راوي :همرزم شهيد
در يكي از روزهاي بسيار گرم تابستان جنوب ، خدمت آن شهيد بزرگوار رسيدم ؛ ساعت حدود 3 بعد از ظهر بود . با كمال تعجب ديدم كه « حاجي » موكتي كوچك پهن كرده و در سايه اتاقش نشسته ! تعجبم به جا بود ؛ مي دانستم كه « حاجي » امكانات تداركات را در اختيار دارد و با آن كه مي تواند از كولرگازي استفاده كند ، با اين حال آمده و در هواي گرم ، سايه اي را اختيار كرده است.
با آنكه دليل كار « حاجي » را حدس مي زدم با اين حال از او علت كار را پرسيدم ! اول بار از جواب، طفره مي رفت ، در آخر تسليم شد و گفت: « مگر همه رزمندگان كولر دارند كه زير باد خنك آن استراحت كنند؟! من هم يكي از آنها »
اين هم يكي از مراتب تقواي او بود كه از امكانات تداركات ، كمترين استفاده را مي نمود.
(محمد باقر لك زايي ، شهيد مهدي نظر فخاري)