0

متن ادبی درمورد نماز

 
tiztak20
tiztak20
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 96

متن ادبی درمورد نماز

این متن ادبی رو خودم نوشتم امیوارم که خوشتون بیاد:

 

وضو می گیرم... صدای تپش های قلبم را نیز می شنوم...حس وحال عجیبی دارم

اشتیاق قلبم برای به تو رسیدن مرا به جنون رسانده...سجاده را باز میکنم بوی عطر سجاده ام فضا را پر

میکند...

انتظارم لبریز شده بی اختیار رو به خانه ی معشوقم می ایستم برای گفتن تکبیره الاحرام دست هایم را بالا

میبرم فکر میکنم دیگر در این دنیا نیستم و فقط وجود تو را حس میکنم... با خواندن حمد و توحید می خواهم تو را

ستایش کنم تویی که بالاتر از ادراک منی..

در رکوع قامتم در مقابل عظمتت خم میشود.. سجده میکنم به جبران تمام محبت های بی پایانت...

در قنوتم دست هایم را به سمتت دراز میکنم به سمت تویی که ستار العیوبی و ...

دعاهایم را در قنوتم یکی یکی می شمارم شاید زیاد باشد اما این را میدانم که تو آنقدر بزرگ هستی که به

دعاهایم دست رد نزنی....

در سلام نمازم رو به رویت می نشینم ولی خدای من به جای خداحافظی در اتمام نمازم باز هم به تو سلام

می کنم زیرا این پایان این حس زیبا نیست...

یک شنبه 4 اسفند 1392  6:57 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها