0

قلعه دم دم ارومیه

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

قلعه دم دم ارومیه

قلعه دم دم در سال ۱۰۱۸ ‏هجری قمری بر فراز کوهی به همین نام در ارتفاعات برادوست در ۱۸ کیلومتری جنوب غربی ارومیه ساخته شده است. این قلعه به علت ارتفاع زیاد از سمت شمال و جنوب واتصال آن به صخره سمت غربی که نزدیک به زمین است، دارای حصار محکم و دروازه ای از در سمت جنوبی است. ‏قلعه از پنج قسمت تشکیل می شود که عبارت است از: قسمت اصلی، قسمت پایین و بیرون دروازه شرقی، در قسمت شرقی قلعه و منتهی الیه صخره، برجی عظیم بنا شده که خود در حکم قلعه بوده است. آب مصرفی قلعه از حوضی تامین می گردید که با آب باران پر می شد. ‏در قسمت شمالی قلعه چشمه ای است که آب چشمه ای است که آب کمی دارد. در کنار ‏چشمه حوضی قرار گرفته که با گنبدی پوشانیده شده است و برای حفاظت از آن نیز برجی احداث شده که به قسمت اصلی متصل است. در قسمت جنوبی داخل قلعه گودالی احداث شده بود که زمستان ها با یخ وبرف پر می شد وزیر آن حرفی ساخته شده بود که در ایام کم آبی از آن استفاده می شد. برای محافظت این قسمت نیز قلعه مانندی بنا شده بود که آن را جای یخ یا جای برف می گفتند.
27 قلعه دم دم ارومیه

damdam 2217 قلعه دم دم ارومیه

tm.aspx  قلعه دم دم ارومیه

روایات تاریخی داستان قلعه دم دم

یکی از نمونه های قابل توجه رویداد قلعه دمدم می باشد. از این رویداد دو روایت وجوددارد ؛یکی روایتی که اسکندربیگ منشی مورخ دوره شاه عباس صفوی در کتاب عالم آرای عباسی آورده ودیگری بیت کردی دم دم می باشد که کس یا کسانی ناشناس آن را سروده اند و از دوره صفوی سینه به سینه نقل گشته تا به امروزرسیده است.

روایت اول از رویداد دمدم روایت مسلط از این واقعه است و به عنوان روایت مرجع شناخته میشود ،اما روایت دوم یک روایت حاشیه ای به حساب می آید که کسی از مستشرقان و مورخان تا کنون به آن توجه نکرده و اصولا از آن اطلاعی ندارند. برای فهم تفاوت این دو رویداد و نوع نگاه آنها به این واقعه به صورتی مختصر به مقایسه این دو رویداد می پردازیم؛

روایت اسکندربیگ از دمدم

” ذکر مخالفت و عصیان امیرخان برادوست” این عنوان روایت اسکندر بیگ است و می خواهد به شرح عصیان و نافرمانی امیرخان بپردازد ،پس از آن از چگونگی لطف و مرحمت شاه عباس در حق امیرخان سخن می گوید و اینکه شاه عباس به او مناطقی را واگذار کرده و امیر خان نیز” دست اردات بر سینه اخلاص نهاده”است.

اما امیر خان کم کم قدرتمند می شود و به گفته اسکندربیگ” در اندک روزی بخار نخوت و غرور به کاخ دماغش راه یافته و ” از تعصب مذهب یا شرارت نفس با امراء قزلباش آن سرحد عناد ورزیده ,سودای استقلال و استبداد در سودای خاطرش جای گرفته بود …” روایت گر ، امرای کرد را وحشی صفتان طوایف انسان می نامد و پس از آن از چگونگی ساخت و استقرار امیرخان در قلعه دمدم، که او آن را رای نفاق آلود امیرخان می نامد.در توصیف روابط خان با حکام و امرای صفوی ،اسکندربیگ منشی رفتار امیر خان را از سر خلاف،عصیان،سرکشی و طغیان می داند و رفتار امرای صفوی را مبتنی بر لطف،مدارا و بنده وازی.

در ادامه روایت، روایت گر به شرح تنش بین صفویان و خان دمدم می پردازد و این تنش به مرحله ای می رسد که قلعه دمدم از سوی لشکریان صفوی محاصره می شود . در جریان محاصره یکی از امرای صفوی با امیرخان مذاکره می کند،مورخ شاه عباس امیرخان را در هنگام مذاکره این گونه توصیف می کند؛” امیرخان از مکر و حیل ظاهر خودرا به تاج و هاج و لباس اخلاص غلامی آراسته چنان نمود…” مذاکرات بین دو طرف به نتیجه نمی رسد و اسکندربیگ دلیل آن را چنین ذکر می کند ؛ “القصه خبث باطن او ظاهرگشته مشخص شد که گفتگوهای او محض چاپلوسی و حیله اندوزی بوده وبه متانت و استحکام قلعه مغرور گشته سلوک طریق عناد و استکبار اختیار نموده است …”

در ادامه روایت اسکندر بیگ به شرح محاصره چند ماهه قلعه می پردازد و همه جا از شجاعت مهاجمان قزلباش سخن می گوید وآنها را غازیان مینامد. علی رغم مقاوت شدید امیرخان و جنگاورانش در مقابله با مهاجمان صفوی ،مقاومت قلعه کم کم درهم شکسته می شود و اسکندربیگ می نویسد “قلعه را به توفیق الله به زور بازوی مردانگی و قهر و غلبه مفتوح سازند..”بدین ترتیب امیرخان تسلیم می شود و قلعه توسط صفویان اشغال می شود. اگرچه امیرخان و متحد او خان ابدال مکری برای جلوگیری از قتل عام تسلیم سپاهیان صفوی می شوند ،اما همگی آنان بلافاصله و بعد از اندک مقاومتی در محاصره سپاهیان صفوی قتل عام می شوند. اسکندربیگ منشی این قتل عام را ناشی از یک سوءتفاهم می داند و این گونه روایت اسکندربیگ از دمدم به پایان می رسد.

روایت دوم ؛ بیت دمدم

دلم ناراوه ستی له به ر ئه وه ی غه می له به ر ئه وه ی ژانی

بانگیکم وه به ر خودای ، ئه وی دیکه م به ر پیغه مبه ری ئاخر زه مانی

این آغاز بیت با صدای حزن انگیز بیت بیژ است ، سراینده بیت در آغاز بیت به خداوند،شخصیت های دینی و کسان تقدیس شده پناه برده و از آنان طلب یاری می نماید. پس از آن سخنان امیر خان با خان ابدال مکری رانقل می کند؛

بلا بوت بم به برایه کی دایک و بابی یه …/ده مانچانت بو ده شکینم جوی له میسری یه /تفه نگانت بو ده شکینم خانی قوم جوی له وه ستا شاقولی یه…/ مه گه ر ئه و شه ره کی کردبی روسته می مازندرانی له بن کیوی ده ماوه ندی سپی دیوی ده هینا زه وتی شیری یه …

دلی خانی به برینه ،چه ند به برین به برینه

بوت ده چمه گولی دمدمی،چ دمدمیکی ره نگینه /چومی باراندیزی دیته خواری چه ندی زولال و شیرینه /لیم بویه قه سریکی جندی یه خه مخواری ده بریه وه…

پس از آن راوی سخنان شاه عباس خطاب به حسن خان را به نظم در آورده است ؛ حه سه ن خانه /بلا بکه ین تگبیر و رایانه /به سه رمان داهات زستانه /زستان چوو و رابرد هاوینه /رابه به دل و یه قینه /زوکه شوغلم بو پیک بینه /دمدم له بو بسینه / ئه وسال حه وت سال له من یاغینه…

حسن خان در مقابل خواست شاه عباس ابتدا امتناع می کند و میگوید که از طرف رومی ها-عثمانی- برای او کمک فرستاده می شود و ما را شکست می دهد،اما شاه عباس به او وعده کمک داده و بدین شکل حسن خان را راهی دمدم میکند.آنگونه که بیت بیژ میگوید از سراسر قلمرو صفویان برای محاصره قلعه دمدم لشکر گردآوری شده ،هرات،ایروان،کشمیر،گیلان،سنه،کرماشان و.. به گونه ای که ؛

له قوشه نی له توغیانی/دار و به رد هاته هه ژیانی /توز گرتی به ری ئاسمانی/بوه روژی ئاخر زه مانی

راوی در مورد این لشکر می گوید؛

له و کافری ده به فیله /سه ری رمبیان ده لیی بیله و این شبیه واژگان عالم آرای عباسی درباره بدمذهبی دمدمیان می باشد.

کم کم لشکر به دمدم نزدیک می شود و این خبر هم به خان داده م یشود؛ جواب چو له بو خانی یه /چاکه خو بکا قوی یه /عاله م بو ئه و بزوتی یه/ چاک شه ریک له سه ر دینی یه

در این هنگام خان می گوید اگر او شاه است من نیز خان هستم و همه آنها را از بین خواهم برد .لشکریان صفوی دمدم را محاصره کرده، جنگ بین جنگاوران دمدم و لشکریان صفوی شرو ع می شود؛

دمدمم به ردی مه یدانی /لیی ده ن توپی ئیسفه هانی/توزگرتی به ری ئاسمانی…دمدمم به ردیکی شینه /چوارزستانه پینج هاوینه /تییدا خانی له پ زیرینه/زه فه ریان پی نه به ردینه …

راوی بیت نیز مانند اسکندر بیگ منشی ،جنگ خان را غزوه می نامد .پس از آن بیت بیژ از خیانت حه مه دبه گ نامی سخن می گوید که از دمدم فرار کرده و به لشکریان صفویه می پیوندد.او سرداب قلعه را به لشکریان نشان داده و این مساله برای ساکنان قلعه بسیار مشکل ساز می شود.بخشی از روایت اسکندربیگ به این اختصاص یافته ودر بیت نیز به این مساله اشاره شده است.اما بارش برف مشکل کم آبی را رفع کرده و تلاش لشکریان صفوی در این باره بی اثر می شود.

پس از آن دوباره صفویان از خان می خواهند تسلیم شود، ولی خان ؛ کوتیه تایفه ی خه زایی یه :هه رچی هه لی قه یدی نی یه /هه رچی بمری فیدایی یه /هه رچی بکوژری خه زایی یه …

بیت بیژ دوباره از زبان خان شخصیت های دینی و کسان تقدیس شده ر به یاری می طلبد :

سواریک هاتووه ئه سپی شی یه /خان ده پرسی ئه وهه کی یه /خان ئه وه گوره ی پیروتی مه رگی یه

سواریک هاتووه به نادری/ که س نی یه چه کانی وه رگری/خان ده پرسی ئه وهه کی یه/خان ئه وهه عه زره تی خدری/

سواریک هاتووه له بو گشتی / به ویه سوره تی به هشتی /خان ده پرسی ئه وهه کی یه/ئه وهه وه یسی ماهی ده شتی

یاری طلبیدن خان از این شخصیت ها در هنگامه ی آخرین مقاومت های قلعه در برابر لشکریان صفوی می باشد: خان ئه بدال و کاکه خانه /حه وت شه وان و حه وت روژانه/شه ریان ده کرد به شیرانه /شیران نه یاندی کیلانه /له ش که وتبون وه کی گردانه/ خوین روی هه ر وه ک جوگانه..

کاکه خان که گویا پسر امیر خان بوده ،در جنگ کشته می شود .آنگاه نوبت به امیر خان می رسد و خان نیز:

بانگم وه به ر میری میران/خان بو خوی ده کا ته گبیران / حه وت پولی دایه به ر شیران /بانگم وه به ر پادشای قودره تی /خانیان شه هید کرد به کوتکی خیوه تی /هاوار و رورو دمدمه

بدین ترتیب خان کشته می شود و پس از آن به قول بیت بیژ عجم ها از قلعه بالا میروند و قلعه توسط عجم ها اشغال می شود و بیت بیژ ، اینک تعزیه خوان نابودی قلعه است و با صدایی حزن انگیز می گوید:

کوانی سواری ده نازنین؟… هاوار و رورو و دمدمه

اما در آخرین لحظات تصرف قلعه، خاتون خان همراه با زنان دیگر خود را از قلعه به پایین پرتاب می کنند تا گرفتار عجم ها نشوند.بیت در اینجا به پایان می رسد ،هرچند دنباله ای دارد ؛ولی این دنباله در دوره های دیگر به آن افزوده شده و نکته ی قابل توجهی دارد و آن اینکه راوی یا راویان از این شکست خان ناراحت بوده اند و خواسته اند به هر نحوی که باشد از عجم ها انتقام بگیرند!

در مورد �

شنبه 2 فروردین 1393  3:17 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها