مهدی بهادرینژاد، (زادهٔ ۲۲ مرداد ۱۳۱۲ در تهران)[۱][۲]، استاد دانشکده مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف و از اعضای پیوستهٔ فرهنگستان علوم ایران است.[۳][۴] وی از چهرههای ماندگار[۴][۵] ایران و دارای نشان درجهٔ یک دانش است.[۴]
محتویات
-
۱ تحصیلات
-
۲ تدریس و پژوهش
-
۳ سمتها
-
۴ منابع
-
۵ پیوند به بیرون
تحصیلات
مهدی بهادرینژاد، تحصیلات متوسطه را در دبیرستان البرز تهران گذراند.[۶] او در سال ۱۳۳۱ تحصیلات دانشگاهی را در رشتهٔ مهندسی مکانیک در دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران آغاز کرد و در سال ۱۳۳۵ با کسب رتبهٔ اول، فارغالتحصیل شد.[۶] وی پس از مدتی کار در یک شرکت مهندسی مشاور در تهران، با استفاده از یک بورس تحصیلی دولتی برای ادامه تحصیل به امریکا رفته و پس از کسب مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه ویسکانسین، مدرک دکتری را از دانشگاه ایلینوی و در سال ۱۳۴۳ دریافت کرد.[۶]
تدریس و پژوهش
مهدی بهادری نژاد، پس از اخذ دکتری، برای دو سال در آمریکا به تدریس پرداخت و سپس به ایران بازگشت. پس از بازگشت به ایران، وی در دانشگاه شیراز به تدریس مشغول شد و در سال ۱۳۵۱ به مرتبه استادی رسید.[۶] وی در سال ۱۳۶۶ به دانشگاه صنعتی شریف منتقل شد[۶] و از آن زمان تا کنون در این دانشگاه به آموزش و پژوهش مشغول بودهاست. بهادرینژاد، علاوه بر این دانشگاهها، به مدت ۱۲ سال در سه دانشگاه در آمریکا و یک دانشگاه در کانادا به تدریس و تحقیق پرداختهاست. همچنین وی معادل ۳ تابستان در دو مرکز تحقیقاتی در اتریش و ایتالیا فعالیت پژوهشی داشتهاست.[۶]
بهادری نژاد بیش از ۱۳۰ بار به ۳۴ کشور جهان جهت ارائه مقالات تحقیقاتی و ایراد سخنرانی در کنفرانسها و سمینارهای بینالمللی، یا بازدید از فعالیتهای پژوهشی مسافرت نمودهاست.[۴] همچنین وی در سال ۱۳۸۰ و در اولین دوره انتخاب چهرههای ماندگار، به عنوان چهره ماندگار کشور انتخاب شد.[۴]
در کارنامهٔ وی بیش از ۱۰۰ مقاله علمی به زبانهای انگلیسی و فارسی، تألیف دو جلد کتاب علمی - عرفانی به زبانهای فارسی، انگلیسی و اسپانیایی، یک کتاب عرفانی به زبان فارسی و سه کتاب در زمینه مهندسی مکانیک به زبان فارسی دیده میشود.[۴]
وی در ۳۰ خرداد ۱۳۸۵، در مراسمی که در کتابخانه ملی ایران برگزار شد، توسط فرهنگستان علوم به عنوان چهرهٔ برجسته علمی برگزیده شد و نشان درجه یک دانش و لوح سپاس فرهنگستان توسط رییس جمهور به وی اعطا شد.
وی یکی از ۱۲۵ نفر از استادان دانشگاه صنعتی شریف بود که طی بیانیهای در ۵ خرداد ۱۳۸۸، خواستار تبلور عقلانیت در مدیریت کشور و مشارکت فعال در انتخابات شدند. در این بیانیه از خارج کردن تدریجی متخصصان باتجربه از دایرهٔ تصمیمگیری، تکیه بر شعارهای عوامپسند نظیر مبارزه با مافیا و مظلومنمایی با وجود در اختیار داشتن تمام ابزار قدرت، تحقیر مردم و سعی در تطمیع آنان به نام عدالتطلبی از خزانهٔ ملی، شکستن حرمت بزرگان و اندیشمندان و همچنین سوءاستفاده از احساسات پاک دینی و عدالتطلبانهٔ مردم در جهت فعال کردن شکافهای فرهنگی و طبقاتی، با ایجاد تضاد و تفرقه در سطح ملی و... انتقاد شده بود.[۷]