0

خواندن قرآن با آواز خوش

 
mohsen_alavi
mohsen_alavi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 8348
محل سکونت : تهران

خواندن قرآن با آواز خوش

 

در دستورتلاوت قرآن،صداى خوش سفارش شده است و از قارى خواسته‏اند که نکات‏ظریف تلاوت-اعم از کشیدن صدا و یا زیر و بم آن و ترجیع قراءت و غیره-رارعایت کند.در این جا به بازگویى چند روایت در این زمینه مى‏پردازیم:

رسول الله صلى الله علیه و آله فرمود:«هر چیزى زیورى دارد و زیور قرآن آواز خوش است‏».

«زیباترین زیبایى‏ها،یکى موى زیباست و دیگرى آواز و صداى دل کش‏».

«قرآن را با آواز و نواى[متین]عرب بخوانید و از آواز[مبتذل]اهل فساد وگنه کاران کبیره پرهیز کنید» (۲) .

 

«آواز خوش زیورى براى قرآن است‏».

«قرآن را با صداى خود خوش کنید،زیرا صداى خوش زیبایى قرآن را افزون‏مى‏کند».

«قرآن را با آوازتان زینت‏بخشید».

امام صادق علیه السلام نیز در تفسیر آیه: و رتل القرآن ترتیلا (۳) فرموده است:«به این‏معناست که آن را با تانى بخوانید و صدایتان را خوش دارید» (۴) .

امام باقر علیه السلام فرموده است:«قرآن را با آواز بخوانید،زیرا خداوند-عز و جل‏دوست مى‏دارد که با صداى خوش قرآن خوانده شود» (۵) .

رسول الله صلى الله علیه و آله فرمود:«قرآن با آهنگى حزین نازل شده،پس آن را با گریه[برخاسته از وجد]بخوانید و اگر گریه نکردید،لحن گریه به خود بگیرید و آن را باآواز خوش بخوانید،که هر کس آن را با آواز خوش نخواند،از ما نیست‏».

«از ما نیست هر کس قرآن را با آواز خوش نخواند» (۶) .

امام صادق علیه السلام فرمود:«قرآن با حزن نازل شده،پس آن را با لحنى حزین‏بخوانید» (۷) .

البته سخنانى که معتمدان از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل کرده‏اند فراوان و دلیل اثباتى براى این گفته‏هاست.

ابن الاعرابى گفته است (۸) :«عرب به هنگام سوار کارى یا نشستن در حیاط و خیلى‏مواقع دیگر،به آواز رکبانى (۹) تغنى مى‏کرد.وقتى و آوازشان با قرآن باشد» (۱۱) زمخشرى نیز گفته است:«عرب عادت داشت که در همه احوال-چه هنگام‏سوارکارى و چه در حال لمیدن و یا نشستن در حیاط خانه‏ها و غیره-به آواز و زمزمه‏رکبانى تغنى کند.پیامبر خدا صلى الله علیه و آله وقتى مبعوث شد،بر این حال بر آمد تا آواز و زمزمه‏آنان با قرآن باشد.پس بدان فرمان داد،یعنى فرمود:«هر کس قرآن را جاى گزین‏رکبانى نکند و آن را زمزمه زیر لب و تغنى با آواز خوش قرار ندهد،از ما نیست‏» (۱۲) .

فیروز آبادى گفته است:«غناه الشعر و غنى به تغنیة:تغنى به‏».یعنى شعر را به‏آواز خواند و آن را تغنى کرد.

شاعر گفته است:

«تغن بالشعر اما کنت قائله×ان الغناء بهذا الشعر مضمار» (۱۳) «زبیدى‏»ضمن آن که نقل این گفته را به پیامبر صلى الله علیه و آله منسوب داشته گفته است:

«خداوند به هیچ کس چون پیامبر گرامى اجازه نداده است که با قرآن آشکارا تغنى‏کند».

«ازهرى‏»گفته است:«عبد الملک البغوى‏»به نقل از ربیع و او به نقل از شافعى به‏من اطلاع داد که معناى تغنى‏«خواندن قرآن با صداى محزون و رقیق است‏» (۱۴) .اوحدیث دیگرى را نیز به شهادت مى‏گیرد که مى‏گوید:«زینوا القرآن باصواتکم‏».

بر همین اساس،امامان اهل بیت علیهم السلام کوشش داشتند که قرآن با ترتیل و صداى‏بلند و تجوید و با آواز خوش خوانده شود.

محمد بن على بن محبوب اشعرى در کتاب خود به نقل از معاویة بن‏عمار روایت مى‏کند که به ابى عبد الله علیه السلام گفتم:آیا هر کس،دعا یا قرآن مى‏خواند،اگرصدایش را بلند نکند،گویى چیزى نخوانده است؟فرمود:«همین طور است،على بن الحسین علیه السلام در تلاوت قرآن،خوش صداترین مردم بود و هنگام تلاوت‏صدایش را چنان بالا مى‏برد که تمام اهل خانه بشنوند».امام صادق علیه السلام در خواندن‏قرآن خوش صداترین مردم بود.هرگاه شب براى تلاوت بیدار مى‏شد،صدایش رابالا مى‏برد و وقتى سقاها و دیگر عابران از آن مسیر مى‏گذشتند،مى‏ایستادند و به‏تلاوت او گوش مى‏دادند (۱۵) .

هم چنین روایت است که موسى بن جعفر علیه السلام نیز صدایى خوش داشت و قرآن‏نیکو تلاوت مى‏کرد.او روزى فرموده بود: «على بن الحسین علیه السلام با صداى بلند قرآن‏مى‏خواند تا شاید ره گذرى از آن جا بگذرد و به خود آید.وقتى امام چنان کرد، دیگرمردم آن را تاب نمى‏آوردند».از او پرسیده شد:آیا رسول الله صلى الله علیه و آله در نماز جماعت‏صدایش را به هنگام تلاوت قرآن بلند نمى‏کرد؟فرمود:«رسول الله صلى الله علیه و آله فقط آن گونه‏که در توان مردم بود تلاوت مى‏فرمود» (۱۶) .

هم چنین از امام على بن موسى الرضا و او از پدرش و نیاکانش از رسول الله صلى الله علیه و آله نقل‏است که فرمود:«قرآن را با آواز خوش بخوانید،زیرا آواز خوش زیبایى قرآن را افزون‏مى‏کند»،سپس این آیه را تلاوت کرد: یزید فی الخلق ما یشاء (۱۷) .

پى‏نوشتها:

۱- مزمل ۷۳:۴٫
۲- الکافى،ج ۲،ص ۶۱۶-۶۱۴،شماره‏هاى ۹-۸-۳٫
۳- مزمل ۷۳:۴٫
۴- بحار الانوار،ج ۸۹،کتاب القرآن،شماره ۲۱،ص ۱۹۵-۱۹۰٫
۵- الکافى،ج ۲،ص ۶۱۶،شماره ۱۳٫
۶- بحار الانوار،ج ۸۹،ص ۱۹۱٫
۷- الکافى،ج ۲،ص ۶۱۴،شماره ۲٫
۸- «ابو عبد الله محمد بن زیاد کوفى‏»یکى از زبان دانان مشهور عرب است که در محضر درس او مردمان بسیارحاضر مى‏شدند.او در سخندانى و شناخت لفظ ناآشنا از همه سر بود،تا جایى که مى‏گویند بر«ابو عبیده‏»و«اصمعى‏»برترى داشته است.او در رجب سال ۱۵۰ هجرى زاده شد و در شعبان ۲۳۱ از دنیا رفت(قمى،الکنى و الالقاب،ج ۱،ص ۲۱۵).
۹- رکبانى:خواندن سرود باکش و قوس دادن و زیر و بم صدا.
۱۰- هجیراء:زمزمه و طنین آواز و ترانه.
۱۱- نهایه ابن اثیر،ج ۳،ص ۳۹۱٫
۱۲- الفائق،ج ۲،ص ۳۶(رثث).
۱۳- ابن منظور گفته است:«منظور شاعر تغنى بوده و اسم را(غناء)به جاى مصدر آورده است‏».
۱۴-  مستطرفات السرائر،ص ۴۸۴٫
لسان العرب،ج ۱۵،ص ۱۳۶،«تحسین القراءة و ترقیقها»آمده است. ۱۵-
۱۶- کتاب الاحتجاج،ج ۲،ص ۱۷۰٫
۱۷- فاطر ۳۵:۱،ر.ک:عیون اخبار الرضا،ج ۲،ص ۶۸،شماره ۲۲۲٫
علوم قرآنى صفحه ۳۹۱ محمد هادى معرفت

وبلاگ شیعه 12 امامی

 

خواهد آمد مرهم زخم علی(ع) در کوچه ها

 

یک شنبه 18 اسفند 1392  1:16 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها