0

مناجات

 
haj114
haj114
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 3991

مناجات

مناجات
اصمعی گفت: که شبی مشغول طواف کعبه بودم که ناگاه چشمم به جوانی خوش سیما که مشغول مناجات بود افتاد. شنیدم که می‏گفت: 
پروردگارا! چشمها به خواب رفته، ستارگان جلوه‏گر شده‏اند و تو هستی سلطان زنده قیوم. خداوندا! پادشاهان درهای کاخهای خود را بسته و نگهابانان را بر آنها گمارده‏اند، اما درب خانه تو برای سائلین و طالبین باز است. من هم به درب خانه تو آمده‏ام تا به من نظر کنی، به رحمتت ای مهربانترین مهربانان. وقتی دقت کردم دیدم که آن جوان، علی بن الحسین زین‏العابدین علیه‏السلام است. [1] . 

پی نوشت ها: 
[1] بحارالانوار، ج 46، ص 80. 

 

  *  عَزیزٌ عَلَیَّ اَنْ اَرَی الْخَلْقَ وَلا تُری  *
********
سه شنبه 30 اردیبهشت 1393  9:01 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها