0

حس همدردي 6

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

حس همدردي 6

راوي :همرزم شهيد
در يك روز تابستان ، بعد از نماز مغرب و عشا كنار كانيكس معاونت نشسته بوديم و بچه هاي بسياري دور شهيد « نظر فخاري » را گرفته بودند ؛ ايشان مرتباً پاي خود را مي خاراند تا آخر كه پايش خون افتاد! من گفتم كه « چرا از پشه بند استفاده نمي كنيد؟ » برگشت و در جوابم گفت: « آيا پشه بند به همه نيروها داده شده است؟! » گفتم: « بله! به همه داده شده است » باز پرسيد: « به همه؟! حتي آنهايي كه در شلمچه هستند؟ حتي آنهايي كه در جزيره هستند؟ يعني همه آنها پشه بند دارند كه استفاده كنند؟! » گفتم: « بله! همه دارند. عاقبت با صراحتي خاص گفت كه « من تا زماني كه ندانم همه از امكانات تداركات استفاده مي كنند يا نه ، استفاده از آن نخواهم كرد! »

(حسن بختياري ، شهيد مهدي نظر فخاري)

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

جمعه 23 اسفند 1392  8:46 PM
تشکرات از این پست
fateme74 mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها