0

خواستگاری

 
hhhhhhhhhh
hhhhhhhhhh
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 407
محل سکونت : خراسان رضوی

خواستگاری

خواستگاری! آنتراکت خواستگاری! نباتعلی (پدر خواستگار): با اجازه‌ی سرکار، ما اومدیم اگه این آقا قلیِ ما رو قابل بدونین، به غلامی قبول کنین! چراغعلی (پدر عروس احتمالی): اختیار دارین. این زبیده‌یِ ما کنیز شماس! ـ شرمنده نکنین. دختر خانم‌تون تاجِ سرِماس. حالا اگه موافق باشین بریم سراغِ معامله! ـ بله، حتماً ! خوب بفرمایید این آقا قلیِ شما چه کاره‌س؟ ـ والله، دور از جانِ شما … مُرده شوره!… اما نَه از اون مُرده شورایِ نابَلَد که اشکِ مُرده رودَر می‌یارن، از این مُرده شورای حرفه‌ای یه و جوری اموات رو می‌شوره که زنده‌ها هم دل شون می‌خواد زودتر خلاص بشن و برن زیرِ دستش! ـ احسنت! اتفاقاً این زبیده‌ی‌ِ ما هم توی "پزشکی قانونی" کار می‌کنه و مسئولِ دوخت و دوزِ اجساده ... خدائیش. چه قدر به هم می‌یان! حالا در آمد آقا پسرتون چه قدری هَس! ـ والله بستگی به آمارِ اموات داره که روزی چند تا نصیبش بشه. بعضی روزا، آدما پیله می‌شن و نمی‌میرن، بعضی وقتا هم فرصتِ سَرخاروندن نداره! ـ خوب، بفرمایید مهریه چه قدر در نظر گرفتین! ـ هر چی شما بفرمایین! ـ راستش ما رو حسابِ تاریخ تولد مهریه می‌گیریم. اینم چون دختر بزرگه‌س و دشتِ اوّله، 1360 تا سکه بدین، خیرش و ببینین! ـ نه برادر، چه خبره؟ … کمتر حساب کنین مشتری بشیم. ـ نمی‌شه!… مگه اومدی بیوه ببری؟ ـ آخه برادرِ من!… دو تا کوچه پایین‌تر، یک وجیهه خانمی‌رو که مدرکِ سیکل هم داشت 500 تا سکه می‌دادن، ما نگرفتیم! ـ ببخشید … کمتر نمی‌شه! ـ حالا شما یه تخفیفی بدین … راه دوری نمی‌ره! ـ یک کلام می‌خواید بسم‌الله، نمی‌خواید به سلامت. تازه، نصفِ مهریه هم پیش می‌گیریم، نصفی هم بعد از قولنامه! ـ آخرش 800 تا حساب کنین! ـ حالا که این طور شد، نَه 1360 تای ماونَه 800 تای شما. ختم کلام، 1000 تا … والسلام! بدین، خیرش و ببینین. در ضمن چک و تراول هم قبول نمی‌کنیم! ـ بر پدر عشق و عاشقی نَعلَت!… باشه، قبوله. اما همه‌ش و وقتی می‌دیم که جنس و تحویل گرفتیم. ـ قبوله!… حالا بفرمایین گرایشِ سیاسیِ آقا قلی چی‌ هس؟ ـ والله… حقیقتش و بخواین آقا قلی ما جزء اصلاح طلباس! ـ وقاحت هم حدی داره!… فکر کردم پسرت عشقِ احمدی‌نژاده، و گرنه درصدِ افزایشِ نرخ بنزین و مایحتاج عمومی و مسکن و دارو و فرار مغزها و ازدیاد بیکارا و معتادا رو هم می‌کشیدم رویِ مهریه!… اصلاً می‌دونی چیه، من دخترم و به مُرده شور نمی‌دم … خوش گَلدی!
دوشنبه 9 شهریور 1388  4:56 PM
تشکرات از این پست
benjamin
benjamin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 322
محل سکونت : تهران
سه شنبه 10 شهریور 1388  9:15 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها