0

روایتی از به شهادت رسیدن دو کودک خردسال در کلام پدر

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

روایتی از به شهادت رسیدن دو کودک خردسال در کلام پدر

روایتی از به شهادت رسیدن دو کودک خردسال در کلام پدر


مظلومیت شهدای بی‌دفاع بمباران هوایی، روایتی جانسوز از قهرمانانی است که در راه اسلام جان دادند، روایتی که شرح آن از زبان الگوهای استقامت و پایداری، بسیار شنیدنی و درس آموز است.
روایتی از به شهادت رسیدن دو کودک خردسال در کلام پدر

به گزارش خبرگزاری دفاع مقدس از قم، مظلومیت شهدای بی دفاع بمباران هوایی، روایتی جانسوز از قهرمانانی است که در راه اسلام جان دادند، روایتی که شرح آن از زبان الگوهای استقامت و پایداری، بسیار شنیدنی و درس آموز است.

"یوسف مخلصی" از جانبازان دوران دفاع مقدس است که دو فرزند خردسال خود، هادی و مهدی را در راه دین و ارزش های انقلاب اسلامی تقدیم نموده است. بسیجی مخلصی که با روحیه بالای معنوی و انقلابی خود، در سمت جانشینی پایگاه، شمع محفل بسیجیان پایگاه انصارالمهدی(عج) حوزه شهید باهنر است.

در آستانه اعزام کاروان های راهیان نور و همچنین به مناسبت برگزاری یادواره شهدای شهرک اندیشه قم، گفتگویی را با این پدر بزرگوار انجام داده ایم که تقدیم حضورتان می گردد.

لطفا خودتان را به طور کامل معرفی فرمایید؟

بسم الله الرحمن الرحیم

اینجانب "یوسف مخلصی"متولد ۱۳۳۸، اهل خرم آباد و ساکن قم هستم. در ابتدا به شغل جوشکاری اشتغال داشتم ولی بعداً به استخدام سپاه در آمدم. در عملیات بیت المقدس به فیض جانبازی نائل شدم و اکنون بازنشسته سپاه امام علی بن ابی طالب(ع) بوده و در حال حاضر بسیجی پایگاه انصارالمهدی(عج) می باشم.

در مورد دو فرزند خردسال خود که عکس‌شان زینت بخش یادواره شهدا است، بیشتر توضیح دهید؟

هادی چهار ساله و مهدی ۶ ساله دو فرزندم بودند که هر دو در بمباران هوایی زمستان سال ۶۵ شهر خرم آباد به شهادت رسیدند.

خود یا خانواده‌تان هم در آن حادثه آسیب دیدید یا از منطقه بمباران دور بودید؟

آن زمان مصادف بود با یکی از عملیات های بزرگ رزمندگان اسلام در جنوب –عملیات کربلای پنج- و بنده به عنوان بسیجی همراه سپاه خرم آباد عازم جبهه بودم. وقتی شهر بمباران شد متوجه شدم دود و آتش از نزدیک منطقه ای است که منزل مسکونی بنده در آنجا قرار دارد.

لطفاً از صحنه بمباران بگویید؟

از پادگان محل اعزام خودم را به آنجا رساندم، دیدم بمب درست در کوچه مقابل منزل اصابت کرده، همه جا را دود و غبار گرفته بود و به طور طبیعی نگران خانواده بودم. در آن حادثه همسر و دخترم مجروح شدند اما دو فرزند خردسالم هادی و مهدی به شهادت رسیدند.

در میان خاک و آوار، ابتدا قسمت کوچکی از پیکر مطهر مهدی فرزند ۶ ساله ام را پیدا کردیم که از لباس کوچکش قابل شناسایی بود و آن را به سردخانه انتقال دادیم. پیکر هادی فرزند نازنین چهار ساله ام هم با اصابت مستقیم بمب جاویدالاثر شد. بعدا که رفتیم از سردخانه پیکر مهدی را تحویل بگیریم و دفن کنیم متوجه شدیم اشتباها به خانواده دیگری تحویل داده شده است.

همسر بزرگوار شما با این حادثه چگونه برخورد کرد؟

همانطور که عرض کردم وی به همراه دخترم مجروح شده و در بیمارستان بستری بودند. در ابتدا از وضعیت هادی و مهدی اطلاع دقیقی نداشتند اما به تدریج متوجه جریان شدند.

همسرم بعد از سه روز که از بیمارستان ترخیص شد، متوجه شهادت فرزندان شده بود اما فکر می کرد هنوز جنازه ها را از لابلای آوار در نیاورده ایم. علیرغم کسالتی که به سبب بمباران پیدا کرده بودند، تا چند روز آجرها و خس و خاشاک را با دست کنار می زدند و هادی و مهدی را صدا می زدند، واقعاً صحنه های دردناکی بود چون نمی خواستیم و نمی­ توانستیم اصل قضیه را به ایشان بگوییم. ناخواسته صحنه عصر عاشورا و حضور حضرت زینب(س) در قتلگاه برایمان تداعی می شد. آن زمان که عقیله بنی هاشم(س) نیزه شکسته ها را کنار می زد تا پیکر مطهر برادر عزیزش، حضرت سیدالشهدا(ع) را پیدا کند.

در آن لحظات حساس چه احساسی داشتید؟

باید بگویم شهدای بی دفاع بمباران های هوایی واقعا مظلومند، با این حال با اینکه به خاطر شهادت فرزندانم غبار غم همه وجودم را فرا گرفته بود اما من یک بسیجی بودم و فرمانده پایگاه و مطیع فرمان حضرت امام(ره). روحیه بسیجی و عشق و علاقه ام به اسلام و امام مطلقاً اجازه نمی داد در مقابل دشمن تسلیم شوم و اظهار عجز کنم. و صبر و استقامت انقلابی، قوت قلب زیادی را هم در بنده و هم در خانواده که خود نیز روحیه بسیجی داشتند، ایجاد کرده بود.

در حال حاضر از این دو شهید عزیز خود، یادبودی هم دارید؟

بله، در گلزار شهدای علی بن جعفر(ع) قم سنگ یادبودی به یاد این دو شهید گذاشته شده است که گاهی بر سر مزار آنان حاضر می شویم. ضمناً نام مهدی را هم بر فرزند بعدی خود گذاشتم تا او نیز راه شهدا را برگزیند و پاسدار خوبی برای ارزش های انقلاب اسلامی باشد.

بعد از آن جریان هم هر سال در یادواره هایی که به مناسبت شهدای جاویدالاثر و سایر شهدای عزیز در قم و خرم آباد گرفته می شود، یاد دو فرزند شهیدم و تمامی شهدای بزرگوار را گرامی می داریم و با آنان در پیمودن راهشان تجدید میثاق می کنیم.

در پایان به عنوان پدر بزرگوار دو شهید چه پیامی برای جوانان و عموم مردم عزیز دارید؟

پیام بنده همان عمل به دستورات دین، حرکت در صراط مستقیم و عمل به وصایای امام و شهداست، شهدا تبعیت از ولایت فقیه را تاکید کرده اند و ما نیز باید آن را نصب العین قرار داده و تا آخرین قطره خون مدافع انقلاب و مطیع امر رهبر عزیز خود باشیم.

 

 
 
دوشنبه 19 اسفند 1392  7:59 PM
تشکرات از این پست
papeli
دسترسی سریع به انجمن ها