کتاب فرمانده من
در مرحله 2عملیات بیت المقدس حسین ترک موتور نشست و رفتیم برای سر کسی
در راه دیدیم کسی دارد می سوزد واتیش می گیرید.ورزمنده ها به کمک او رفتند ولی کاری نتونستند انجام بدهند وان ها در اتش به شهادت رسیدن
حسین که این صحنه را دید شروع به زدن خودش کرد وگریه می کرد
وبه علی مسجدیان می گفت:جواب مادر پدر این ها رو چی بدم ما مسیولیم
