0

اخطار خداوند

 
kamrantak
kamrantak
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 463
محل سکونت : yazd

اخطار خداوند

سلام دوستان

تا حالا اتفاقی یا شرایط خاصی براتون پیش اومده که فکر کنید خداوند داره بهتون اخطار یا هشدارمیده؟ اصولا میشه اتفاقایی که برامون میافته و به خیر می گذره رو اخطاری از خداوند تلقی کنیم؟

البته بعضی ها از این اتفاقات به عنوان امتحان و بعضی از اون به عنوان هشدار یا یه تلنگری از طرف خداوند می دونند. نظر شما چیه؟واسه خودتون پیش اومده که همچین فکری بکنید؟

یاعلی

پنج شنبه 29 خرداد 1393  5:55 PM
تشکرات از این پست
alifanoodi farshon
mhn1592
mhn1592
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 75
محل سکونت : کرمانشاه

پاسخ به:اخطار خداوند

با عرض سلام.اخطار های خداوند فقط شامل شرایط خاص نمی شود‚بلکه تمام زندگی به نوعی امتحان واخطار است.

به انتظار نشستن کافی نیست

باید به انتظار آقا امام زمان(عج) بایستیم.

السلام علیک یابقیة الله،السلام علیک ورحمة الله وبرکاته.

پنج شنبه 29 خرداد 1393  6:16 PM
تشکرات از این پست
kamrantak alifanoodi farshon
kamrantak
kamrantak
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 463
محل سکونت : yazd

پاسخ به:اخطار خداوند


نقل قول mhn1592

با عرض سلام.اخطار های خداوند فقط شامل شرایط خاص نمی شود‚بلکه تمام زندگی به نوعی امتحان واخطار است.

موافقم.می خواستم اگه موردی براتون پیش اومده که خصوصی نیست واسمون تعریف کنید.

یاعلی

 

پنج شنبه 29 خرداد 1393  6:19 PM
تشکرات از این پست
alifanoodi farshon
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:اخطار خداوند

بله کاملا"من خاطره ای دارم واون دعای معجزه آسای "وان یکاد"است :

روزی درشهرستانی داخل اتومبیل یکی ازهمکارام نشسته بودم که ناگهان یک کامیون به ماشینمون خوردشدت برخوردطوری بودکه سپرماشینمون کنده شدوبه هواپریدمن باخودم گفتم رفتم یعنی مردم اماباکمال تعجب دیدم که سالم هستم وقتی یادم اومدکه دیدم یک دعای "وان یکاد"داخل جیبم وروی قلبم بوده است.

بنظرمن کارخدابودکه زنده بمونم والان درخدمت شماباشم.خیلی مواردهست که خطرازبیخ گوش انسان می گذردمابایدهمیشه شاکرخداوندونعمتهای اوباشیم.باتشکرازپست خوبتون .

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

یک شنبه 1 تیر 1393  8:42 AM
تشکرات از این پست
alifanoodi kamrantak
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:اخطار خداوند

یه خاطره دیگه هم یادم اومد:

بچه که بودم سوارماشین باباداشتیم ازسرخس به سمت مشهدمیومدیم ناگهان یه تریلی ازمقابلمون دراومدوقصدسبقت سرپیچ داشت پایین هم دره بودپدرم به ناچارماشینوبه کنارجاده هدایت نمودوقتی پیاده شدیم دیدیم تادره به اندازه 4 انگشت فاصله است اینم دیگرمعجزات خدابودکه اگه نمی خواست الان من درحال تایپ خاطرش نبودم.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

دوشنبه 2 تیر 1393  9:15 AM
تشکرات از این پست
kamrantak
دسترسی سریع به انجمن ها