0

سید مرتضی نجومی

 
DRAGON333
DRAGON333
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391 
تعداد پست ها : 8083
محل سکونت : سیستان و بلوچستان خاش

سید مرتضی نجومی

خطی ثلث از آثار استاد نجومی که در موزه شخصی علی اکبر عبدالرشیدی نگهداری می‌شود

آیت‌الله سید مرتضی نجومی (۲۶ بهمن ۱۳۰۷ در کرمانشاه[۱] - ۲۵ آبان ۱۳۸۸) از هنرمندان و مفسران قرآن[۲] ایرانی بود. وی عضو پیوسته فرهنگستان هنر و چهره ماندگار هنر ایران بود.[۳]

در آثار به ثبت رسیده از او می‌توان به مجموعه عکسی از آثار خطی او، چند رساله ارزشمند با عناوینی چون: «رساله بعد معنوی هنر خط، رساله التصویر و التمثیل، رساله الغناء، رساله النجاسه الخمر، تفسیر سوره مؤمن و رساله‌ای در تعظیم شعائر اسلامی» اشاره کرد.[۴]

او از برترین‌های هنر خوشنویسی جهان بود و نزد خطاطان بزرگی همچون هاشم بغدادی به تمرین و ممارست پرداخت تا در انواع خطوط اسلامی خطاطی چیره‌دست شد. او همچنین در تذهیب و تشعیر و تجلید و گل و بوته‌سازی آثار جاودانه‌ای پدید آورد. وی به عنوان یکی از چهره‌های ماندگار ایران در عالم هنر، مورد تقدیر قرار گرفت.[۴]

محتویات

  • ۱ زندگینامه
    • ۱.۱ تولد و خانواده
    • ۱.۲ دوران کودکی و نوجوانی
    • ۱.۳ دوران جوانی و تحصیل علوم حوزوی
    • ۱.۴ زندگی در نجف
    • ۱.۵ تشکیل خانواده
    • ۱.۶ بازگشت به ایران
    • ۱.۷ در جریان انقلاب
  • ۲ آثار و تالیفات
  • ۳ ویژگی‌های هنری
  • ۴ درگذشت
  • ۵ منابع
  • ۶ پیوند به بیرون

زندگینامه

در ۵ آذر ۱۳۰۷ زاده شد و تحصیل علوم حوزوی را نخست نزد پدرش و دیگر اساتید کرمانشاه آغاز کردند و با تأسیس حوزه علمیه کرمانشاه در مسجد حاج شهبازخان نزد اساتیدی چون آقا میرزا ابراهیم پورمعتمد، حاج سیدمحمود معصومی‌لاری و حاج‌شیخ‌حسن حاج‌آخوند تحصیلات دینی را ادامه داد. او در سال ۱۳۲۹ خورشیدی (۱۳۶۹ قمری) به شهر نجف رفت و در مدارس سیدمحمد کاظم یزدی، مدرسه آیت‌الله آخوند خراسانی، مدرسه «مرحوم حاج میرزا حسین حاج میرزا خلیل» و مدرسه مرحوم آخوند به تحصیل دروس حوزوی پرداخت و به درجه اجتهاد رسید. در سال ۱۳۴۹ در پی اخراج ایرانیان مقیم عراق توسط ارتش بعث، آیت‌الله نجومی به کرمانشاه مراجعت و از آن پس عمر در کرمانشاه اقامت گزید و فعالیت‌های هنری خود را پی گرفت تا جایی که یکی از چهره‌های پرنفوذ معنوی شهر به شمار می‌رفت. او صبح روز ۲۵ آبان ۱۳۸۸، در سن ۸۱ سالگی در شهر کرمانشاه درگذشت.[۴]

تولد و خانواده

بر اساس شناسنامه، وی متولد ۲۶ بهمن ۱۳۰۷ است، هرچند در نوشته‌ای از خود او در پشت نسخه‌ای نفیس از نهج البلاغه، به نقل از پدرس ۲۳ جمادی الثانی ۱۳۴۶ مصادف با ۵ آذر ۱۳۰۷ در کرمانشاه ثبت شده است.[۵]

وی فرزند آیت‌الله سید محمد جواد نجومی فرزند آقاسید میرزا اسماعیل نجومی است. بر اساس شجره‌نامه‌ای که در پشت همان کتاب آمده سلسله سیادت او به امام چهارم شیعیان علی ابن الحسین می‌رسد.[۶]

پدر و جدش آقا سید میرزا اسماعیل نجومی متولد کرمانشاه و از سادات بسیار بزرگ شهر کرمانشاه بودند و طول عمرشان را در آنجا سپری کردند. وی در خصوص مادرش در کتاب فوق چنین آورده است: «والده عفیفه و صالحه بنده که به راستی نمونه سلامت نفس، دیانت، تقوی، دلسوزی، مهر و محبت بود فرزند مرحوم مغفور آیت‌الله شیخ مرتضی علم الهدی آل آقا بودند»[۷]

دوران کودکی و نوجوانی

در سال ۱۳۱۴ در دبستان هدایت کرمانشاه به تحصیل پرداخت و تا کلاس ششم آنجا بود که بعد در سال ۱۳۲۱ و ۱۳۲۲ کلاس‌های اول و دوم دبیرستان را نیز گذراند و به تحصیل دروس حوزوی پرداخت.[۵]

دوران جوانی و تحصیل علوم حوزوی

در شرایطی که مدرسهٔ علوم دینی‌یی در کرمانشاه نبود، وی تحصیل علوم حوزوی را در محضر پدرش و دیگر استادهای شهر شروع کرد تا آنکه با گذشت چند ماه، علمای شهر به امر آیت‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی، حوزهٔ علمیهٔ کرمانشاه را پایه‌گذاری کردند که در مسجد حاج شهباز خان برگزار می‌شد.[۵]

زندگی در نجف

او در کتاب کیمیای هستی دربارهٔ دلیل عزیمت به عراق (نجف) آورده است: «رفت و آمد علاقمندان و همشهریان را به منزل والد و معاشر بیش از اندازه را بلائی برای ادامه تحصیل دیدم لذا تصمیم به عزیمت به عتبات مقدسه و انتقال به حوزه نجف اشرف گرفتم».[۵]

در سال ۱۳۲۹ خورشیدی (۱۳۶۹ قمری) به نجف رفت و در مدارس آقا سید محم کاظم یزدی، مرحوم آیت‌الله آخوند خراسانی، حاجی «مرحوم حاج میرزا حسین حاج میرزا خلیل»، مرحوم آخوند به تحصیل پرداخت.[۵]

وی در این ایام در درس خارج استادانی چون آیت‌الله العظمی میرزا محمد باقر زنجانی، آیت‌الله میرزا حسن موسوی بجنوردی، آیت‌الله محسن حکیم و آیت‌الله العظمی سیدمحمود شاهرودی شرکت کرد.[۵]

تشکیل خانواده

وی در سال ۱۳۳۴ با دختر یکی از علمای نجف، سید عباس ناجی که اصالتاً از اهالی آذربایجان ایران بود ازوداج کرد و از او سه پسر و سه دختر و تعدادی نوه به جا مانده است.[۵]

بازگشت به ایران

در پی اخراج ایرانیان مقیم عراق توسط بعثیها او نیز در سال ۱۳۴۹ به کرمانشاه بازگشت. از آن به بعد در کرمانشاه زندگی کرد و به یکی از چهره‌های پرنفوذ معنوی شهر تبدیل شد. او در مسجد نواب نماز می‌گزارد که از جمله مساجد فعال شهر کرمانشاه است.[۵]

در جریان انقلاب

او در خصوص فعالیت‌هایش در دوران انقلاب چنین نگاشته است: «بعد از بازگشت از نجف اشرف تا شروع انقلاب مقدس اسلامی دیگر مجال نوشتن کتابی یا استنساخی پیدا نشد و به کارهای معمولی و وظایف مقرره روحانیت مشغول شدیم. تا اوان انقلاب اسلامی که جوانان عزیز و سر باخته، دستگاه تکثیر و چاپ اعلامیه‌ها را مخفیانه به منزل ما آوردند بطوریکه خود آقایان روحانیون محترمی که کاملا در جریان انقلاب بودند نمی‌دانستند که اعلامیه‌ها کجا تکثیر می‌شود حتی گاهی جلسه آقایان علما منزل ما بود و در همان وقت جوانان عزیز در زیر زمین مشغول تکثیر و چاپ اعلامیه‌ها با انشاء این حقیر بودند.»[۵] در اوج درگیری‌های انقلاب در ۹ مهر ۱۳۵۷ داماد او صادق صابون در درگیری با عوامل رژیم شاه جان باخت، و به عنوان «اولین شهید انقلاب اسلامی در کرمانشاه» شناخته شد.[۵]

آثار و تالیفات

در آثار به ثبت رسیده از او می‌توان به مجموعه عکسی از آثار خطی او، چند رساله ارزشمند با عناوینی چون رساله بعد معنوی هنر خط، رساله التصویر و التمثیل، رساله الغناء، رساله النجاسه الخمر، تفسیر سورهٔ مومن، و رساله‌ای در تعظیم شعائر اسلامی اشاره کرد.[۵]

او در ذیل بخش آثار و تالیفات چنین آورده‌است: «مطلبی را اینجا تذکر دهم و آن اینکه ما از اول بفکر کتاب‌نویسی یا اگر جسارت نباشد بفکر خودنمائی و تالیف و تصنیف نبودیم و همیشه می‌گفتیم مردی در فهمیدن کلمات بزرگان و محققان عظیم ماست لذا چندان رغبتی به نوشتن کتاب مستقل نداشتیم» هرچند که او بسیاری از آثار بزرگان را استنساخ کرد که از جملهٔ آن‌ها ریاض العلمای مرحوم عبدالله افندی، رسالهٔ صحیحه از میرزای زنجانی و چند اثر دیگر را می‌توان نام برد.[۵]

ویژگی‌های هنری

او در خصوص ویژگی‌های هنری خود و خانواده‌اش چنین نوشته‌است: «در خاندان ما هنرهای زیبا جایگاه ویژه‌ای دارد و هنرمند خوشنویس، نقاش و صحاف زیاد داشته‌ایم، مرحوم جدم آقای میرزا اسماعیل که در ابتدای کلام ترجمه حال ایشان را آوردم از خوشنویسان بسیر خوبیبودند که انواع خطوط را بسیار استادانه می‌نوشتند و آثار بسیار ارزشمندی در این زمینه دارند که همراه برادرش آقا میرزا رضای منجم باشی از شاگردان میرزا محمد علی خوشنویس کرمانشاهی بوده‌اند.» آقا سیف السادات، سید میرزا عبدالرحمن نجومی، سید میرزا محسن و سید محمد صالح سیف السادات، سید نصر الله نجومی و سید میرزا حسن نجومی و سید هادی و مهدی نجومی و آقا سید محمد جواد نجومی پدر گرانقدر وی نیز از هنرمندان این خانواده هستند.[۵]

خود او نیز از برترین‌های هنر خوش‌نویسی جهان بود که تابلوهای زیبایی از او به جا مانده‌است. او نزد خطاطان بزرگی همچون هاشم بغدادی و احمد نجفی به تمرین و ممارست پرداخت تا در انواع خطوط اسلامی استاد و در خط نسخ و ثلث صاحب‌نام شد و در تذهیب و تشعیر و تجلید و گل و بوته‌سازی آثاری ماندگار پدید آورد. در سال ۱۳۵۷ خورشیدی (۱۳۹۸ هجری قمری)، احمد معصومی زنجانی اجازه‌ای عربی در عالم خط برای او نوشت. او لوح تقدیر در نخستین گردهمائی و جشنواره خوشنویسان جهان را از آن خود نمود و نیز بعنوان چهرهٔ ماندگار ایران در عالم هنر مورد تقدیر قرار گرفت.[۵]

درگذشت

وی سرانجام در ۲۵ آبان ۱۳۸۸ در سن ۸۱ سالگی و در منزل شخصی خود در کرمانشاه درگذشت.[۸]

در پی درگذشت او سه روز عزای عمومی در استان کرمانشاه اعلام شد.[۵]

سید علی خامنه‌ای،[۹] اکبر هاشمی رفسنجانی،[۱۰] علی لاریجانی،[۱۱] سید محمد خاتمی،[۱۲] محسن رضایی[۱۳] و میرحسین موسوی[۱۴] هر یک در پیامی جداگانه درگذشت او را تسلیت گفتند.

مجمع نمایندگان استان کرمانشاه نیز طی اطلاعیه‌ای، درگذشت او را تسلیت گفتند.[۵] همچنین شورای فرهنگ عمومی نیز در پیامی جداگانه درگذشت او را تسلیت گفت.[۱۵] آیت الله حاج شیخ محمد حجتی هرسینی کرمانشاهی ،دیپلمات مجتهد آیت الله دکتر حسین حجت(حجتی هرسینی کرمانشاهی)بهروز مرادی استاندار همدان، آیت‌الله حسن ممدوحی نماینده مردم کرمانشاه در مجلس خبرگان رهبری، حجت الاسلام لطفی امام جمعه ایلام، علما و روحانیون اهل تسنن استان، حوزه‌های علیمه استان، دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی، سازمان بنیاد شهید، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، روابط عمومی اداره کل اطلاعات، امام جمعه، فرماندار و مسوولان ادارات سنقر و کلیایی و فرماندار قصرشیرین هم از جملهٔ دیگر شخصیت‌ها و مسوولان سازمان‌ها و اداراتی بودند که در خصوص درگذشت وی پیام صادر کردند.[۲]

دوشنبه 8 اردیبهشت 1393  12:40 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها