0

تا كربلا راه الي ماشاءالله است...

 
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

تا كربلا راه الي ماشاءالله است...

تا كربلا راه الي ماشاءالله است...

صبح شروع عمليات با شهيد زين الدين قرار داشتيم. مدتي گذشت اما خبري نشد. داشتيم نگران مي شديم كه ناگهان يك نفربر زرهي،پيش رويمان توقف كرد و آقا مهدي پريد بيرون. با تبسمي بر لب و سر و رويي غبارآلود. ما را كه ديد خنديد و گفت: عذر مي خواهم كه منتظرتان گذاشتم، آخه ما هم جوانيم و به تفريح احتياج داريم.رفته بودم خيابانگردي. گفتم: آقا مهدي،كدام شهر دشمن را مي گشتي؟ قيافه ي جدي تري به خود گرفت و ادامه داد: از آشفتگي شان استفاده كردم و تا عمق 50 كيلومتري خاكشان پيش رفتم. براي شناسايي عمليات بعدي.
بعد گردنش را كمي خم كرد و با تبسم گفت: ما كه نمي خواهيم اينجا بمانيم،تا كربلا هم كه راه الي ماشاءالله است..
.

منبع : عبرت های عاشورا

 

گوشی های ایرانی جی ال ایکس را با تخفیف بخرید

در صورت تمایل پیام بدید

جمعه 19 آذر 1389  2:49 PM
تشکرات از این پست
papeli
دسترسی سریع به انجمن ها