0

عملي

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

عملي

راوي :همرزم شهيد
منبع :سايت ساجد
زماني كه تيمسار ياسيني فرماندهي منطقه هوايي شيراز را به عهده داشت ، من نماينده دانشكده پرواز در اين منطقه بودم . روزي براي دريافت امكمانات جهت راه اندازي واحدي حساس ، خدمت ايشان رسيدم . به گرمي از من استقبال كرد و به دقت به خواسته هايم گوش داد ، سپس با بياني منطقي ، محدوديت امكانات موجود را براي بر آوردن آن نيازها ياد آور شد ، اما قول مساعد داد تا در راه اندازي آن پروژه مهم ياري مان كند . در معين ايشان به شعبه تجهيزات پروازي رفتيم . او در حالي كه به دقت به اين سو و آن سو مي نگريست ، از مسئول شعبه خواست تا علت چيده نشدن صحيح تجهيزات و از جمله كلاه ايمني پرواز پاسخ لازم را ارائه نمايد . آن شخص به خوبي از عهده اين خواسته تيمسار بر نيامد و اشتباه و بي توجهي خود را به محدوديت جا و مكان نسبت مي داد . تيمسار ياسيني كه وضع را چنين ديد ، براي تفهيم او ، مشغول تميز كردن و نظم دادن تجهيزات شد . ابتدا تصور مي كردم كه اقدامش از روي عصبانيت است ، اما وقتي به چهره اش نگريستم ، هيچ گونه آثاري كه نمايانگر خشم و عصبانيت باشد در او نديدم . با متانتي خاص سعي داشت تا درسي عملي به آن شخص سهل انگار بدهد . در پايان كار ، بدون اينكه او را سرزنش كند ، رو به وي كرد و گفت : « مي خواستم با چشم خود ببيني و هر عيب و نقص را به حساب كمبود جا و مكان نگذاري و از اين پس با جان و دل در انجام وظايف محوله كوشا باشي.»
(سرهنگ محمد علي ظهوري ، شهيد عليرضا ياسيني )

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

پنج شنبه 4 اردیبهشت 1393  5:52 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها