0

انفاق 5

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

انفاق 5

راوي :همرزم شهيد
منبع :سايت ساجد
به حاج يدالله، يك خانه در كرج براي سكونت اهدا كرده بودند. حاج يدالله- از آن جا كه در همه امور زندگي، براي بچه ها يار و ياور بود- همراه با يكي از دوستان، براي خواستگاري دختر خانمي، به خانه پدر آن دختر مي روند. پس از صحبت هاي اوليه، خانواده دختر مي پرسند كه آيا آن برادر، خانه دارد يا نه؟ آن برادر هم به خاطر صداقت مي گويد: «نه، ندارم!»
خانواده آن دختر مي گويند:«براي ما اين مسأله مهم است، پس اجازه بدهيد به همين دليل، اين موضوع را خاتمه يافته بدانيم.»
حاج كلهر در همين لحظه، پا در مياني مي كند و مي گويد: «نه آقا! ايشان خانه دارند.» پدر دختر با تعجب مي گويد: «ولي خود ايشان گفتند كه خانه ندارند.»شهيد كلهر با خونسردي و مهرباني مي گويد: «چرا! دارند. خانه ايشان در فلان جاي كرج است. مي توانيد خودتان برويد ببينيد.» سپس آن مراسم با خوبي و خوشي تمام مي شود و شهيد كلهر در كمال ايثار، خانه خود را به آن برادر مي بخشد.
(احمّد ارشادي ، شهيد يد الله كلهر)

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

چهارشنبه 27 فروردین 1393  5:02 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها