پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻
جشنواره فیلم های خسیس: ?- دو نفر با یه تخم مرغ ?- تا حالا موز خوردی؟ ?- ده نفر زیر یک چتر ?- من ترانه ?? تومن دارم ?- دیشب پیتزا خوردم آیدا
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
می خواستی با آن دختر ازدواج کنی چی شد؟ جواب رد داد. چون گفتم لیسانس بیکاری دارم. خوب ، آدم عاقل! می گفتی عمویم میلیاردر است! اتفاقا گفتم! رفت با عموم ازدواج کرد.
حیف نان میره المپیک توی دو میدانی مسابقه شروع میشه. حیف نان صد متر رو توی هشت ثانیه میره میان باهاش مصاحبه می کنن میگن که چیکار کردی. حیف نان میگه: آقا ورزشگاتون چقدر سوسک داره
تفاوت حادثه با فاجعه: حادثه: مادر شوهرتو هول بدی تو دریا فاجعه: شنا بلد باشه
یه وزنه سنگین از بالای یه ساختمون می افته روی پای یه خسیسی، خسیسی داد میزنه:آخ! کفشم، اوخ
حیف نان با دوستش در تهران میرن در خونه یک تهرانی. حیف نان در می زنه از اونور صدا میاد میگه کیه؟ حیف نان میگه مویوم. دوستش میگه بگو منم. حیف نان میگه اگه در رو باز کنه ببینه مویوم چی؟
عباس آقا نصفه شب بلند میشه آب می خوره میگه: سلام بر حسین یه نفر از زیر تخت میگه : سلام عباس آقا
حیف نان میره خواستگاری دختر رو می بینه ازش خوشش نمیاد میگه: ما می ریم یه دوری می زنیم بر می گردیم
دیگه حوصله پست گذاشتن ندارم
.
. الکی مثلا شما بگین نه بذار بذار پستات باحاله
یه روز یه موتورسوار با موتورش با یه گنجشک برخورد میکنه، گنجیشکه زخمی میشه از هوش میره میزارنش توی قفس. وقتی به هوش میاد و خودشو توی قفس می بینه میگه ای واااای موتوریه رو کشتم!!!!!!!!!!!!
چه خوب یادم هست، عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد، وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت.
خانمه به شوهرش پیامک میده: سلام عزیزم، اگه موافقی بریم خونه مامانم عدد “۱” و اگه میخوای بریم خونه مامانت سینوس ۲۳به توان ۷ تقسیم بر ۲/۷۶۳ ضربدر ۶۵۷ رادیکال ۵ به توان ۲ تانژانت ۷۸۶ مبنای ۲۱” رو پیامک کن ! جواب شوهر : ۰/۰۵۷۳۸۷۷۷۳۲۵
تو خیابون داشتم لایی کشی میکردم یهو از پشتم شنیدم: پژو کنار بایست راننده بزن کنار! منم با ترس و لرز زدم بغل... دیدم وانتیه لوس، از کنارم رد شده تو بلند گو میگه: الکی مثلا من پلیس نا محسوسم :|
رفتم نون بگیرم , دست خالی برگشتم خونه . بابام گفت پس نون کو؟ گفتم الکی مثلن نونوایی بسته بود! یهو دیدم بابام با لگد چنان ضربه ای کوفت تو پوزم که آب دهنمو معلق تو هوا دیدم وقتی بهوش اومدم دیدم بابام با لبخند ملیحی گفت:
الکی مثلن من بوروسلی ام
بعضی هاش واقعا خنده دار بود