حجاب
هر چه بیشتر به شاخ و برگ گل نظاره می کرد، بیشتر محو زیبایی اش می شد. دستش را دراز کرد تا در اختیار بگیرد... ولی خارها مزه درد را به او چشاندند تا دریابد اگر حفاظی برای گل نبود، چنین با طراوت و زیبا نمی ماند.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.