0

مدرسه خادمین

 
ghkharazi
ghkharazi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : اسفند 1391 
تعداد پست ها : 884
محل سکونت : تهران

مدرسه خادمین

مدرسه خادمین

گزیده‌ ای از سخنان حجت‌الاسلام ماندگاری در جمع خادمین شهدا

نوشته شده توسط: روح الله صفری

من جریان خادمی برای شهیدان را تعبیر میکنم به مدرسه ی خادمین.اعتقاد خود من این است که خادمی در خانه‌ی اهل بیت: و شهدا یک مدرسه است. اولاً این مدرسه طبیعتاً با همان نام مدرسه، چند کلمه را به ذهن انسان تداعی می‌کند:

1: شرایط پذیرش این مدرسه چیست؟ چه کسانی می‌توانند ثبت‌نام کنند؟ آیا فقط همین حضور ظاهری در مسیر خادمی شهدا می‌تواند ما را در مدرسه‌ي خادمی، در لوح محفوظ قرارمان بدهد؟

شرط پذیرش مدرسه‌ی خادمی اخلاص است. اخلاص، خط قرمز خداست. هر کسی هم ادایش را در بیاورد، رسوا می‌شود.

اگر بخواهیم در مورد اخلاص صحبت کنیم، باید بدانیم که اولین رکن اخلاص، عمل به تکلیف است. یعنی دنبال عمل به تکلیف باشيم. زمان جبهه هم اتفاق مي‌افتاد. الآن هم اتفاق مي‌افتد. بعضي‌ها براي تكليف می‌آمدند جبهه، بعضي هم براي فرار از تكليف می‌آمدند. خيلي هم از بيرونش قابل تشخيص نيست که آیا اين شخص برای تكليف آمده است یا براي فرار از تكليف؟ هر دو نمونه‌اش را زمان جبهه دیده بودیم. راهيان نور هم همين طوری است. بعضي‌ها براي تكليف مي‌آیند به مدرسه‌ي خادمي. بعضي‌ها هم براي فرار از تكليف!!

در ظاهر یکی است اما در باطن  این طور نیست. مثال: گاهی پيش مي‌آید، يكي خداي ناكرده در خانه پدر مريض و معلولي دارد، یا مادر مريض و معلولي دارد و خواهر و برادر هم ندارد. جبهه‌ي اين آدم جمع كردن اين پدر يا مادر است. خوب يك سال جمعش كرده است بعد خسته شده. حالا به بهانه‌ي راهيان نور مي‌خواهد از تكليفش فرارکند. اين ويترينش راهيان نور است،  ویترینش خادمي‌ست، ولي معلوم نيست چيزي به او بدهند، چون دارد از تكليفش فرار مي‌كند. پس اولين نكته‌اي كه در بحث اخلاص مطرح است، عمل به تکلیف است.

البته همين‌جا عرض کنم، يكي از شيوه‌هاي شيطان، تكليف‌سازي است. كساني كه زود باور هستند، كساني هستند كه زود برایشان تكليف‌سازي مي‌كنند.

 يک شوخي انتخاباتي بكنيم بد نيست. برای بعضی از نماينده‌هاي مجلس مي‌گفتم: از هر كدام از شماها كه پرسيدند براي چي آمديد در عرصه‌ي انتخابات گفتيد كه احساس تكليف كرديم. چون مجلس خط مقدمه، ما هم كه فدايي انقلابيم، ديگه احساس تكليف كرديم برويم خط مقدم و جانمان را فداي انقلاب كنيم. گفتم ديروز که خط مقدم تير و تركش داشت خيلي از شماها چرا آن‌روز احساس تكليف نمي‌كرديد برويد خط مقدم؟ امروز که خط مقدم‌تان مبلمان‌هاي قشنگي دارد، احساس تكليف مي‌كنيد؟ براي اينكه بيشتر باور كنند گفتم: كميسيون فرهنگي بيشتر جاي خدمت به مردم است يا كميسيون سياست خارجي؟

اخلاص سه رکن دارد. يك عمل به تكليف ديني، که خودِ اين تشخيص عمل به تكليف ديني خيلی حرف دارد كه من عرض كردم كه مواظب باشيم تا شيطان براي ما تكليف‌سازي نكند.

 دومين رکن مدرسه‌ي اخلاص، اين است كه در مسير تكليف ديني جاده‌اي جز ولايت را طي نكنيم كه در این‌جا بحث ولايت مداري مطرح مي‌شود. يعني تسليم در برابر ولايت بودن.

تسليم، اخلاص درست مي‌كند و ما را در مدرسة خادمي نگه مي‌دارد.

امتحان سوم اخلاص، استقامت است. شيطان صبرش خيلي زياد است. اين‌كه انسان در مسير انجام تكليفش و تسليم امر ولي، اهل استقامت باشد.

راهيان نور الآن يك تيم است. يك كارِ جمعي است. يک روزي راهيان نور، خادميِ فردي بود. آقا خيلي سخت بود. راهيان نور چند فصل دارد. فصل اوّلش زمان خود جنگ بود. عنوانش بود بازديد از مناطق جنگي.  فصل دوّمش به تعبير من، ياد ياران بود. مال عقب مانده‌هاي از قافله‌ي شهدا بود. تقريباً بعد از جنگ، از سال شصت و هشت، شصت و نه شروع شد تا هفتاد و پنج، هفتاد و شش.

فصل سوّم راهيان نور با كارگرداني شهدا بود. در اوضاع دوران اصلاحات بود که خودِ شهدا آمدند وسط.

 

به اعتقاد ما یعنی به اعتقاد قرآن، براي کسی که با اخلاص دارد خدمت می‌کند، نوع خدمت خیلی مهم نیست، مزدهایی که به او می‌دهند، بعد از سعادت و موفقیّت، معیّت با خداست. یعنی خدا همه جا با اوست.

در کنار همه‌ی تلاش‌ها برای اخلاص، از این چند امر غافل نباشیم.

 یک: استغفار دائمی. این یعنی خدایا من با تلاش خالصانه‌ام چیزی از تو نمی‌خواهم. تازه می‌خواهم از همین کار هم که کرده‌ام نزد تو استغفار کنم. چون حق تو را ادا نکرده‌ام.

دو: توسل دائمی.

خادم‌ها برای خودشان سه تا توسل را واجب کنند. اوّل: توسل به نماز شب، دوّم: توسل به قرآن. سوّم: توسل به روضه اهل بیت:. هر روز برای خودشان روضه بخوانند. اين توسلات معنايش اين است كه خدايا به‌خاطر تلاشي كه من براي اخلاص كردم، خودم را طلبكار نمي‌دانم خادمي خيلي كار سختي است. خادمي اصلاً فصلي نيست. يك روح، يك روحيه و يك فرهنگ است.

سوّم: صدقه

 من اعتقاد دارم صدقه فقط دفع بلا نیست. جاده صاف کن هم هست. یعنی جاده‌های پیش روی زندگی‌مان را صاف می‌کند تا ما راحت‌تر طی مسیر کنیم.

چهارم: دعا

 از دعا غافل نشویم. هم برای خودمان و هم برای دیگران. از دیگران تقاضا کنیم برایمان دعا کنند. مخصوصاً شهدا، مخصوصاً امام زمان7. یا أبانا استغفر لنا ذنوبنا. آیه 97 سوره یوسف را خیلی بخوانیم که حضرت برایمان دعا کنند، استغفار کنند.

پنجم: ذکر

 

 

ذکر مطلق که حالا برترینش به نظر می‌رسد صلوات بر محمد و آل محمد: است. به نظر می‌رسد این‌ها تقویت کننده‌ي آن تلاش خالصانه باشد إن‌شاءالله. این‌ها لوازم مدرسه خادمی بود که إن‌شاءالله خداوند به همة ما عنایت بکند.

 

سه شنبه 27 اسفند 1392  12:56 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها