0

حسينيان ,سيدمهدي

 
amirpetrucci0261
amirpetrucci0261
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 27726
محل سکونت : http://zoomstar.ir/

حسينيان ,سيدمهدي

فرمانده ناحیه 6مقاومت بسیج تبریز

سال 1340 ه ش در تبريز به دنيا آمد و در ميان محيط مذهبي پرورش يافت .تحصيلات ابتدائي خود را دردبستان ساسان (سابق)گذراند و اطلاعات عمومي را از طريق مطالعه , بحث و شركت در مجالس و جلسات مذهبی كسب نمود .
چند سالي نيز كار صنعتي انجام مي داد تااينكه در سال 1359 بعد از پيروزي انقلاب اسلامي وارد سپاه شد .مدتي در واحد تبليغات و انتشارات و بخش فيلم وعكاسي فعاليت مي كرد پس از آن به دليل ابراز لياقت و شايستگي به فرماندهی ناحيه 6 مقاومت بسيج تبریزمنصوب شد .يكسال و نيم ,روزها در مدرسه ولي عصر(عج) به تحصيل دروس طلبگي اشتغال داشت و مسئوليت خود را در بسیج به خوبي ايفاء مي کرد .
مهدي در هدایت وفرماندهی ناحيه سخت كوشي نشان مي داد . همكارانش نقل مي كنند در مدت حضور وفرماندهی او در ناحیه 6, تمام پايگاههاي تابعه جان گرفته و روح تازه اي در آنها دميده شده بود .
مديريت و رسيدگي حضوري و همه جانبه او به امور حتي در دورافتاده ترين پايگاها زبانزد بود . در مدت عمر كوتاه اما پربركتي كه داشت ويژگيهائي را به دست آورد كه تنها از پيروان واقعی امام و فرزندان راستین انقلاب ساخته است .
مبارزه با نفس ، تن دادن به سختيها ، ياري رساندن به مستمندان تا جایي كه جان بگيرند و به نوائي برسند ,قدرت جذب نيروهاي جوان؛ مديريت و راهنمائي و حل مشكلات ، تحصيل روزانه وكار شبانه ، قرائت قرآن ,سخنراني و بالاخره جنگيدن و پيش بردن نيروها در شب تيره ودردل دشمن ، اين همه شايستگي او بود كه بروز مي داد و در نهايت با مرگ سرخ خونين , همه این جانبازی ها را مهرتایید نهاد .
وقتي دانش آموز دبيرستان بود ,عوامل رژيم شاه برای تبليغات به آنها شير و موز و پرتغال ميدادند. او غذاهایش را به دیگران می داد تا هم از فقرا حمایت کرده باشد وهم خود را آلوده هدایای حکومت فاسد شاه نکرده باشد.
درپشت جبهه که بود برروي فرش خالي استراحت مي کرد . وقتي علت این کار را از او می پرسیدند ؛ رزمندگان یاد آور می شد که در جبهه بات کمترین امکانات و وسائل راحتی در مقابل دشمنان ایستادگی می کنند.او هرگز در شهر وپشت جبهه برادران رزمنده اش را فراموش نمیکرد.
مهدي مدتها بود که خود را به قبله آمال وآرزوهایش ,جبهه برساند ؛با هزار زحمت ورنج توانست موافقت مسئولين را به دست آورد و به عبارتی از دست آنها فرار کند وبه جبهه برود. يكسال در جبهه بود و در دو عمليات بزرگ شركت كرد . شركت او در عمليات خيبر بيش از پیش او را متحول كرد. حماسه هاي شجاعانه و عارفانه همرزمانش را ديد .به خصوص استقامت و عرفان و عبادت همسنگرشهیدش حسين پارسا که برايش محرك بود .وقتي در جزيره مجنون در محاصره دشمن قرار گرفته بودند و ارتباط با نيروهاي خودي قطع شده بود و دشمن هر لحظه محاصره را تنگ تر مي كرد ؛نماز حسين با قامتي استوار در برابر ديد گان دشمن و شهادت او همواره در ذهنش مجسم مي شد.
مهدي در جزيره مجروح شد و پس از هلي برن نيروهاي كمكي به پشت خط منتقل گرديد. در عمليات بدر كه دومين و آخرين عمليات او بود فرمانده دسته بود, معاون او كه در اين عمليات مجروح شده بود ,مي گفت وقتي نيروها را از قایق پياده كرديم ,ساعت5/ 12 نصف شب بود .من از شهادت حسينيان مطلع شدم و در فكر اين بودم كه چكار بايد بكنم . نيروها را جلو می بردم .وقتي در جلو دسته بودم برادران مي پرسيدند :حسينيان كو ؟ ميگفتم :در پشت دسته حركت مي كند و موقعي كه به عقب مي رفتم ,مي پرسيدند: حسينيان كو؟ ميگفتيم :پيشاپيش نيروها را هدايت مي كند . نبود مهدی در دسته یک خلا بزرگی بود. بارها در مواقع سخت كه ديگر نمي توانستم حمله كنم و پيش بروم سيد مهدي در ذهنم مجسم مي شد. گوئي او را مي ديدم كه در پيش رو قراردارد و با صداي بلندش و حركتهاي شجاعانه خود اشاره كنان مي گويد بيا بيا جلو , نترس . بله او همچنان در حيات بود ودر جلو حركت مي كرد ونيروها را جلومي برد پس از شهادتش نيز نقش فرماندهی را داشت و قوت برادران بود .
مهدي عاشق الله بود گويا در طول زندگي , خود را براي چنين روزي ساخته بود .دنيا برايش تنگ بود. او از عالم خاكي گريزان بودو دنياي پهناور و مادي گنجايش روح با عظمت او را نداشت .
علاقه زیادي به عرفان و اشعار عرفاني داشت . كتاب مناجات عارفان را به همراه داشت . علاقه مهدي به مولايش حضرت مهدي ( عج) بيش از وصف بود. اشعار زير در خطاب به آن حضرت ؛زمزمه زبانش بود و از سوز دل مي سرود .
هزار بار بهار آمد و گذشت, هنوز
توئي به گوشه خلوت سراي راز بيا
بگو تو اي وفا از من اي حبيب مرنج
ظهور كن زپس اين شب دراز بيا
او منتظر حقيقي حضرت حجت ( عج) بود ؛منتظري كه به خانه جاروب زد ه و سپس ميهمان می طلبيد و به اين انتظارصادقانه با نثار خونش شهادت داد .شهادتی که در عملیات بدر اورا آسمانی کرد.
منبع:پرونده شهید دربنیاد شهید وامور ایثارگران تبریز ومصاحبه با خانواده ودوستان شهید



وصيتنامه
بسمه تعالي
من المومنين رجال صدقوا ماعاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا .
برخي از مومنان بزرگمرداني هستند كه به عهدي كه با خدا بستند كاملا وفا كردند ( تا به راه خدا شهيد شدند ) و برخي به انتظار فيض شهادت مقاومت كرده كرده هيچ عهد خود را تغيير ندادند .
ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احيا ء عند ربهم يرزقون .
مپندارید کسانی که در راه خدا کشته می شوند ؛مرده اند,بلکه آنان زنده اندو نزد پروردگارشان روزی می خورند.
با رپروردگارا بنده گنهكار تو هستم و به سويت روآوردم .دلم براي لقاي تو تنگ شده ,خدايا جهان تنگ شده همچون زندان است, احساس دوري از ياران ميكنم .دلم مي خواهد من هم پرواز كنم ,من هم حكمت را به اجرا در بياورم. خدايا به سوي تو مي آيم واز عالم و عاليمان مي گريزم.
خداوندا تنها به تو اميد بسته ام و تنها از تو ياري مي طلبم .مرا در جوار رحمت خود سكني ده .
سخني با برادران عزيزي كه در سنگرهاي مساجد فعاليت مي كنند دارم؛ برادران عزيز :شما كه شب و روز نداريد و هميشه در تلاش و جديت ,و دائما مطيع اوامر امام امت بوده ايد و به نداي هل من ناصر ينصرني امام امت لبيك يا خميني سرداده ايد . اين را بدانيد كه امروز شركت در جهاد و مبارزه با كفار و دشمنان خدا براي تك تك ما لازم و ضروري است .
عزيزان هيچگونه ترس و واهمه از مرگ نداشته باشيد زيرا شهادت مسافرتي است به ملكوت اعلا ؛ادراك بيشتر,شهود زيادتر و نجات از ناملايمات و مزاحمتهاي دنيا است. حضرت امام صادق ( ع) مي فرمايد : كسي كه لقاالله خدا را خوش ندارد خداوند هم لقاء اورا خوش نخواهد داشت .
حال وظيفه شما در اين است که نگذاريد راه خونبار ايشان بي رهرو بماند و آتش مسلسل سنگر برادران تان كه تا چندي بيش با شما در يك محل زندگي مي كردندو از ميان شما رفته اند تا با ريختن خون سرخشان روشنگر راه آزاد زيستن باشند و زيستن حسين گونه را به شما بياموزند و دين خود را نسبت بخون شهدا و امت اسلامي وتمامي شما ادا كرده باشند ؛خاموش گردد.
اي برادران استغفار و دعا را از ياد نبريد كه بهترين درمانها براي تسكين دردهاست و به ياد خدا باشيد و در راه او قدم برداريد .
سخني ديگر با مادر و خواهر و برادرانم دارم كه اگر من توفيق داشتم وبه شهادت رسيدم چون مولايم علي ( ع) بدون هيچ تشريفاتي و با همان لباس هاي رزمم در كنار پيكرهاي به خون آغشته شهدا در وادي رحمت به خاك بسپارند و در مرگم هيچگونه شيون و زاري نكنيد. زيرا من به وعده خود عمل كردم و به نزد پروردگار باز گشتم وهميشه خواستتان از خداي يكتا اين باشد كه خدايا خدايا تا انقلاب مهدی خميني را نگه دار . 27/11/1363 سيد مهدي حسينيان



آثار باقی مانده از شهید
اي مصيب شمع بزم عاشقان
اي بهين شور آفرينان زمان
ماهي لب تشنه درياي خون
عاشق سرگشته دشت جنون
اي مصيب دردمند دردخواه
درد خود بردي به درگاه خدا
با دلي پردرد و جاني شعله ور
پيش رفتي تا بخلوتگاه يار
هركه را سوزي نباشد مرد نيست
مرددانا دل بي درد نيست
در جنود حق سرافراز آمدي
واز سر افرازي تو سرباز آمدي
اي شهيد اي گلگون كفن
افتخار ملت و عزّ وطن
نازم آن عزمي كه در سرداشتي
پرچم عزت به چرخ افراشتي
نقد جان بنهاده بودي در طبق
با سرافرازي شدي قربان حق



آثار منتشر شده درباره ی شهید
خدايا عارفان وعاشق درتمام سير حيات چشم بهم زدني از تو غفلت نكردند و لحظه اي بی ياد تو به سر نبردند و ياوري جز تو نگرفتند و بر كسي به غير تو تكيه نكردند و روي به سرائي جز سراي تو و كوئي جزكوي عشق تو نياورند .
اينان تمام لذت حيات ، وعيش جان را در ياد تو يافتند به قول سر حلقه عاشقان امام عارفان مظهر العجائب ، غالب كل غالب, علي بن ابيطالب ( ع) : يا الله عاشقانت به شب در محراب عبادت سراپا عجز و نياز و غرق را زند و به هنگام روز شير بيشه شجاعت، ديده قلبشان نگران جمال يار و جانشان محوديدار دوست و دلشان را از غم هجركوي معشوق محزون است. اگر اجل مقدرنبود يك لحظه روحشان در كالبد مادي قرار نمي گرفت. آري عشق به رضوان و خوف از عذاب يكباره بين جان و تنشان جدائي مي انداخت. تنهااينان كاروان سالار عشقند و بر فقيران و نيازمندان است كه با كمال عجز و زاري دست به دامن پرمهرشان زنند و اگر اينگونه چهره هاي الهي در زندگي نباشد حيات انساني فروغي نخواهند داشت و آدمي جز در ضلالت و گمراهي و بدبختي و شقاوت نخواهد افتاد . به قول شهید بزرگوار سيدمهدي حسينيان :
عزيزان هيچگونه ترس و واهمه از مرگ نداشته باشيد زيرا شهادت مسافرتي است به ملكوت اعلا ؛ادراك بيشتر,شهود زيادتر و نجات از ناملايمات و مزاحمتهاي دنيا

یک شنبه 21 آذر 1389  2:47 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها