0

تنفس صبحگاهی

 
haj114
haj114
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 3991

تنفس صبحگاهی

تنفس صبحگاهی

در آيه 18 سوره تكوير آمده است كه «و به صبح هنگامي كه تنفس كند.» منظور از تنفس


و سوگند به صبح هنگامى كه تنفس كند! (وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ). تکویر: 18
چه تعبير جالبى؟ صبح را به موجود زنده‏اى تشبيه كرده كه نخستين تنفسش با طلوع سپيده آغاز مى‏شود، و روح حيات در همه موجودات مى‏دمد، گويى در زير دست و پاى لشكر زنگى شب نفسش بريده بود، و با درخشيدن اولين شعاع نور از زير چنگال او آزاد مى‏شود و نفس تازه مى‏كند!.
اين تعبير شبيه تعبيرى است كه در سوره مدثر بعد از سوگند به شب آمده است كه مى‏فرمايد: وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ: سوگند به صبح هنگامى كه نقاب از چهره بر گيرد گويى ظلمت شب همچون نقاب سياهى بر صورت صبح افتاده، به هنگام سپيده دم نقاب را كنار مى‏زند و چهره نورانى و پر فروغ خود را كه نشانه زندگى و حيات است به جهانيان نشان دهد. تفسير نمونه، ج‏26، ص: 188
مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه و بیان معنای تنفس صبح می فرماید : 
وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ
اين جمله عطف است بر كلمه خنس، و جمله إِذا تَنَفَّسَ قيد كلمه صبح است، و اگر صبح را داراى تنفس خوانده- بطورى كه از بعضى‏ها استفاده مى‏شود-، به اين مناسبت بوده كه صبح نور خود را در افق مى‏گستراند، و ظلمت را كه افق را فرا گرفته بود از بين‏_

مى‏برد، و اين نوعى استعاره است كه صبح، بعد از آنكه ظلمت شب را شكافته و طلوع كرده به كسى تشبيه كرده كه بعد از اعمال دشوارى كه انجام داده و لحظه فراغتى يافته تا استراحت كند نفسى عميق مى‏كشد، روشنى افق هم تنفسى است از صبح.
زمخشرى درباره اين استعاره وجهى ديگر ذكر كرده، مى‏گويد اگر بپرسى تنفس صبح چه معنا دارد؟ مى‏گويم: وقتى صبح مى‏آيد با آمدنش روح و نسيمى مى‏آورد، و همين نسيم بطور مجاز تنفس صبح خوانده شده «1». اين بود گفتار زمخشرى، ليكن وجه قبلى به ذهن نزديك‏تر است.
ترجمه الميزان، ج‏20، ص: 357

 

  *  عَزیزٌ عَلَیَّ اَنْ اَرَی الْخَلْقَ وَلا تُری  *
********
سه شنبه 6 خرداد 1393  9:20 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها