آزادي انسان در آزادي ازتعلقات انساني است و آن آزادي که در غرب گويند،قبول بندگي عادات و تعلقات است وعين اسارت.
«شهيدآويني»
حضور خدا را باور داريد كه درك حضور خدا، انسان را از گناه باز مي دارد و به كار خير مي كشاند.
«شهيد زواشكياني»
اگر عاشقانه به کاري اقدام کني هيچ وقت بريدن،عمل زدگي و خستگي برايت مفهومي ندارد.
«شهید محمد ابراهیم همت»
پرسيدم قله افتخاريك ملت كجاست؟
آرام دستم را گرفت وبرسرقبريك شهيدمهمانم كرد.روي سنگ قبرش نوشته بود.
«قله ی افتخار شهادت است»
نوشته بود:
مي روم اما با چشماني باز و بصيرتي گشوده بر تمام جوانب جنگ از مرگ گرفته تا اسارت.خوف از هيچ
ندارم .خوفي نداشت، نه آن زمان که اسير شد نه آن زمان که شکنجه شد و نه آن زمان که شهيد...
-
بعضي وقتها با نيروهايش كُشتي ميگرفت ميگفت: فرماندهي، ناخواسته انسان را دچار غرور ميكند. كشتي
كه ميگيري،گاهي پشتت بخاك ماليده ميشود، همين مانع غروراست، مخصوصا اگر در برابر چشم همه باشد
«شهید مهدی باکری»