بدون ترديد «مهدويّت» همواره براي جامعه اسلامي يک مسأله قرآني و روايي شناخته شده و قطعي بود. به جهت استواري اين واقعيت عقيدتي - ديني در جامعه اسلامي، در تاريخ اسلام با شخصيتهايي روبهرو ميشويم که طرفداران افراطي آنان، براي پيشرفت دنيوي و سياست خويش، آنها را به عنوان مهدي نجاتبخش مطرح ساختند! از دگر سو با عناصري آشنا ميشويم که بر اثر انگيزههاي جاه طلبانه، وسوسه قدرت و شهرت و دنياطلبي، به دروغ ادعاي مهدويّت نمودند و خود را همان مهدي نجات بخش - که قرآن و روايات نويد آمدن او را داده است - معرفي کردند.
اين افراد به اعتباري بر چهار دسته قابل تقسيماند:
1. گروهي از اينان از نظر نسب، هويت، هدف و مذهب ناشناختهاند.
2. جمعي با کارهاي جنونآميز خويش، خود را از نظرها ساقط کردند.
3. برخي نام و نشان و دعوت و پيروانشان از صفحه روزگار به گونهاي محو شده که نشاني از آنها نيست.
4. عدهاي نيز مردهاند؛ اما نام و يادي از آنان هست.