روزی امام سجاد علیهالسلام از کنار جذامیان عبور فرمود و به آنها سلام گفت و آنها غذا میخوردند. امام به راه خود ادامه داده، سپس فرمود: به راستی خداوند گردنکشان و متکبران را دوست نمیدارد، به سوی آنها برگشته، فرمود: من روزه هستم، شما هم به خانه بیایید و آنان با آن حضرت آمدند. به آنها طعام داده، سپس عطایایی به آنان بخشیدند. [1] .
پی نوشت ها:
[1] بحارالانوار، ج 72، ص 16.