0

خنده بر لب!

 
mohsenshabani
mohsenshabani
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 2227
محل سکونت : روی کره خاکی

خنده بر لب!

خنده بر لب!


در حال دریافت تصویر  ...




سال 63 و به هنگام عملیات بدر است، ما جزو رزمندگان گردان حضرت رسول(ص)، لشگر علی بن ابیطالب (ع) بودیم. آن ایام ما را به کشتارگاه مرغ در مهاباد بردند، مکانی که به عنوان اردوگاه نظامی، مهیا کرده بودند و ما چند ماهی را آنجا گذراندیم. کادر گردان، از جمله شهیدان امیر جوادی و فرمانده گردان، مرتضی حاجی سید جوادی، آماده عزیمت به منطقه برای شناسایی هستند. آنها به هنگام اعزام، سخت همدیگر را در آغوش گرفتند و با هم خداحافظی کردند. هر دوی این عزیزان، جزو بچه های خنده رو، مهربان و صمیمی بودند، آنها حتی به هنگام سلام و علیک هم خنده بر لب داشتند. این دو بزرگوار در اصل هنگام خداحافظی، مرگ را به سخره گرفته بودند و امیر جوادی می گوید: سید اگر شهید شدی که می شوی، ما را در آن دنیا شفاعت کن ... و سید هم به امیر همین را می گوید و امیر بلندتر می خندد تا رد گم کرده باشد. آخر آن 2 خیلی زود به شهادت رسیده و خنده هایشان دشمن شکن و کفر ستیز باقی می ماند. سید ابراهیم موسوی



 

سه شنبه 27 خرداد 1393  9:09 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها