0

دانستنيهاى قرآن

 
mohamarezak
mohamarezak
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 183
محل سکونت : آذربایجان شرقی

دانستنيهاى قرآن

دانستنيهاى قرآن                   

تسبيح و تحميد و فرق اين دو   

وقتى در نماز مى‏گوييم «سبحان‏ربى العظيم و بحمده» كه خلاصه‏اش اين است «تسبيح پروردگار عظيم مى‏كنم و حمد پروردگار عظيم» يا مى‏گوييم: «سبحان ربى‏الاعلى و بحمده» يعنى تسبيح مى‏كنم پروردگار برتر را و حمد مى‏كنم‏او را، «تسبيح مى‏كنم» يعنى چه؟ و «حمد مى‏كنم» يعنى چه؟

ثناى خدا به دو شكل است: يكى تسبيح و ديگرى تحميد.

تسبيح يعنى تنزيه، يعنى خدا را از آنچه كه ذات او مبراست منزه‏كردن، و برتر دانستن او از آنچه كه شان مخلوقين است، از آنچه كه‏حاكى از نوعى نقص و ناتوانى و نارسايى است. اصلا كلمه «سبحان» معنايش اين است كه من او را تسبيح و تنزيه مى‏كنم ازاينكه به چشم ديده شود، با دست لمس شود، او را جسم بدانم وبگويم در جايى قرار گرفته است، او را محتاج و نيازمند بدانم به هرچيزى از جمله به عبادت خودم، خير، او منزه است از نياز و احتياج، تنزيه مى‏كنم او را از اينكه به او نسبت ظلم و ستم بدهم، براى اوشريكى قائل باشم، او را مركب و داراى اجزاء بدانم، بگويم از چه‏درست‏شده و از كجا آمده است. پس تسبيح يعنى يك سلسله‏چيزهايى را كه من مى‏فهمم كه خدا از اينها برتر و بالاتر است، با كلمه «سبحان» از او نفى مى‏كنم. ثناى الهى نظير اقرار به توحيد است كه مجموع نفى و اثبات‏است، وقتى مى‏گوييم «لا اله الا الله» نفى مى‏كنيم معبوديت غير را واثبات مى‏كنيم ذات او را. ثناى الهى هم هميشه نفى است و اثبات، نفى‏اش همين است: منزه است از...، ولى «حمد» توصيف‏پروردگار است به صفات اثباتى، او را ستايش مى‏كنم كه همه نعمتهااز اوست، همه كمالات از اوست و به او بر مى‏گردد، او

به هر چيزى‏داناست: «بكل شى‏ء عليم»، بر هر چيزى تواناست: «و هو على‏كل شى‏ء قدير»، او سميع است، او بصير است، او حى است، اوقيوم است، او ملك است، او مؤمن است، مهيمن است، عزيزاست، جبار است، متكبر است (1). اين صفات اثباتى. پس ما با يك «سبحان ربى العظيم و بحمده»، يا يك «سبحان ربى الاعلى وبحمده» يك دنيا نقص را به نظر مى‏آوريم و مى‏گوييم خداى ما ازاينها منزه است، و يك سلسله كمالات را [به نظر مى‏آوريم ومى‏گوييم] خداى ما داراى چنين صفاتى است. در نماز وقتى سوره‏توحيد را مى‏خوانيم مى‏گوييم: «قل هو الله احد، الله الصمد، لم يلدو لم يولد و لم يكن له كفوا احد» هم صفات اثباتى در آن است وهم صفات سلبى. بعد مى‏گوييم: «كذلك الله ربى» چنان است‏پروردگار من، آن صفات كمالى اثباتى را دارد و من او را به آن‏صفات ستايش و حمد مى‏كنم. نقصى در او نيست، اينكه فرزند داشته باشد، فرزند چيزى باشد، مثل و مانند داشته باشد، در اونيست «كذلك الله ربى».

قرآن مى‏گويد اين كار تسبيح و تحميد كه شما در اين شعور ظاهرى و انسانى تان بايد آن را با تعليمات انبياء ياد بگيريد و با اراده‏و اختيار خودتان انجام دهيد، تمام ذرات عالم وجود، خدا را تسبيح‏مى‏كنند و حمد مى‏كنند. اين يك آيه از آيات قرآن [راجع به تسبيح وتحميد موجودات].

همچنين ما در قرآن پنج‏سوره داريم - بلكه با سوره «سبح‏اسم» به اعتبارى شش سوره داريم - كه با تسبيح شروع مى‏شوند واينها را «مسبحات» مى‏گويند. سوره حديد اين طور شروع مى‏شود:

«سبح لله ما فى السموات و الارض» هر چه در آسمانها و زمين است‏خدا را تسبيح مى‏كند.

سوره حشر و سوره صف به اين شكل شروع مى‏شود: «سبح‏لله ما فى السموات و ما فى الارض». در اينجا كلمه «ما» تكرار شده‏است. باز مفاد همان است: هر چه در آسمانهاست و هر چه - نه هركه - در زمين است‏خدا را تسبيح كرده است.

سوره جمعه و سوره تغابن [اينطور شروع مى‏شوند:] «يسبح‏لله ما فى السموات و ما فى الارض و هو العزيز الحكيم».

«سبح اسم» نيز امر به تسبيح است.

 

پى‏ نوشت

------------------------------

1. حشر/32 - 34.

 

منبع:

استاد مرتضى مطهرى آشنايى با قرآن جلد 4 صفحه 164

جمعه 9 اسفند 1392  12:07 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها