میا که بی تو خوشیم و هوای وصلت نیست
در این سرای دل انگیز ، بی تو غربت نیست
بمان غریب و بدان بی تو می شود خندید
بساط خنده که جای فقان و فرقت نیست
تمام عهد وقرارت به زیر پای افتاد
دگر مبند به ما دل ، دلی به بندت نیست
تو ناله می کنی و ما ترانه می سازیم
بنال بهر دل خود که گوش بهرت نیست
برای غیر تو ، دلتنگ می شویم آقا
میا که هیچ دلی ، دلتنگت نیست
بدون شک زحضورت خسته می گردیم
میا که بی تو خوشیم و هوای وصلت نیست