پاسخ به:☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻
یه سوالی از صبح تا حالا ذهن مارو درگیر کرده ببینین شما میتونین بهش جواب بدین؟ اگه “مردان آنجلس” یه زن همراهشون بود بازم میتونستن ۳۰۰سال با خیال تخت بخوابن!؟
از کسانی که تو کامپیوتر شون فایلها رو با اسمهایی مثل hjkhkjkh ذخیره میکنن توقع اتاق مرتب و جمع و جور نداشته باشید
رفتم گلفروشی گفتم آقا این گل طبیعیه؟
یه دختر بچه ۵ ساله ای اونجا بود گفت پــَ نَ پــَ سزارینه!!
به جون خودم
من تا ۱۲ سالگی فکر میکردم بچه ها رو لک لک ها از آسمون میارن !
هر وقت من کلید موفقیت رو پیدا میکنم
یه نفر قفل رو عوض میکنه !
حیف نون از دوستش میپرسه : توک چشم کجاست؟ دوستش میگه چشم که توک نداره میگه:پس چرا خواننده میگه توکه چشمات خیلی قشنگه !؟
ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻢ ﯾﻪ ﮐﺎﺭﺕ ﺷﺎﺭﮊ ﺑﺨﺮ برام😌 ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﯾﻬﻮ ﺁﻧﺘﻦ ﮔﻮﺷﯿﺶ ﺭﻓﺖ... ﻣﻦ ﻫﯽ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﺍﻟﻮﻭ ﺍﻟﻮﻭ…
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻔﺖ: ﻫﯽ ﺍﻟﻮﻭ ﺍﻟﻮﻭ ﻧﮑﻦ ﺍﺻﻼ ﺻﺪﺍﺕ ﻧﻤﯿﺎﺩ😏😂
رفتم بانک نوبت گرفتم دیدم بعد سی نفرم یه آقایی اومد تو دستش ده بیستا نوبت بود گفت نوبت میخوای؟ گفتم چند گفت بعد پنج نفر ده تومن بعد بیست نفر پنج تومن بعد بیست و پنج نفر دو تومن گفتم مرسی و نشستم نوبتم شه یعنی برگ هر چی دلال و مختلس و محتکر بود ریخت..
پای بابام ضربه خورده بود، مامان بزرگم
زردچوبه و تخم مرغ و کره حیوانی
و ... گذاشته بود رو پاش رفته بودن دکتر
دکتره گفته بود
"سیب زمینی هم میذاشتین کوکو درست میکردین دیگه"😂😂
مادر شوهر چیست؟🙄
شريک اجباري سفرهاي پسرو عروس،😁 کميته انضباطي پوشش عروس!😁 شادترين شخص در دعواها!😁 مسبب99% دعواها😁
موفق ترين بازيگر درنقش بيگناه درتمام آشوبها با ديالوگ: مگه من چي گفتم؟!🙄 توام مثل دختر من!!!!😒
واااااااااالااااا😂
ولی جدا فکر کن بری خواستگاری بعد دختره تازه از خدمت برگشته باشه ولی تو معاف شده باشی
با خبر سربازی دخترا جوک میسازیم ما بدبختا؟
اینا پول دو سال شیر ننشونم از ما میگیرن، بش میگن «شیر بها»، الان پول دو سال خدمتشونم میگیرن اسمشم میزارن «پست بها» !
+ بودجه کم اومده، چیکار کنیم؟ - نگران نباش! طرح خدمت سربازی دختران رو مطرح کن و قابلیت خرید هم بزار! این ملت از زیر سنگ هم شده پول جور میکنن میدن تا دخترشون نره سربازی! + مرسی استاد!
خاطرات سربازی شوهر عمه ها کم بود، حالا باید خاطرات سربازی خود عمه هارو هم گوش کنیم!
مــمـــد اگـــه رفتم سربازی منتظرم می مونی؟؟؟
(جمله یه دختر به نامزدش!!)
امسال تابستون هواخیلی گرم بود درحدی که تصمیم گرفتم کولر رو روشن کنم #خاطرات یک بابا جلد 5ص12345
میری آرایشگاه میبینی مو ریخته رو زمین ... میری خیاطی میبینی پارچه و نخ ریخته رو زمین ... ولی میری بانک هیچی رو زمین نمیبینی حتی خودکارشونم چسبیده :|