0

☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

 
ghasem8224
ghasem8224
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1393 
تعداد پست ها : 1025
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

رفتیم رستوران گارسون اومده میگه چیزی میل دارین؟؟؟
گفتم پ نه پ غذامونو همین الان خوردیم گفتیم بیایم اینحا دور هم بخندیم!!

********

رفتم واسه ثبت نام رانندگی زنه میگه واسه آموزش اومدین !؟؟!! گفتم پ نه پ پول میدم که منو سوار ماشینتون کنین بشینم رو پای راننده قان قان کنم !!!!

********

با گل رفتم بیمارستان
نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین
گفتم پ نه پ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات… …

********

داشتم تلویزیون میدیدم
بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعدش به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!
پ نه پ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!!! …

********

به راننده تاکسیه میگم مرسی نگه دارید می گه پیاده میشی؟؟پ نه پ می خوام ببینم لنت و ترمزت سالمه؟

********

رفتم داروخونه…میگم باند دارین؟ میگه واسه زخم؟…پ نه پ… بانده فرودگاه حیاط خونمون خراب شده…بابام همینجور داره با هواپیماش دوره خونه میچرخه.!!

********

http://www.axgig.com/images/46102340277214272922.jpg

جمعه 1 اسفند 1393  4:33 PM
تشکرات از این پست
ghasem8224
ghasem8224
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1393 
تعداد پست ها : 1025
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

 

رفتم آسایشگاه برای دیدن سالمندان . مسئول اونجا میگه : اومدی عیادت ؟

میگم : پَ نه پَ اومدم چند تا از این پیرمردها رو ببرم بزرگ کنم ! …

 

پ نه پ جدید, پ نه پ خنده دار

دوستم میگه چرا انقدر غذات کم شده ؟

میگم : تو رژیمم …

میگه رژیم لاغری ؟!

میگم پَ نه پَ رژیم صهیونیستی

 

http://www.axgig.com/images/46102340277214272922.jpg

جمعه 1 اسفند 1393  4:33 PM
تشکرات از این پست
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

گوشیمو سایلنت کردم، رو میز میلرزه... میگه داره زنگ میخوره؟!؟! 

پَ نه پَ خربزه خورده فکر اینجاشو نکرده ! 

 


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

جمعه 1 اسفند 1393  4:35 PM
تشکرات از این پست
ghasem8224
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

دارم مي رم تو دانشگاه يارو دم در جلومو گرفته ميگه آقا شما دانشجوي همين دانشگاهيد؟ ميگم پـَ نه پـَ دانشجوي دانشگاه آکسفوردم، درس اخلاق رو اينجا واحد ميهمان گرفتم


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

جمعه 1 اسفند 1393  4:37 PM
تشکرات از این پست
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

يارو عکسمو ديده ميگه:اااا این دماغ خودته؟ پـَ نه پـَ دماغ اجدادمه که بيني به بيني، نسل به نسل منتقل شده الان رسيده به من


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

جمعه 1 اسفند 1393  4:40 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

نحوه پسته خوردن ایرونی جماعت :
همزمان یکی در دهان ، یکی در دست دیگری ، و دیگری هم تحت نظر

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 1 اسفند 1393  4:42 PM
تشکرات از این پست
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

رو در اتاقم علامت "ورود ممنوع" زدم. رفیقم اومده تو، میگه اینو زدی که کسی نیاد تووو؟ پـَ نه پـَ زدم که کسی جلو در پارک نکنه...!


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

جمعه 1 اسفند 1393  4:42 PM
تشکرات از این پست
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

رفتم درمونگاه، منشیه میگه: مریض شمایید؟ گفتم پـَ نه پـَ من میکروبم، اومدم خودمو معرفی کنم!


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

جمعه 1 اسفند 1393  4:44 PM
تشکرات از این پست
ghasem8224
ghasem8224
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1393 
تعداد پست ها : 1025
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

خنده بازار

جاسم واسه رفیقش تعریف میکرد که …
حمیــــد !!
حمید : چیه؟
گفت: رفته بودم جنگل , چه طبیعت بکری !! ایقد جات خالی بوود ایقد جات خالی بود!!
واساده بودم مهو این طبیعت شده بودم ! اینقد قشنگ بود آواز پرندگان !
کاش مو این دوربینمو برده بودم با خودم برات فیلم برداری میکردم !
همینطور که مو مهو این طبیعت بودم یه گله گرگ به مو حمله کردن !!
حمید : خو چی شد؟!!!!!!
گفت : خو هیچی ما بدو گرگا بدو ! مو بدو گرگا بدو !! ب…عد ر…سیدیم به یه دشت !
دشت پر از گل شقایق ! ایقد قشنگ بود , تا چشم کار میکرد فقط گل سرخ ! اصلا یه فضای رمانتیکی شده بود !
حمید : پَ گرگا چی شدن ؟!
گفت : ها وولک گرگا دنبالم ! مو بدو گرگا بدو !! رسیدیم به یه کوه !
پسر از قدرت خدا آب از دل کوه در میومد میخورد زمین پووووودر می شد !!
نور خورشیدم افتاده بود داخلش یه رنگین کمون خشکلی درست شده بود جات خالی
کاش مو این دوربینمو با خودم برده بودم واست فیلم میگرفتم !
حمید : گرگا چی شدن وولک؟!!
گفت: هااا خو گرگا دنبالمون مو بدو گرگا بدو مو بدو گرگا بدوو ! رسیدیم به یه دریا !
پسر دریا نگو استخر ! یه موج داخل این دریا نبود ! ایقد قشنگ بووود !!
حمید :گرگااا چی شدن؟!
گفت : خو زهر مار !!! گرکا ول کردن تو ول نمیکنی!!!!!!

 

http://www.axgig.com/images/46102340277214272922.jpg

جمعه 1 اسفند 1393  4:45 PM
تشکرات از این پست
ma23hasan
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

به پسرخاله ام می گم تب کردم میگه: اِ؟ مریض شدی؟

می گم  پـَ نه پـَ دمای بدنمو بردم بالا ببینم فنش کار میفته یا نه !


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

جمعه 1 اسفند 1393  8:05 PM
تشکرات از این پست
farshon
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

از تاکسی پیاده شدم به راننده نیگا میکنم، میگه باقی پولتو میخوای؟

میگم پـَ نه پـَ میخوام یه دل سیر نیگات کنم که میری دلتنگت نشم


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

جمعه 1 اسفند 1393  8:07 PM
تشکرات از این پست
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

آب خونه قطع شده بود.بعدکه وصل شد یه آب زرد از شیر میومد. مامانم میپرسه زنگ لوله هاست؟

پ ن پ سازمان آب واسه عذرخواهی اولش آب پرتقال می فرسته


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

جمعه 1 اسفند 1393  8:10 PM
تشکرات از این پست
farshon
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

رفتیم رستوران.... میگم دوتا جوجه لطفا میگه جوجه کباب؟

پ نه پ ازین جوجه رنگیا....یه قرمزبدین یه سبز.


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

جمعه 1 اسفند 1393  8:12 PM
تشکرات از این پست
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

جارو برقیمو بردم تعمیرگاه یارو میگه خرابه؟

میگم پـَ نه پـَ آوردمش تا مغازت رو جارو کنم


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

جمعه 1 اسفند 1393  8:14 PM
تشکرات از این پست
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻

رفتم فرودگاه تو قسمت انتظار نشستم ، یارو امده میگه شما هم منتظر مسافرین ؟

میگم پـَ نه پـَ اینجا نشستم مسافرایی که میان احساس تنهایی نکنن


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

جمعه 1 اسفند 1393  8:15 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها