب ارائة الگوها يا در ناآگاهي از ويژگيهاي الگوپذيران و يا...؟
جريان الگوسازي و الگوپذيري
بحث الگوسازي و الگوپذيري زيرمجموعة بحث وسيع‌تر چگونگي برقراري ارتباط و تأثير گذاري است ؛ «ارتباط را ميتوان جرياني دانست كه در طي آن ، دو نفر يا بيشتر به تبادل افكار ، نظرات ، احساسات و عقايد خود مي پردازند و از طريق به كاربردن پيامهايي كه معنايش براي آنها يكسان است ، به انجام اين امر مبادرت مي ورزند» (ساروخاني ، 1370 : 20). چگونگي برقراري ارتباط و تداوم و تأثير آن نيازمند آگاهي و شناخت درست نسبت به بسياري از جوانب ارتباط و عوامل متعدد آن است ، در اين خصوص ديدگاه هاي متعددي در حوزة علم روان شناسي اجتماعي ، رسانه هاي جمعي و جامعه‌شناسي ارتباطات ارائه شده است. از جمله اين نظرها ديدگاه هارولد لسول است كه در تجزيه و تحليل پديده هاي ارتباطي قابل استفاده مي باشد. او پنج عامل را در زمينة ارسال پيام بر مي شمارد: «چه كسي؟ چه مي گويد؟ به چه كسي كسـي مي گويد؟ از طريق چه وسايلي؟ و با چه تأثيري؟». اين سؤالات در واقع به محورهاي «فرستندة پيام ، محتواي پيام ، گيرنده پيام ، وسيله ارتباطي و نتايج پيام باز مي گردد» (كازنو ، 12:1377).
ويژگي الگوسازان(فرستنده پيام)
فرستندگان پيام كه در اين نوشتار تحت عنوان «الگوسازان» مطرح مي باشند ، نقش بسيار مهمي در انتقال پيام و نتيجة نهايي پيام (يعني تأثير گذاري بر مخاطب) دارند. «اولين عامل تشكيل دهندة ارتباط ، فرستندة اطلاعات و يا دهنده پيام است. معلم ، سخنران ، نويسنده ، واعظ خواننده ، هنرمند ، هنرپيشه ، نقاش ،‌ مجسمه ساز ، دكوراتور ، گويندة تلويزيون همگي از جمله پيام دهندگاني هستند كه به طور مستقيم يا غير مستقيم سعي دارند در قالبهاي مختلفي پيام خويش را به گيرندگان خود ارائه نمايند» (رهبر ، 1372 :‌ 157).
الگوسازان بايد داراي برخي ويژگيهاي انحصاري باشند تا بتوانند پيام خود را به درستي منتقل كرده ،‌ اثربخش باشند. آرنسون يكي از مهم ترين ويژگيهاي فرستندگان پيام را قابل قبول بودن آنها ميداند(آرنسون ،‌ 1370 : 64). الگو سازان بايد براي مخاطبان و گيرندگان آنها را بپذيرند. اگر چنين پذيرشي صورت نگيرد ،‌ مخاطبان حاضر به دريافت پيام نمي شود.
البته پذيرش پيام به عوامل متعددي بستگي دارد. چنانچه فرد الگو دهنده از قدرت بيان و شيوايي كلام برخوردار باشد ، همين عامل ، سبب جذب اوليه مخاطب و گوش دادن به سخنان و پيام وي مي شود. تحقيقات نشان مي دهد زماني كه گوينده سريع صحبت مي كند ، مخاطبان برداشت بهتري از پيام او داشته ، وي را داناتر و عالم تر مي پندارند.
ممكن است پيام رسان از قدرت استدلال بالايي برخوردار باشد و بتواند به نحوه منطقي پيامش را منتقل كند ؛ هرچند در اين وضعيت نيز ويژگيهاي مخاطبان مؤثر است. نظير اينكه آيا مخاطبان پذيراي مباحث استدلالي هستند يا پيامهاي ساده و روان را مي پذيرند؟ از اين رو يكي از ويژگيهاي مهم فرستندگان پيام «مخاطب شناسي» است. بدان معنا كه ضروري است نسبت به ويژگيهاي روحي ،‌ عقيدتي و حتي جسمي مخاطبان شناخت داشته باشند تا پيام را متناسب با شرايط آنها و به نحو مؤثري منتقل كنند. اگر مخاطبان الگوسازان ، دختران جوان و تحصيل كرده هستند ، نوع و شيوة ارسال پيام ، بايد از هنگامي كه مخاطبان ، زنان خانه دار يا افراد مسن و كم سواد هستند ،‌ متفاوت باشد. اگر مخاطبان با گوينده پيام همفكر و هم عقيده هستند ، وضعيت نسبت به زماني كه مخاطبان ، مخالف نظر و عقيدة گوينده هستند ، بسيار متفاوت است. در اين حالت بايد گوينده از بيان ديدگاههاي افراطي كه موجب تضاد و مقابلة شديد مي شود ، اجتناب كند و ابتدا از مفاهيم مشترك و اشتراكات آغاز كند.
از ديگر ويژگيهاي ضروري الگوسازان ، تخصص و مهارت آنهاست. زماني پيام كارساز و مؤثر است كه مخاطبان باور كنند كه پيام دهنده داراي تخصص لازم است و سخن خود را با آگاهي و اطلاعات كامل بيان مي كند. تحقيقات نشان داده است كه اثر پيام واحد دو شخص متخصص و غيرمتخصص ، بسيار متفاوت مي باشد ، خصوصاً اين اثر در عصر حاضر كه به علم و آگاهي و تخصص اهميت زيادي داده مي شود ، بسيار بيشتر است.
شهرت فرد مي تواند نقش بسيار مهمي در تأثير پيام داشته باشد. زنان شاخصي كه به دليل ايثارگري يا به دليل كسب موفقيتهاي سياسي- اجتماعي يا علمي در نزد مردم محبوب مي باشند ، قطعاً در ارسال پيام و تأثيرگذاري بر ديگران موفق‌تر خواهند بود. گاه ممكن است فردي علي‌رغم فقدان تخصص يا ساير ويژگيهاي لازم براي پيام رساني ، فقط به دليل اينكه مورد علاقه مردم بوده و او را دوست داشته اند ، در ارسال پيام و تأثير گذاري بسيار موفق بوده باشد.
لاتانه يكي از عوامل مهم تأثيرگذاري و نفوذ اجتماعي را پايگاه اجتماعي بالاتري برخوردار باشند و جامعه براي آنها ارزش بيشتري قائل باشد ، در تأثيرگذاري موفق‌ترند.
ملاك ديگر براي الگوسازان قابل اعتماد بودن آنهاست. اگر مخاطبان به الگوسازي قابل اعتماد داشته باشند ، بيشتر تحت تأثير آنها قرار مـي گيرند. قابليت اعتماد فرد علاوه بر تخصص و مهـارت او ، به ملاكهاي ديگري نيز بسـتگي دارد ، مثلاً ، اگر فرد عليه منافع خويش استدلال كند و حتي ، در اثر چنين استدلالي زياني هم به او وارد شود و مخاطب بداند كه هدف او نفع شخصي نيست ، بيشتر به او اطمينان كرده ، تحت تأثيرش خواهد بود.
همچنين قابليت اعتماد زماني افزايش مي يابد كه هدف تأثير گذاري بر مخاطب‌ ، در عمل و به ظاهر مشخص نباشد. (مگر زماني كه مخاطب قصد و نيت تأثيرپذيري داشته باشد) خصوصاً اين امر در مورد جوانان بسيار با اهميت است ، زيرا جوانان كمتر حاضر به نصيحت پذيري و امر و نهي هستند و بنابراين بايد از شيوة غير مستقيم استفاده كرد و با عمل خود الگويي را ارائه داد. پس ملاك مهم ديگر براي الگوسازان «عامل بودن» به آن چيزي است كه ادعا كرده ، بيان مي كنند. اين ويژگي مكرر در آيات و احاديث وارد شده است كه ديگران را با عمل خود جذب كنيد ؛‌ مثلاً ،‌ در آية دوم سورة صف مي‌فرمايد: «يا ايها الذين امنوا لم تقولون ما لا تفعلون»؛ اي كساني كه ايمان آورده ايد ،‌ چرا سخناني مي گوييد كه به كارشان نمي بينديد. همچنين از قول معصوم است كه فرمود: «كونوادعاه الناس بغير السنتكم»؛ يعني ، مردم را به غير از زبانهايتان [به كارهاي نيك ] بخوانيد.
مخاطبان آن قدر كه از عمل پيام رسانان الگو مي گيرند از گفتار و نصايح آنها تأثير ني پذيرند (دو صد گفته چون نيم كردار نيست) الگوسازاني كه خود در رفاه و آسايش و با بهترين امكانات زندگي مي كنند نه تنها نمي توانند الگويي براي ساده‌زيستي باشند ، بلكه اگر در اين باب سخن بگويند . ديگران را نصيحت كنند ، چه بسا ارزشها را به ضد ارزش بدل كنند ، به هر حال بهترين شيوة تأثيرگذاري «عمل» است.
علاوه بر ويژگيهاي فوق ،‌ ساير خصوصيات چون زيبايي و آراستگي ظاهري يا ژست و حركات بدن هم مي تواند در جذب مخاطبان نقش مؤثري داشته باشد. ظاهر فرد اولين چيزي است كه توجه مخاطب را به خود جلب مي كند. الگوسازان بايد با شناخت مخاطبان خود درك و موقعيت مكاني و زماني ، پوشش مناسب و ظاهر آراسته داشته باشند. زماني كه حضرت علي (ع) مي فرمايند: فرزند زمان خويشتن باشيد و يا پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند : مردم به زمان خويش شبيه ترند تا به پدرانشان ،‌ميتواند تأكيد بر اين امر باشد كه مبلغ بايد متناسب با شرايط زمان و مكان و با روشي مناسب به تبليغ و ترويج دين بپردازد و فضاي فرهنگي و اخلاقي محيط شرايط رشد و زمينه هاي تأثير اجتماعي و جامعه‌پذيري را ملحوظ دارد تا از كاروان زمان عقب نمانده ، در امر الگوسازي موفق باشد (رهبر ، 1377 : 472)
بنابراين زنان شاخص اگر داراي ويژگيهاي فوق يا برخي از اين ويژگيها باشند ،‌مي توان اميد داشت كه بخش مهمي از زمينه سازي براي الگوپذيري در وجود اين عزيزان فراهم شده است و مابقي به حضور عوامل ديگري مثل محتواي پيام ، وسيله پيام و ويژگيهاي مخاطبان بستگي دارد.
محتواي پيام
محتوا و ماهيت پيام و آنچه الگوسازان مي خواهند منتقل كنند و نحوة انتقال آن نيز نقش بسيار مهمي در تأثير گذاري بر مخاطبان دارد. پيام عبارت است از «مجموعة الفاظ ، لغات ، كلمات ، حركات ، اصوات و اشكالي كه پيام دهنده قصد دارد ضمن ارائه آن ، آنچه را در نظر دارد ، بيان نمايد» (همان :191)
ابتد بايد مشخص شود كه الگوسازان چه چيزي را مي خواهند منتقل كنند و به چه كساني؟‌ اگر پيام مورد نظر مطابق عقايد مخاطبان است ، در امر انتقال با رعايت ساير شرايط ، مشكل زيادي وجود ندارد ، اما در شرايطي كه پيام ،‌ مخالف عقايد مخاطبان باشد ، نيازمند دقت و ظرافت بيشتري است ، زيرا ابتدا بايد اعتماد مخاطبان جلب شود و سپس به تدريج عقايد و باورها مورد حمله قرار گيرد ، هجوم شديد به ديدگاههاي مخاطبان موجب برانگيختن واكنش آنها مي شود.
در برخي موارد پيامهاي بسيار ترسناننده گاهي پيامهاي اميد دهنده ، در مخاطبان مؤثر است كه اين مسئله به هنر فرستندگان پيامهاي احساسي و عاطفي تأثير گذارترندو معمولاً پيامهايي كه آمرانه و دستوري نبوده و به صورت اطلاع رسـاني و مشـورتي هسـتند ، بيشـتر مؤثر واقع مي شـوند ، اكثر مخاطبان در مقابل پيامهاي آمرانه مقاومت مي كنند ،‌ زيـرا
احساس مي كنند كه از آزادي انتخاب و عمل برخوردار نيستند.
پيامهايي كه بيشتر به صورت مشورت با مخاطبان ارائه شود ، مؤثرترند. گاهي پيامهايي يكسويه مؤثرترند ، يعني فقط نكات مثبت پيام بيان مي شود و در برخي شرايط پيامهاي دوسويه كه همراه با نقد پيام است و راههاي جايگزين را ارائه ميدهد ، مؤثرتر است. هر چه مخاطبان با هوشتر با از جوانب موضوع مطلع تر باشند ، تأثير پيام يكسويه كمتر مي شود.
پيامهايي كه به صورت مناظره و با بيان ديدگاههاي مختلف ارائه مي شود ، براي مخاطباني كه از قدرت استدلال بالايي برخوردارند ، تأثير گذارتر از پيامهاي يك طرفه است. آرنسون مي گويد : اگر عقيدة اوليه و ارزشهاي مخاطبان ،‌ موافق پيامي باشد كه ارسال مي گردد ، استدلالهاي دوجانبه و نقد قوي نظرهاي مخالف ، تأثير گذارتر مي باشد (آرنسون ، 1370 : 73).
پيام جديد و جالب توجه از ديگر عوامل جذب مخاطبان است.حرف نو جاذبه دارد و انسان به دنبال جاذبه ها حركت مي‌كند. «هر كسي كه در قضيه اي حرف اول را مي زند ، او هميشه حرفش برتر است و ابتكار عمل را در دست دارد.» انتخاب سوژة نو ، حرف جديد و يا شيوة تازه از ذكاوت و بصيرت و موقعيت شناسي مبلغ نشأت مي گيرد (رهبر ، 190:1371).
نكتة مهم ديگر در اين بخش «آرماني بودن» يا واقعي بودن محتواي پيام است. الگوهاي آرماني ،‌الگوهاي رفتاري هستند كه اشخاص برآورده مي كنند (نيك گهر : 166).
اگر محتواي پيام ، ارائه دهندة الگوي آرماني باشد ، دشوارتر مورد پذيرش قرار مي گيرد و نيازمند تلاش و صبر و هزينة بيشتري است و حتماً بايد نمونه هاي عملي آن الگو را نيز ارائه داد. ولي زماني كه الگوهاي ارائه شده در پيام ،‌بيشتر با واقعيتهاي موجود سازگار باشد ، براي مخاطبان قابل پذيرش ترند.
شاخص ديگر در اين قسمت احساس نياز و ضرورت مخاطبان نسبت به آن پيام است. نظر كاركردگرايانه مبتني بر اين اصل مي باشد كه مردم نگرشهايي را حفظ مي كنند كه با نيازهاي آنان منطبق باشد ، اما براي تغيير آن نگرشها بايد آن نيازها را شناخت ( كريمي ،‌ 274:1379). به همين جهت الگوسازي كه متناسب با نياز مخاطبان باشد ،‌سريع تر پذيرفته مي شود ، در غير اين صورت بايد ابتدا تلاشهايي در جهت ايجاد احساس نياز به آن الگوها در مخاطبان صورت بگيرد ، سپس الگو ارائه شود.
وسيلة‌ انتقال پيام هم نقش مهمي بر تأثير گذاري پيام دارد. «ابزارهاي تبليغ ، وسائل يا وسايلي هستند كه پيام رسان پيام خويش را بدان وسيله به پيام گيرنده منتقل مي كند تا وي را به پذيرش محتواي پيام وادارد.» (رهبر ، 297:1371). اين وسايل شامل سخنراني ، كتاب ، نشريات‌ ، روزنامه ها ، راديو و تلويزيون ،‌ سينما ، تئاتر ، ماهواره ، اينترنت و ... مي‌باشد. انتقال پيام از طريق هر يك از اين وسايل تأثير متفاوتي دارد. برخي پيامها از طريق سخنراني و رويارويي مستقيم با مخاطب تأثير بيشتري دارد. به طور كلي اگر شرايط لازم درسخنراني وجود داشته باشد (به عنوان مثال مطالب متناسب با وضعيت و شرايط مخاطب باشد ، كوتاه و استدلالي باشد ، گوينده مورد اعتماد مخاطبان باشد و از قدرت بيان ،‌ جذابيت و ... برخوردار باشد.) به دليل حضور فيزيكي سخنران و تماس مستقيم با مخاطبان تأثير زيادي دارد. ولي زماني اين تأثير بيشتر مي شود كه امكان اظهار نظر مخاطبان و پرسش و پاسخ آنها نيز فراهم شود و پيام به صورت دو طرفه ارائه شود.
البته امروزه با وجود وسايل ارتباط جمعي صوتي و تصويري و كاربرد تكنيكهاي پيش رفته در جذب مخاطبان اين وسايل تأثير گذارترند. بعضاً اثر يك فيلم به دليل صحنه سازيها و استفاده از رنگ ،‌ صوت ، موسيقي و تحت تأثير قرار دادن احساسات مخاطبان و ... بسيار تأثيرگذارتر از چندين جلسه سخنراني است. بسياري از جوانان ،‌ هنرپيشه هاي فيلمهاي خارجي را الگوي خود قرار مي دهند كه الگوهايي متضاد با الگوهاي فرهنگي و ارزشي جامعة ما ارائه مي دهند. تهاجم فرهنگي كه اكنون به عنوان مشكل فرهنگي مطرح است ، بيشتر از همين طريق رخ مي دهد. دشمنان انقلاب اسلامي به اين
نتيجه رسيده اند كه مؤثرترين راه مبارزه با اين ملت مقاوم و ايثارگر مقابله فرهنگي و به ابتذال كشيدن جوانان و فرهنگ جامعه است و اين كار بيشتر از طريق رسانه هاي صوتي- تصويري و ماهواره صورت مي گيرد. از اين رو براي مقابله ، بايد از اين وسايل به بهترين نحو براي الگو سازي استفاده كردو متأسفانه تاكنون رسانه هاي تصويري داخل نتوانسته اند الگوي تأثير گذاري از زنان شاخص ارائه دهند و تصوير آنها در تلويزيون و فيلمها محدود به معرفي كوتاه از زندگي نامه و فعاليتهايشان در ايام خاص و يا در زمانهايي است كه تلويزيون بينندة كمي دارد و يا در فيلمهاي جنگي است و يا زنان شاخص در فيلمهايي كه مربوط به زندگي شهيدان است به تصوير كشيده مي شوند و اغلب داراي نقشهاي غيرفعال و غير‌جذاب مي باشند.
روزنامه ها ، كتب و نشريات هم از جمله وسايل انتقال دهندة پيام هستند ،‌ هر چند كه كمتر مي توانند به الگوسازي از زنان شاخص بپردازند. البته هر وسيله اي تأثير متفاوتي دارد. هر چه اين وسيله ارتباطي زنده تر باشد ، اثر نفوذي آن بيشتر خواهد بود. بنابراين وسايل ديداري – شنيداري در درجة اول مي باشند و در مرتبة بعدي نوارهاي شنيداري و بعد وسايل كتبي به ترتيب اهميت قرار دارند (سخاوت ، 93:1373). نكتة مهم نوع پيام و فهم آن است ، اگر فهم پيام مشكل است ، بهترين راه انتقال آن از طريق نوشته و به صورت كتبي استو پيامهاي ساده به صورت ديداري – شنيداري تأثير بيشتري دارد.
نكتة قابل تأمل سازمانها و گروههايي است كه متولي امر الگوسازي از زنان شاخص مي باشند. متأسفانه سازماني كه به طور مستقيم در ارتباط با الگوسازي از اين زنان باشد ، وجود ندارد. سازمانهاي مرتبط با خانوادة شهدا يا جانبازان و آزادگان كمتر در اين گونه امور فرهنگي وارد مي شوند و سازمانهاي تبليغات اسلامي ، سازمان صدا و سيما و... يا خود را متولي اين كار نمي دانند ،‌ يا به دنبال تعقيب منافع گروهي و سازماني خود ، معتقد به الگوسازي از اين عزيزان نيستند و بعضاً‌ نفس دفاع مقدس را زير سؤال مي برند. پس چگونه مي توانند به الگوسازي در اين زمينه بپردازند؟ برخي نيز مي پندارند كه زمان حفظ و نشر چنين ارزشها و الگوهايي به سرآمده و با اتمام جنگ بايد فرهنگ ايثار و جهاد و تلاش هم تمام مي‌شود و كمتر حاضر به مطرح كردن چنين الگوهايي هستند. از اين جهت در تجليل از زن نمونه و مادر نمونه در روز ميلاد حضرت فاطمه (س) الگوهايي را ارائه مي دهند و از زناني تجليل مي كنند كه فرسنگها از زنان ايثارگر و شاخص فاصله دارند. هنرمندان و فيلم سازان نيز بعضاً ساخت فيلمهايي را كه نشان دهندة زندگي و شيوه و منش رزمندگان و خانواده هاي آنان باشد ، نامناسب با سليقه و خواست مردم مي پندارند و يا در صورت ساختن چنين فيلمهايي بيراهه رفته و براي جذب شدن فيلم به قدري مسائل حاشيه اي و كليشه اي را در فيلم بزرگ مي كنند كه اصل پيام لوث شده و به هيچ وجه الگويي واقعي از اين زنان ارائه نمي دهند. با وجود هزاران زن رزمنده ، ايثارگر و حتي آزاده كه بعد از جنگ تحميليدر سنگرهاي علمي و فرهنگي جامعه تلاش صادقانه دارند ، كدام فيلم در خصوص آنان ساخته شده است؟ چند كتاب دربارة اين زنان به نگارش در آمده است؟ به چه ميزان اين زنان به دختران دانشجو و جوانان شناسانده شده اند؟ شايد تعداد بسيار كم و محدود باشد. دليل اين مسئله نبود متوليان فرهنگي متعهد در اين امر است. متأسفانه برخي از متوليان فرهنگي متعهد نيز به جهت فقدان تخصص لازم و ابزار امكانات ضروري ، نتوانسته اند در اين زمينه توفيقات زيادي كسب كنند.
بهر حال الگوسازي ضرورت شرايط كنوني جامعه است و نيازمند ابزار و وسيله مي باشد. زنان شاخص الگوهاي بسيار مناسبي براي جامعه مي باشند ، ولي تا امكانات و ابزار لازم در اختيار نباشد و تا متوليان امر معتقد به اين كار وجود نداشته باشند ، به هيچ وجه چنين بانواني به عنوان الگو مطرح نخواهند شد.
الگوپذيران (گيرندگان پيام)
همان طور كه پيشتر ذكر شد اگر الگوسـازي بدون توجه و شـناخت الگوپذيران صورت گيرد ،‌ كاري بس بيهوده مي باشد.
براي متقاعد كردن و تغيير نگرش ديگران حتماً بايد از ويژگيهاي آنان مطلع بود. مخاطب شناسي شرط اساسي در موفقيت الگوسازي است. قرآن كريم آيات بسياري را دربارة اثر پذيري و اثرناپذيري مخاطبان ارائه كرده مي كند و زمينه هاي گوناگون روحي و اجتماعي را نام مي برد كه در تأثير گذاري مخاطبان نقش دارند ، از جمله در سوره نمل آية 80 مي‌فرمايد :‌ «انك لا تسمع الموتي و لا تسمع الصم الدعا اذا و لوامدبرين» يا «فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه» (زمر / 17 و 18). در روايات اسلامي نيز رهنمودهاي بسيار ظريفي در شناخت حال مخاطبان و رعايت ظرفيت روحي آنان آمده است. در كتاب اصول كافي ذكر شده است : «هرگاه خداوند بخواهد تكليفي را واجب سازد ،‌ تدريجاً آن را نازل مي كند تا مردم خود را براي آن آماده كرده و با اوامر الهي مأنوس شوند و اين تدبير خداي بزرگ ، بندگان را بهتر و زودتر به پذيرش وا مي دارد و كمتر موجب تنفر و گريز آنها مي شود». (اصول كافي ، ج4 : 406). عوامل و زمينه هاي تأثيرپذيري در مخاطب بسيار است ، از فطرت گرفته تا تربيت و خانواده ، از آموزش گرفته تا سنن اجتماعي و فضاي انديشه عمومي و از نيازها تا مشكلات و حساسيتها و نقاط ضعف و قوت و زمينه هاي رواني و اجتماعي (رهبر ، 188:1371). تمام مخاطبان مشابه و يكسان نيستند ، برخي به دشواري متقاعد مي شوند و برخي راحت تر. متقاعد كردن افراد باهوش تر و كساني كه عقايد مخالف نظر پيام رسان دارند ، بسيار دشوارتر از افراد هم عقيده و يا افراد كم‌هوش‌تر مي باشند. كساني كه عزت نفس بالايي دارند ، براي تحت تأثير قرار گرفتن نياز به استدلالهاي قوي و منطقي دارند و به راحتي تسليم نمي شوند ، چنين افرادي اگر پيامي مخالف و متناقض با عقيدة خود دريافت كنند ، فقط در صورتي تغيير عقيده مي دهند كه به صحت و درستي عقيده جديد و برتري آن نسبت به عقيدة خود اطمينان يابند ، ولي در افرادي كه عزت نفس پايين دارند ، كمتر احساس تعارض و تناقض به وجود مي آيد و راحت تر تسليم عقيدة جديد مي شوند.
اگر مخاطب به يك ارزش باور دارد ، اثرگذاري در جهت مخالف آن با دشواري روبه‌رو خواهد شد. بنابراين مي بايست به اين باورهاي ريشه دار توجه شود و در شكل دادن به آن تلاش مضاعفي صورت گيرد. افرادي كه از نظر شخصيتي مستقل هستند ، كمتر همنوايي مي كنند و در مقابل افرادي كه احساس وابستگي بيشتري دارند ، ميزان همنوايي آنان بيشتر است. تحقيقات حاكي از آن است كه در جوامع فعلي عموماً همنوايي افزايش يافته است و اين امر ناشي از پيچيدگي جوامع مدرن است كه ، در اين جوامع ، اتكا به ديگران مورد نياز است (كريمي ، 111:1379).
مخاطباني كه به نحوي بين خود و الگوسازان سنخيت و تشابهاتي مي بينند ،‌ بيشتر تحت تأثير آنها قرار مي گيرند. بدين لحاظ ابتدا بايد براي چنين مخاطباني سرمايه گذاري كرد و سپس با ديگران به صورت گام به گام رفتار كرد.
براساس الگوي همسازي شناختي ، انسان پذيرندة اطلاعاتي است كه با نگرشهاي او هماهنگي داشته باشد. اطلاعات ناهماهنگ از نظر رواني براي شخص خوشايند است ،‌ از اين رو سعي مي كند آنها را به نحوي تغيير دهد كه با نگرشهاي وي همخوان شوند و يا نگرش خود را تغيير داده با اطلاعات دريافتي هماهنگي كند (همان :281). بدين جهت ارائة الگوهاي متعدد و بعضاً ناهماهنگ با هم در جامعه ، موجب ايجاد ناهماهنگي شناختي در الگوپذيران مي شود و آنان را وادار به حمايت از يك الگو و بي اعتباركردن و طرد الگوهاي ديگر مي كند و مسلماً الگويي را مي پذيرد كه از قوت و قدرت بيشتري برخوردار باشد و با نيازها و خواستها و سلايق او همخواني بيشتري داشته باشد و اين نكته اي است كه بايد مورد توجه الگوسازان قرار بگيرد و تلاش مضاعفي در ارائه الگوهاي برتر داشته باشند. دوگانگي شناختي در مخاطبان، ممكن است ناشي از دو فرهنگ متفاوت در جامعه يا ناشي از تهاجم فرهنگي و امثالهم باشد. به هر حال اين ويژگي مخاطبان ، كار الگوسازان را دشوارتر مي كند.
نكته مهم ديگر ، توجه به نوع الگوپذيري است. الگوسازان قطعاً خواهان تأثيرگذاري عميق و پايدار در مخاطبان خود هستند ، آرنسون معتقد است كه مخاطبان در جريان الگوپذيري به صورتهاي متابعت ، همانند سازي و دروني كردن پاسخ مي دهند. در متابعت ،‌ الگوپذيري به منظور كسب پاداش و يا اجتناب از تنبيه صورت مي گيرد.معمولاً اين رفتار تا هنگامي
دوام دارد كه وعدة پاداش يا تهديد و تنبيه وجود داشته باشد. بنابراين «متابعت» ناپايدارترين سطح نفوذ اجتماعي است و كمترين تأثير را بر فرد دارد(آرنسون ، 34:1370).
«همانند سازي» مبتني بر آرزوي شخصي براي همانند شدن با شخص صاحب نفوذ است. در اين روش ، رفتار فرد ناشي از رضايت دروني نيست ، بلكه به اين منظور است كه رابطه اي رضايت بخش با شخص يا اشخاصي ايجاد كند كه فرد مايل است با آنها همانند شود.
«دروني كردن» عميق ترين و پايدارترين پاسخ به نفوذ اجتماعي است. انگيزة دروني كردن اعتقادي خاص ،‌ مبتني بر اين تمايل است كه فرد مي خواهد رفتار و افكارش درست و صحيح باشد. اگر شخص صاحب نفوذ ، مورد اعتماد باشد ،‌ قضاوتش معتبر شمرده مي شود وعقيده اي را كه وي از آن جانبداري مي كند ،‌ پذيرفته شده و با نظام ارزشهاي فرد ادغام مي شود (همان:35).
قطعاً الگوسازان به دروني شدن الگوهاي ارائه شده براي مخاطبان تمايل دارند ، پس هم بايد خود متصف به ويژگيهاي لازم و ضروري تأثير گذاري باشند و هم در شناخت مخاطبان و الگو پذيران دقت و تلاش بيشتري داشته باشند.
در ارسال يك پيام ، همچنين ، بايد به گروههاي سني (كودك ، نوجوان ، بزرگ سال) ؛‌ گروههاي جنسي (زن يا مرد) ؛ گروههاي اعتقادي (مؤمن ، جاهل ، معاند يا بي تعهد) ؛‌ سطح فرهنگي ( باسواد يا بي سواد) ؛ وضع اقتصادي (مرفه ، متوسط يا فقير) و پايگاه اجتماعي (بالا ، متوسط يا پايين) مخاطبان هم توجه شود. تحقيقات نشان داده است هر چه سن مخاطبان كمتر باشد ، الگوپذيري آنها راحت تر است (البته ناپايدارتر) و الگو پذيري نوجوانان و جوانان از افراد مسن تر راحت تر صورت مي گيرد. همچنين نتايج تحقيقات حاكي از اين است كه زنان راحت تر از مردان متقاعد مي شوند و اين ويژگي در مورد اموري كه براي آنان ناشناخته تر است ، بيشتر وجود دارد.
افرادي كه داراي تحصيلات عالي هستند ، براي متقاعد شدن احتياج به استدلال و بيان نظرهاي مخالف دارند و افراد كم‌سوادتر نيازمند بيان ساده و الگوهاي ساده تر مي باشند. افراد متناسب با طبقه اجتماعي و شغل خود ممكن است برخي الگوها را كه هماهنگي بيشتري با آنها دارند ، بهتر بپذيرند ، افرادي كه پايگاه اجتماعي خود را بالا مي بينند ،‌ به هيچ وجه حاضر نمي شوند از افرادي كه در پايگاه پايين تري قرار دارند ، الگو بپذيرند ، مگر به تخصص و مهارت او در موضوع مورد نظر اعتقاد داشته باشد.
نتيجه گيري
عوامل و موانع الگوسازي و الگوپذيري ، از زنان شاخص ، متعدد و داراي جوانب گوناگوني است. چناننچه پيشتر ذكر شد، در ارائة الگو بايد به ويژگيها و خصلتهاي الگوپذيران و شرايط ضروري الگوسازي توجه شود تا اين عمل تأثيرگذار باشد. در صورت فقدان اين ويژگيها ،‌ الگوسازي و الگوپذيري با مشكل روبه‌رو مي شود و يا روند آن كند مي شود. در جامعة ما،‌جوانان به الگوهايي اصيل ، با ويژگيهاي مذهبي و ديني ، نياز دارند كه هم مظهر شهادت و شهامت و ايثار باشند و متناسب با اوضاع زمان و مكان ، ولي متأسفانه ، به دليل كوتاهيها و كم توجهيها كه به امور فرهنگي الگوسازي صحيح در جامعه شده است و مقام معظم رهبري نيز بارها در اين زمينه تذكر داده و از عمل‌كرد مسئولان اظهار نارضايتي فرموده اند ، بعضاً شاهد هستيم كه جوانان الگوهايي انتخاب مي كنند كه مغاير با فرهنگ ديني جامعه مي باشد. البته نبايد يك جانبه نگريست ، وجود جوانان مخلص ، باايمان و آگاهي كه بر تعداد آنان افزوده مي شود و در مراسم مذهبي چون اعتكاف ، اعياد و عزاداريهاي مذهبي يا تجليل و تكريم از شهيدان و پيروي عاشقانه از رهبر فرزانه و عظيم الشأن خود و نيز در سنگرهاي علم و فرهنگ شاهد آنها هستيم ، همه نشان دهندة موفقيت پيام رسانان و الگوسازان مذهبي جامعه است. ولي از آنجا كه هدف بسط و گسترش هر چه بيشتر ارزشهاي ديني و خوبيها در جامعه است ، به اين تعداد اكتفا نكرده ، هدايت و رستگاري تمام جوانان مورد نظر مي باشد.
سه معيار براي سنجش اهميت يك الگوي رفتاري ، در جامعه وجود دارد : عموميت و ميزان پيروي جامعه از آن الگوي رفتاري ، ارزش اجتماعي يا اهميتي كه جامعه به آن الگو مي دهد و فشار اجتماعي يا ضمانت اجرايي رفتار مربوط در جامعه (نيك گهر ، 160:1369). اگر اين سه معيار در نظر گرفته شود تا كنون ، حدود زيادي الگوهاي رفتاري زنان شاخص در جامعه رواج يافته است. حداقل اينكه جامعه براي اين الگوها ارزش زيادي قايل است ، با توجه به اين نكته كه در جامعه ، فشار اجتماعي در وادار كردن مردم به پيروي از اين الگوها وجود ندارد (و ما معتقد به اعمال آن نمي باشيم) و حتي فشار اجتماعي مورد پذيرش نيز وجود ندارد.
نكته قابل تأمل ديگر «زمان بر» بودن فعاليتهاي فرهنگي است. چنين نيست كه بتوان در مدت زمان كوتاهي الگوهاي خاصي را در جامعه رواج داد. خصوصاً اگر اين كار مستلزم تلاش و هزينة مضاعفي باشد و الگوهاي متضاد با آن قدرت و قوت در جامعه وجود داشته باشند. بنابراين بايد در اين راه مسئولان و متوليان فرهنگي كشور با تلاش و صبر و اختصاص بودجه هاي لازم براي كارهاي بنيادي در اين زمينه گامهاي بلندتر و محكم تري برداشته ،‌ باور كنند كه اگر امروز در آرامش و امنيت به سر مي برند به دليل ايثار و فداكاري رزمندگان و خانواده هاي محترم آنان است و بدانند كه در همه حال وجود چنين عزيزاني در جامعه مغتنم است. بدين سبب تجليل و گرامي‌داشت آنان و الگوسازي از آنها فرض است و يقين داشته باشند كه اگر اين الگوها رواج يابد ، جامعه از هر خطري مصون و محفوظ خواهد ماند.
فهرست منابع:
- آرنسون ، اليوت. روان شناسي اجتماعي ،‌ مترجم : حسين شكرشكن ، تهران ، نشر رشد ، 1370.
- ساروخاني ، باقر. جامعه شناسي ارتباطات ، تهران ، نشر اطلاعات ، 1372.
- سخاوت ، جعفر. جزوه درسي روان شناسي اجتماعي ، مقطع كارشناسي علوم اجتماعي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي(ره)،1373.
- كازنو ، ژان. جامعه شناسي وسايل ارتباط جمعي ، ترجمه باقر ساروخاني و منوچهر محسني ، تهران ، نشر اطلاعات ، 1365.
- كريمي ، يوسف. روان شناسي اجتماعي ، تهران ، نشر ارسباران ، 1379.
- نيك گهر ، عبدالحسين. مباني جامعه شناسي ، تهران ، نشر رايزن ، 1369.

دكتر فريبا شايگان
عضو هيأت علمي دانشگاه

 

چهارشنبه 24 آذر 1389  7:54 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها