0

آزادی (فریدون مشیری)

 
mansfa
mansfa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1389 
تعداد پست ها : 1216
محل سکونت : خراسان رضوی

آزادی (فریدون مشیری)

آزادی ( فریدون مشیری)

 

پشه اي در استكان آمد فرود
تا بنوشد آنچه وا پس مانده بود
كودكي - از شيطنت- بازي كنان
بست با دستش دهان استكان
پشه ديگر طعمه اش را لب نزد
جست تا از دام كودك وا رهد
خشك لب مي گشت، حيران راه جو
زير و بالا، بسته هر سو راه او
روزني مي جست در ديوار و در
تا به آزادي رسد بار دگر
هر چه بر جهد و تكاپو مي فزود
راه بيرون رفتن ز چاهش نبود
آنقدر كوبيد بر ديوار، سر
تا فرود افتاد خونين بال و پر
جان گرامي بود و آن نعمت لذيذ
ليك آزادي گرامي تر عزيز

یک شنبه 17 فروردین 1393  10:24 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها