0

** قاطعیت در اصلاح اخلاق ** قطع انگشتان:

 
mostafaei
mostafaei
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 366
محل سکونت : خراسان رضوی

** قاطعیت در اصلاح اخلاق ** قطع انگشتان:

جراحی که می بیند ا نگشت کسی سیاه شده و این سیاهی جلو می رود، به او می گوید که یک بند انگشت شما باید قطع شود، مریض می گوید که من با دو بند انگشت، همه جا انگشت نما می شوم؛ این برای من زشت است. چقدر درد می کشم؟ چگونه کار کنم؟ کی خوب خواهد شد؟ این فکرها را می کند. دکتر می گوید فکرهایت را بکن و بعد به من بگو. در آخر که نتوانست تصمیم بگیرد که این انگشت قطع شود، بعد از مدتی می بیند که به بندهای دیگر هم سرایت کرد، دوباره به سراغ دکتر می رود و می گوید که من موافق شدم. پس قطع کن. دکتر معاینه می کند و می گوید دیگر دیر شده، امروز باید این دو بند انگشت تو را قطع کنم؛ راضی نمی شود و       می رود، بعد که می بیند درد ادامه پیدا کرد، می گوید به قطع دو بند انگشت راضی شدم. پزشک می گوید نه، اصل انگشت را باید قطع کنیم، همانطور او می گوید دکتر راضی نمی شود. این جریان ادامه پیدا می کند تا دست قطع می شود. در بعضی اخلاقیات بچّه ها، گاهی فسادی پیش می آید و این پیش می رود و مادر باید قاطعیت داشته و جراحی کند، مثلاً می بیند فرزندش دیر آمده و در وسایل او عکس و علایمی می بیند که یک رفیق جدید به زندگی بچّه اش وارد شده و به بچّه می گوید با او معاشرت نکن. بچّه گریه می کند که این دوست و رفیقم است، چه کنم؟ مادر در این صورت نباید ترحم کند و عاطفه به خرج دهد و همینطوری صبر کند و بگوید تا ببینم چه می شود و صبر و انتظار پیش گیرد تا فردا که یک رفیق، دو رفیق می شود. پس فردا دو تا می شود سه تا و دیگر اگر بخواهد قطع کند، باید سه رفیق را جدا کند و بتدریج بچّه های خوب نیز با او قطع رابطه می کنند، چون می بینند او با رفیق بد معاشرت می کند.

پنج شنبه 22 اسفند 1392  9:42 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها