0

عشق يا كشك؟

 
mohsenshabani
mohsenshabani
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 2227
محل سکونت : روی کره خاکی

عشق يا كشك؟

عشق يا كشك؟

من و مهري هستيم همكلاسي با هم
عشق كنج دلمان رخنه كرده كم‌كم
من به مادر گفتم: «مدتي است كه من
دل به مهري بستم او نجيب است حتما»
مادر من چپ‌چپ بد نگاهي انداخت
زهره‌ي من تركيد كار من را او ساخت
گفت با من او تند: «عشق، كشك است پسر
آخرِ آن، جانم! آه و اشك است پسر
عشق عقلاني نيست چون صبا مي‌گذرد
دل و هم جانت را با خود اما ببرد
نيست عشقت پسرم بيشتر از فرهاد
عاقبت زندگيت رود چون او بر باد»
چند وقتی است که من در دو راهي ماندم
حرف مادر شنوم يا پي عشق روم؟
چند روزي ديگر نيستم در اين شهر
مي‌روم سربازي در بيابان يا بحر
سختي و بيخوابي دوري از شهر وديار
دل من را كم‌كم مي‌كند دور از يار
من در آنجا حتما به دلم خواهم گفت
عشقهاي الكي نمي‌ارزد به مفت
بيشتر خواهد شد عقل و فكر و هوشم
حرفهاي مادر برود در گوشم

شمسی میرمرتضوی

چهارشنبه 6 فروردین 1393  12:22 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها