0

اول دوستی، بعد ازدواج؟

 
mohsenshabani
mohsenshabani
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 2227
محل سکونت : روی کره خاکی

اول دوستی، بعد ازدواج؟

اول دوستی، بعد ازدواج؟

میل و کشش به جنس مخالف از نظر فیزیولوژی، یک نیاز طبیعی، فطری و روانی است و خداوند متعال خلقت انسان را با خلق زن و مرد و کشش آن دو به یکدیگر آغاز کرده است که این موضوع باعث بقای نسل بشر می‌شود. در تمام فرهنگ‌ها و کشورها، پسران و دخترانی که در سن بلوغ قرار دارند، اولین نگاه و گرایش را به جنس مخالف ابراز می‌کنند. اما مرز این کشش در هر فرهنگی متفاوت است. برای مثال در جوامع غربی و سایر جوامع غیرمسلمان که پایه‌های اخلاق دینی سست و ضعیف است، ارتباط میان دو جنس مخالف از چارچوب قوانین و هنجارها تجاوز می‌کند و به خود فرد سپرده شده و هر شکلی از این ارتباط مورد پذیرش است.
اما می‌دانیم که اخلاقی‌ترین، معنوی‌ترین و صحیح‌ترین جلوه و شیوه‌ی ارتباط و پیوند زن و مرد، در ازدواج تجلی پیدا می‌کند که در آموزه‌های دینی ما بسیار مورد تأکید قرار گرفته است.
در گذشته سن ازدواج بسیار پایین‌تر از اکنون بود و ارتباطات به شکل وسیع امروزی امکان‌پذیر و مورد پذیرش نبود. همچنین کنترل و محدودیت‌های بیشتری نیز بر جوانان صورت می‌گرفت. اما اتفاقی که این روزها بسیار شاهد آن هستیم، دوستی دختر و پسر به بهانه و قصد ازدواج است.

ازدواج بعد از دوستی
برخی جوانان با دلایلی این نوع رابطه‌ها را مفید می‌دانند که مهم‌ترین آن‌ها وعده‌ی ازدواج است. مثلاً می‌‌گویند رابطه‌ی پیش از ازدواج باعث می‌شود شناخت بهتری از هم به دست آورند و اگر برای هم مناسب نبودند به جای این‌که در زندگی مشترک از هم جدا شوند، بسیار راحت‌تر یکدیگر را رها می‌کنند. یا این‌که این میل یک نیاز طبیعی است و تا زمانی که امکان ازدواج فراهم شود می‌توان با دوستی آن را برطرف کرد. برقراری رابطه‌ی جنسی برای آن دسته از افرادی که در گمراهی و انحطاط شدید اخلاقی به سر می‌برند نیز انگیزه‌ی دیگری برای این کار است.
برخی پسران نیز ارتباط با دختران را یک قدرت اجتماعی برای خود تصور می‌کنند و دختران نیز داشتن دوست پسر را یک جاذبه‌ی فردی و اجتماعی برای خود به حساب می‌آورند. گاهی کمبود محبت و عاطفه نیز باعث می‌شود فرد برای جبران به جنس مخالف پناه ببرد و به سوی او جذب شود.

مشکلات انکارناپذیر
سخن این‌جاست که حتی اگر چنین رابطه‌هایی که از نظر دینی نیز مورد پذیرش نیستند، به ازدواج ختم شوند باز هم مشکلاتی دارند که بد نیست با آن‌ها آشنا شویم.
اول این‌که با رواج این‌گونه ارتباطات دیگر چیزی به اسم کانون خانواده یا تشکیل نخواهد شد و یا دوام نخواهد یافت و به این ترتیب شاهد گسترش بسیاری از مشکلات اجتماعی، رفتاری و ناهنجاری‌های اخلاقی در جامعه خواهیم بود.
چه بسا افراد زیادی که به دلیل عادت به این‌گونه روابط، پس از ازدواج نیز این نوع رابطه‌ها را ادامه می‌دهند.
موضوع دیگری که در چنین ازدواج‌هایی بسیار شاهد آن هستیم این است که زن و مرد پس از ازدواج و با گذشت زمان، نسبت به هم بی‌اعتماد یا بی‌تفاوت می‌شوند. بدبینی، بددلی، سوءظن، مشاجرات مداوم، و بسیاری مسائل دیگر در زندگی زناشویی، نتیجه‌ی این اتفاق است.
عدم‌پذیرش از سوی خانواده‌ها نیز مشکل دیگر چنین ازدواج‌هایی است. این موضوع درباره‌ی خانواده‌ی پسر بیش‌تر صدق می‌کند. از آن‌جا که معمولاً خانواده‌ها تمایل دارند داماد و به ویژه عروس‌شان مورد‌پسند و انتخاب آن‌ها باشد، آشنایی دختر و پسر بدون اطلاع آن‌ها و چنین ازدواجی موجب می‌شود همیشه نوعی حس منفی نسبت به عروس یا داماد وجود داشته باشد و آن‌ها را از حمایت‌های خانواده‌ها در زمینه‌های گوناگون محروم سازد.
مشکل دیگر این‌جاست که به دلیل علاقه‌ای که بین دو طرف به وجود می‌آید و در فضایی آكنده از احساسات و عواطف و به دلیل نبود شناخت عمیق و واقع‏بینانه، پسر و دختر نمی‌توانند به شناخت درستی از یکدیگر برسند و ممکن است زندگی مشترك آن‌ها را با تهدیدهای جدی روبرو کند.
پس هم بنا به توصیه‌های دینی و هم با عقل سلیم باید بپذیریم اگر به دنبال ازدواج موفقی هستیم باید با نظارت والدین و بهره‌گیری از تجارب آن‌ها برای شناخت و انتخاب همسری که قرار است تمام آینده‌مان را با او سهیم شویم، اقدام کنیم.


سمانه خمسه‌ای

چهارشنبه 6 فروردین 1393  12:50 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها