پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻
من سر یخچال که میرم با پارچ آب میخورم!
اونم از سمتی که دستۀ پارچه!
تزمم اینه که کسی عقلش نمیرسه
از این سمت بخوره دهنیش کنه
چه حکایت جالبیه بچه که بودیم بزرگا ازدواج میکردن
حالا هم که بزرگ شدیم کوچیک ترا ازدواج میکنن …
از عجايب خونواده اينه كه معدشون حيف نيست
اون غذايي كه يه ماه تو يخچال مونده
و انواع اقسام خوردني ها روش ريخته حيفه
تازه باباي من اعتقاد داره روش آبليمو بريزي هيچيت نميشه
تا حالا دقت کردین همه فوتبالیست ها
یه ناگفته هایی دارن که آخر فصل می خوان بگن؟
اما هیچ وقت نمی گن
•
یكی از سرگرمی های ما بالا رفتن از رختخواب ها بود!
خدا میدونه چند بار رختخوابها ریزش کردن وموندیم زیرشون!
لذت صعود از این رختخواب ها برابری میکرد با صعود به قله دماوند!
یکی از رفقا می گفت
پیاز تنها ماده غذایی هست که میتونه اشک آدمو در بیاره
من برای اینکه ثابت کنم اشتباه میکنه
یه نارگیل برداشتم و زدم تو سرش ، اونم کاملا به اشتباهش پی برد !
یادش بخیر بچگی ها چقد ساده بودیم!
نیم ساعت دست به سینه می نشستیم تا مبصر اسممون رو جزء خوب ها بنویسه!
بعدم معلم میومد بدون توجه به اسم ها تخته رو پاک می کرد!
و چقدراسکل تر بودیم که زنگ بعدی هم دست به سینه مینشستیم!
موبایل فروشیا باید اتاق پرو داشته باشن
که مشتری ها بتونن امتحان کنن سلفی گرفتن تو آینه
با کدوم گوشی بیشتر بهشون میاد
ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﻡ ﺑﻪ ﺩﺭﺟﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﮐُﻨﺪﯼ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﮐﻪ
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺑﻞ ﮐﻠﯿﮏ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﺭﻭ ﻣﺎﯼ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ ﺑﻌﺪ 5 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﭘﯿﻐﺎﻡ ﻣﯿﺪﻩ :
ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﺠﺎ ﺭُ ﮐﻠﯿﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ؟
همسایمون یه پراید داشت تو کوچه پارکش می کرد
دزدگیرش خیلی حساس بود حتی از بقلش کسی رد میشد آژیرش صدا میداد
گربه میرفت روش صداش بلند میشد
مگس می نشست روش صدا میداد
کل محل شاکی بودن
یه شب دزد اومد بردش بدون هیچ سر و صدایی
رتبه دار سوانح رانندگی دنیا هستیم
ولی تا سپر دو تا ماشین میخوره به هم
2000 نفر جمع میشن و با تعجب نگاه میکنن …
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.