0

حيات جاويد شهيد

 
amirpetrucci0261
amirpetrucci0261
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 27726
محل سکونت : http://zoomstar.ir/

حيات جاويد شهيد

حيات ابدی                                   
مرگ برای انسانهای مؤمن ،راهي است بسوی يک حيات و زندگي برتر .از مجموع آيات و روايات بدست مي آيد که حيات پس از مرگ کامل تر و بالاتر است .در حديث است که مردم خواب اند ،همين که مي ميرند بيدار مي شوند ،همان طور که آدمي در خواب از درک و احساس ضعيفي برخوردار است و حالتي نيمه زنده و نيمه مرده دارد ولي چون بيدار شد ،حيات کامل تری دارد ،حيات انسان در دنيا هم نسبت به حيات برزخي درجه ای ضعيف تر است و حيات آخرت از هر دو مرحله قبلي ،قوی تر و کامل تر است .اين برای همه افراد است لکن برای مؤمنان حيات پس از مرگ همراه با تنعم و رحمت است و برای کفار حياتي توأم با عذاب و درد خواهد بود.
حيات طبيعی که افلاطون نيز آن را توصيه مي کند همان حيات ابدی و جاودانه است و آنچه که ما را به خود مشغول و سر گرم نموده جز يک زندگي تصنعي و به تعبير قرآن کريم متاعي فريبنده و بازيچه اي سرگرم کننده بيش نيست و زندگي طبيعي و جاودانه و متکامل همان زندگي ابدی است که در چارچوب زمان ،مکان ،حرکت ،سکون ،شيريني ،تلخي ،مصيبت ،مسرّت ،زشتي و زيبايي محصور گرديده است .زندگي طبيعی رستن (فلاح) و رها شدن از اين قيد و بند ها و آزاد گرديدن از اين قفس تنگ خاکي و بال و پرگشودن به سوی اوج قله کمال انساني و مقام قرب ربوبي است.

رسول خدا صلي اللّه عليه و آله ،در جنگ بدر پس از پيروزی مسلمانان و کشته شدن گروهي از سرداران متکبران قريش و انداختن بدنهای آنها در يک چاه در حوالي بدر ،سر به درون چاه برد و به آنها خطاب کرده فرمود :ما آنچه را خداوند به ما وعده داده بود محقق يافتيم ،آيا شما نيز وعده های راست خدا را به درستي دريافتيد ؟بعضي از اصحاب گفتند يا رسول اللّه شما با کشته شدگان و مردگان سخن مي گوييد ؟ مگر اينها سخن شما را درک مي کنند ؟فرمود آنها اکنون از شما شنواترند. از اين حديث و امثال آن استفاده مي شود که با آنکه با مرگ ميان جسم و جان جدايي واقع مي شود ،روح علاقه خود را با بدن که سال ها با او متحد بوده و زيست کرده به کلي قطع نمي کند .

اقسام حيات و مرگ در قرآن                                          
حيات در قرآن کريم به حيات نباتي ،حيواني ،وجودی ،عقلاني ،اعتقادی ،اجتماعي، برزخي ،آخرتي ،ططبه ،مادی ،معنوی و حيات مطلقه پروردگار تقسيم شده است .مرگ نيز به نباتي ،وجودی ،مادی ،اجتماعي ،فکری و اعتقادی تقسيم شده است .
از عموم آيات و روايات استفاده مي شود که انسان پس از مرگ حيات جاوداني و ابدی دارد و شهيدان نيز از اين قاعده کلي مستثني نيستند و زندگي جاويد خواهند داشت ولي امتياز شهيدان بر ديگران برتري حيات آنان بر ساير مؤمنان مي باشد وگرنه دليلي وجود ندارد که بطور جداگانه به زنده و جاويد بودن آن ها اشاره شود.البته برخي گفته اند چون مردم کشته شدگان در جنگها را فاني مي دانستند آيات قرآن زنده بودن آن ها را متذکر شده است ولي اگر آيات کريمه قرآن درباره ی حيات جاويدان در رفع اين ابهام نازل شده باشد ،اين ابهام بر ساير اموات نيز صدق مي کند پس چه ضرورتي داشته است به طور جداگانه بحث جاويد بودن شهيد را عنوان نمايد و درک آن را از فهم های معمولي خارج بداند ! اين مساله حاکي از آن است که شهيدان راه خدا حيات ويژه و مخصوصي دارند. در صفحات آينده اين موضوع مورد بحث قرار مي گيرد .

ابديت شهيد                                                       
اصولاً يکي از مطالبي که بايد به عنوان بزرگترين افتخار شهيد از آم ياد کرد ،موضوع حيات جاودنه اوست .شهيد هر چند مه به خاک و خون مي غلتد و پيکر بي جانش نقش بر زمين مي شود و در ميان انبوه خاک ها دفن مي گردد لکن از نظر اسلام شهيد نمي ميرد و از بين نمي رود ،بلکه او عنصری ابدی جاويد و هميشه زنده است و از يک زندگاني وسيع تر و ارزنده تری تحت شرايط بهتر و مناسب تری برخوردار مي شود :زندگي با خدا و اولياء بزرگ وگرامي او ،زندگي با ملکوتيان و نيروهای معنوي زندگي دور از هرگونه دغدغه و گرفتاری ،سراسر نور و توأم با انواع خوشي و سرور ،زندگي همواره با رحمت الهي و سلام و سلامتي و زندگي غرق در شرف و قداست و کرامت .               با اينکه زندگي پس از مرگ اختصاص به شهيدان ندارد و شهيد و مومن غير شهيد و کفار همه اين زندگي را دارند .قرآن کريم در دو مورد به حيات جاودانه شهيدان تصريح کرده و انواع تعبيرهای عالي را دربازه آنان بکار برده و شأن و شوکت آنان را در حدّ اعلا ستايش کرده است .

حيات شهيد غير قابل درک است                                      
قرآن مي فرمايد :«ولاتقولوا لمن يقتل في سبيل اللّه اموات بل احياء ولکن لاتشعرون» (به آنان که در راه خدا کشته مي شوند مرده نگوييد بلکه آنان زنده هستند ليکن شما نمي فهميد و درک نمي کنيد .) در اين آيه خداوند ابتدا از اينکه شهيدان را مرده بخوانند نهي کرده سپس تصريح به حيات شهيدان کرده و آنان را زنده و پاينده خوانده است و با جمله «ولکن لاتشعرون» مرده خواندهن شهيد را ناشي از عدم شعور و درک انسان و نقص بينش آدمي دانسته است .هر چند ممکن است مقصود اين باشد که چگونگي حيات آنان را شما نمي فهميد و برای شما قابل درک نيست .                                               
در آيه ديگری مي فرمايد :«و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل اللّه امواتاً بل احياءٌ عندربهم يرزوقون» (و البته گمان نبريد آنان که در راه خدا کشته شده اند مردگانند بلکه زندگانند و در نزد پروردگارشان روزی داده مي شوند .)                   
در آيه قبلي از مرده خواندن شهيد نهي کرده و دراين آيه نيز آن نهي را تکرار کرده و از جهت اثباتي به حيات و زندگي شهيد تصريح مي کند و زيباتر آنکه چون از خصوصيات و امتيازات زنده بودن و زيستن ،بهره مندی از مواهب الهي و آثار زندگي است ،مي فرمايد : در نزد پروردگارشان روزی مي خورند .                       
مفسّر خوش ذوق قرآن کريم استاد محسن قرائتي مي نويسد :«تصور نابودی و يا خسارت برای شهيد تفکّری انحرافي است .ايمان به زنده بودن شهيد ،قوی ترين عامل عشق به شهادت است .محدوديتهای علمي و نگرشهای محدود و يا خطا را بايد با ايمان به خدا و گفته های او تکميل و تصحيح کرده ما بر مبنای قرآن که شهيدان را زنده مي داند به آن ها سلام کرده و با آنان حرف مي زنيم و توسل      مي جوييم .»                                             
شيعه بر پايه اعتقاد ژرف و بينش عميق آگاهانه ،شهيد را شاهد و حاضر در جامعهخود مي بيند و به زندگي واقعي پس از مرگ او ايمان کامل دارد و به همين لحاظ در برابر وی به گونه يک انسان زنده و حاضر سلام مي کند يعني به صورت مخاطب وحاضر سلام مي کند نه به صيغه ی غايب .زيرا شهيد زنده است و صدا را مي شنود .(السلامُ عليک . . . )                                    
نکته جالب توجه علاوه بر حاضر و ناظر دانستن شهيد اين است که بُعد مسافت نيز برای حضور او مطرح نيست و در هر نقطه ای که هستيم او را مورد خطاب قرار مي دهيم و معتقديم او در آنجا حاضر است از جمله در نمازهای روزانه خطاب به رسول اکرم (ص) مي گوييم «السلام عليک ايها النبي و رحمه اللّه و برکاته» (سلام بر تو ای رسول گرامي و رحمت و برکات خداوند بر او باد) هر چه جسم آن در مدينه (يثرب) دفن شده است ولي ما با صيغه حاضر به او سلام مي گوييم .                                         
در دعای توسل به معصومان بزرگوار شيعه خطاب کرده و مي گوييم :«ما به وسيله تو به سوی خدا رو مي آوريم و تقاضای شفاعت تو را داريم» در سلام به امير المؤمنين و امام حسين عليه السلام و ساير امامان مي گوييم :«سلام بر تو »   گويا در مقابل ما ايستاده اند و به آنان سلام مي گوييم .درزيارت امامان و نيز زيارت قبور شهدا به صورت حاضر به آنان سلام مي گوييم .سلام بر شهيد ،يادآوری اعلام وفاداری به اوست ،چه او مي کوشد تا ريشه تباهي و نامردمي ها را بخشکاند و سلامتي واقعي را به وجود خود و جامعه اش بازگرداند .               
مطلب ديگری که بر ادامه حيات شهيد بطور ويژه حکايت مي کند اين است که شهيد پس ازشهادت نيز تا روز قيامت از نتايج عملش منتفع مي گردد پيغمبر اکرم  (ص) فرموده است :هر کس بميرد کارنامه عملش درهم پيچيده مي شود مگر کسي که از مرزهای اسلامي و شرف و کيان اسلام و نواميس مسلمانان پاسداری و حراست کند يعني جهاد کند و در اين راه به فيض شهادت نايل گردد .عمل اين مجاهد تا روز قيامت به صورت روز افزون رشد يافته و به حساب او سرازير       مي شود .اين استمرار پاداش و رشد و نمو عمل انجام شده شهيد حکايت از آن دارد که شهيد از يک حيات برتر و والاتری نسبت به ساير مومنان برخوردار       است ولي آيا اين حيات چگونه حياتي است ؟                              
بايد اذعان کرد که کنه حيات مذکور شايد از درک و فهم بشری خارج باشد ولي اين امر دليل بر عدم نعمق و تفکر نمي باشد که از قديم گفته اند :                           
آب دريا را اگر نتوان کشيد                               
هم به قدر تشنگي بايد چشيد     
چهارشنبه 24 آذر 1389  7:25 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها