0

در برابر خانواده شهيد

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

در برابر خانواده شهيد


راوي :همرزم شهيد
منبع :سايت ساجد
وقتي كه جناب ياسيني در سال 67 فرمانده پايگاه بوشهر شد ، من هم در آن پايگاه خدمت مي كردم . ايشان روزهاي پنج شنبه هر هفته را براي رسيدگي به مشكلات پرسنل اختصاص داده بود .
آن عده از پرسنل كه مشكلي داشتند به دفترش مي رفتند و مشكل خود را مطرح مي كردند . اگر كاري از دستش براي رفع آن مشكل بر مي آمد دريغ نمي كرد .يك روز نزديك ظهر كاري پيش آمد و من مجبور شدم به دفتر فرماندهي بروم .( چون در آن زمان فرمانده گردان پروازي بودم ، مرتب با ايشان در ارتباط بودم .) وقتي وارد دفترش شدم ، ديدم ، قطره هاي اشك بر گونه هايش نقش بسته و آهسته گريه مي كند . با تعجب پرسيدم : جناب سرهنگ ! اتفاقي افتاده ؟ - خير! - پس چرا گريه مي كنيد ؟!- مي داني جناب كريمي ، الآن يكي از پرسنل كه اهل آبادان هم هست آمده بود نزد من چند روز مرخصي مي خواست ، به او گفتم :« كجا مي خواهي بروي ؟» گفت : « براي سالگرد پدر و مادرم كه در بمباران شهيد شده اند .»
من با شنيدن اين حرف از خودم خجالت كشيدم زيرا احساس مي كنم در مقابل چنين افرادي كه پدر و مادر و تمام زندگي شان را از دست داده اند ، كاري نكرده ام . در حالي كه او اشك مي ريخت ، من نيز تحت تاثير حالت او قرار گرفتم و اندوه و حزن ، چهره مرا نيز در بر گرفت . پس از چند لحظه با ذكر فاتحه اي براي پدر و مادر شهيد آن پرسنل ، حالت عادي را باز يافت . من نيز هماهنگي هاي لازم را در مورد كاري كه براي آن مراجعه كرده بودم ، انجام دادم و از اتاق خارج شدم .

(سرهنگ خلبان محمد حسن زند كريمي ، شهيد عليرضا يا سيني )

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

دوشنبه 19 اسفند 1392  3:14 PM
تشکرات از این پست
hessamnice mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها