((سيد موسي صدر)) در تاريخ 14 اسفند 1307 ش در شهر قم ديده به جهان گشود. سيد مو وي با سي و سه واسطه درخشان از طرف پدر به جدش امام هفتم شيعيان ، حضرت موسي بن جعفر عليه السلام پيوند مي خورد.

گروه : علوم انساني
رشته : الهيات و معارف اسلامي
والدين و انساب : پدر سيدموسي صدر آية الله العظمي سيد صدرالدين صدر در زمان تحصيل خود در نجف اشرف حركتهاي مترقي و نوجويانه را در عراق رهبري مي كرد.
تحصيلات رسمي و حرفه اي : هر چندسيدموسي صدر همپاي گذراندن درسهاي دبستان و دبيرستان به دروس حوزوي نيز اشتغال داشت شروع به تحصيل تمام وقت او در حوزه علميه قم از سال 1360 ق . مقارن 1320 ش . آغاز شد. تحصيلات حوزوي سيد موسي در قم بيش از يك دهد به طول انجاميد. وي پس از گذراندن دوره مقدمات و سطح متوسط و عالي ، در درس خارج فقه و اصول و فلسفه استادان نامي و بزرگ حوزه شركت جست .
او در كنار تحصيل و تدريس درسهاي حوزه ، براي ورود به دانشگاه در آزمون كنكور سراسري شركت مي جويد و پس از موفقيت در دانشكده حقوق تهران مشغول تحصيل مي شود و در نهايت به اخذ درجه ليسانس حقوق اقتصادي نايل مي آيد.
وي همچنان از روح بلند و استعداد سرشار خود كمك مي گيرد و علاوه بر تسلط كامل به دو زبان فارسي و عربي ، به فراگيري زبانهاي فرانسه و انگليسي همت مي گمارد و در اين راه نيز پيروز و سربلند بيرون مي آيد. او فرصتهاي طلايي دوران جواني را به آساني از دست نمي دهد و از لحظه هاي هر چند كوتاه آن استفاده هاي بلند و پايدار مي كند وي در سال 1332 ش . پدر گرانقدر خود را از دست مي دهد، در همان سال از قم هجرت آغاز كرده ، وارد حوزه علميه نجف مي شود.
خاطرات و وقايع تحصيل :
فعاليتهاي ضمن تحصيل : سيد موسي صدر خود در كنار تحصيل خارج فقه و اصول به تدريس مقدمات و سطح نيز اشتغال داشت . از جمله كتاب با ارزش ((شرح لمعه ))را براي شاگرداني چند كه در حوزه از برجستگي خاصي برخوردار بودند، تدريس مي كرد و در ارائه مسائل مهم و پيچيده آن ، با بياني شيوا و گيرا همه را سخت به تعجب و تحسين وا مي داشت .او در سايه پشتكار شبانه روزي توانست در مدت كوتاهي خود را در صف اساتيد حوزه علميه قم جاي دهد و پس از چندي به تدريس فقه و اصول و منطق و فلسفه بپردازد.
استادان و مربيان : از استادان معروف دروس سطح و خارج سيدموسي صدر، اين فرزانگان را مي توان نام برد:
دروس سطح
الف : آية الله علوي اصفهاني
ب : آية الله محقق داماد
ج : آية الله سيد رضا صدر
خارج فقه
الف : آية الله سيد احمد خوانساري
ب : آية الله حجت كوه كمره اي
ج : آية الله سيد صدرالدين صدر(پدرش )
د: آية الله امام خميني (در درس ايشان مدت اندكي شركت كرد.)
ه: آية الله محقق داماد
خارج اصول
آية الله محقق داماد
فلسفه
الف : آية الله علامه طباطبايي
ب : آية الله سيد رضا صدر(برادرش )
همسر و فرزندان : سيد موسي صدر در سال 1335 ش . به فكر تشكيل خانواده افتاد تا با انتخاب همسري همراه و شايسته به زندگي سرتاسر تلاش خود جلوه ديگري بخشد. او در 28 سالگي به اين آرزو تحقق بخشيد و با دختر خانواده اي اصيل و مذهبي پيوند زناشويي و تعهد بست كه حاصل اين وصلت مبارك در سالها بعد، علاوه بر موفقيتهاي بارز معنوي و سياسي و اجتماعي ، دو دختر و دو پسر به نامهاي (صدرالدين ، حميد، حورا، مليحه ) بود.
وقايع ميانسالي : از نخستين روزهاي جايگزين شدن امام موسي صدر در لبنان ، دولت و رهبر ليبي يكي از سر سخت ترين دشمنان وي به شمار مي رفت . در مرداد ماه 1357 امام موسي صدر قصد سفري به كشور الجزير داشت . به دنبال آن تماسهايي حاصل شد و بلافاصله از طرف دولت ليبي دعوتي رسمي از امام موسي صدر براي سفر به آن كشور به عمل آمد. روز نوزدهم رمضان 1398 ق .وي از الجزير وارد كشور ليبي شد.
در يكي از اين نشستها امام موسي صدر با عقايد جنون آميز قذافي كه خود را ((جانشين خدا در زمين ))مي خواند بشدت مخالفت كرد و با شهامت ، پيامدهاي شوم اين طرز تفكر انحرافي را به وي گوشزد نمود.بعد از يك هفته اقامت در ليبي امام موسي صدر تصميم گرفت روز بيست و پنجم رمضان 1398 ق . (9 شهريور 1357 ش / 31 اوت 1978 م ) آن كشور را به قصد لبنان ترك گويد تا ساعت 2 و سي دقيقه بعد از ظهر همين روز، وي در جلو هتل محل اقامت خود مشاهده گرديده ولي بعد از آن با دو تن از همراهان خود ((شيخ محمد يعقوب )) و ((عباس بدر الدين )) ناگهان ناپديد شده است .هنگامي كه خبر ربوده شدن امام موسي صدر انتشار يافت بي تابي و نگراني جهان اسلام را فراگرفت و ملتهايي كه كوچكترين شناختي از وي داشتند به غم و اندوه فرو رفتند. مردم لبنان يكپارچه به هيجان در آمدند و اعتصاب سرتاسري همه جا را از تحرك بازداشت .در اين حال روزنامه هاي وابسته به دولت ليبي مانند ((السفير)) در پي انحراف افكار عمومي ، با تيترهاي بزرگ و با آب و تاب فراوان اعلان كردند كه : امام موسي صدر براي همكاري با انقلاب ايران و مبارزه بر ضد شاه مخفيانه به ايران سفر كرده است . ولي كسي به اين حرفها گوش نمي داد. اعتراض و راهپيمايي همچنان ادامه داشت و هر روز بيش از روز گذشته بر شور و هيجان و اعتراض مردمي افزود مي شد.
حضرت آية الله العظمي امام خميني رضوان الله عليه پس از اطلاع از ربوده شدن امام موسي صدر بشدت ناراحت گشته ، بي درنگ تلگرامي به ياسر عرفات مخابره كردند:پس از برگزاري يكي ديگر از اجلاس كنگره صمود در سوريه ، امام خميني ضمن ارسال تلگرافي به حافظ اسد رئيس كنگره صمود خواستار تحقيق اعضاي كنگره در مورد ناپديد شدن امام موسي صدر گرديد.
مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : سيد موسي صدر با توجه به همه اين ريزه كاريها و براي حل نابسامانيهاي ريشه دار در ابعاد مختلف ، به سنگر مسجد و فعاليت در دبيرستانها و دانشگاهها اكتفا نكرد و اقدام به تاسيس مراكز اساسي تري نمود از جمله :
1. مدرسه صنعتي جبل عامل:اولين موسسه اي كه وي در شهر صور بنيان نهاد ((مدرسه صنعتي جبل عامل )) بود. هدف او از ايجاد اين مركز آن بود تا فقر و جهل را كه سالها سايه شوم خود را بر سر اين مردم افكنده بود از ميان بردارد.
2. تاسيس جمعيت بر و احسان:اين مركز كه به شكل تعاوني و به ابتكار و همت سيد موسي ايجاد گرديده است داراي پنج كميسيون جداگانه به نامهاي ((تفتيش ، برنامه ، مالي ، تبليغاتي و مجالس مذهبي )) است ، كه هر كدام فعاليتهاي خاص خود را دنبال مي كنند. اين جمعيت در نخستين سال تاءسيس خود، تنها بيش از يكصد و بيست نفر فقير دوره گرد را از كوچه و بازار جمع كرد و علاوه بر كمكهاي مالي ، براي هر يك شغل آبرومندي ايجاد نمود.
3. تاءسيس خانه دختران:زنان و دختران علاوه بر فعاليت در بخش بانوان ((جمعيت بر و احسان )) در سه مؤ سسه مهم ديگر كه باز به همت سيد موسي صدر، براي آنان راه اندازي شده بود، به كار و كوشش پرداختند. يكي از آنها مدرسه اي به نام ((بيت الفنتاة )) (خانه دختران ) بود. در اين مكان به دختران بي سرپرستي و فقير هنرهاي دستي ديگر آموزش مي دادند.
4. آموزشگاه پرستاري:وي مركز ديگري نيز براي بانوان داير كرد به عنوان ((آموزشگاه پرستاري )). در اين آموزشگاه دختراني كه مدرك ديپلم گرفته بودند، پذيرفته مي شدند و زير نظر استادان با تجربه آموزش پرستاري مي ديدند و پس از فارغ التحصيل شدن به مراكز بهداشتي ، درماني و بيمارستانها اعزام مي شدند و در عين حالي كه براي خود و خانواده مايه اميد و زندگي بودند در آن مركز در خدمت محرومان و بيچارگان قرار مي گرفتند.
5. مركز پزشكي:اين مركز به نام ((مدينة الطب )) شهرت يافته و تا به حال اقدامات وسيع و مهمي را در خصوص امور بهداشتي و درماني به انجام رسانده و در بسياري از قصبه هاي جنوب لبنان كه سالها مردمش از همه چيز محروم بودند، درمانگاه و مركز بهداشتي داير نموده است .
6. مؤ سسه قاليبافي:اين مركز آموزشي يكي از مراكز سرنوشت ساز براي بانوان و ديگر محرومان به حساب مي آمد و به موجب همين اهميت ، زير نظر شهيد بزرگوار دكتر مصطفي چمران اداره مي شد و بيش از 300 دختر از منطقه جبل عامل در اين مركز آموزشي مشغول يادگيري قاليبافي بودند.
7. حوزه علميه:يكي ديگر از حركتهاي مهم و ماندگار سيد موسي صدر، راه اندازي مركز فعال ديگري به نام ((معهد الدراسات الاسلامية )) (مركز بررسيهاي اسلامي ) بوده است .
البته مؤ سسات و مراكز مختلفي را كه به همت و رهبري سيد موسي صدر ساخته شده ، نمي توان در همين هفت مورد خلاصه كرد، چنانكه دو مؤ سسه مهم ديگر به نامهاي ((دارالايتام )) و ((سازمان زنان )) هم در نتيجه تلاشها و جانفشانيهاي او به ثمر رسيده است.
ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : برخلاف كارشكنيها و مخالفتهاي گوناگون ، سرانجام تلاشهاي مخلصانه سيد موسي صدر به نتيجه رسيد و نمايندگان شيعيان در مجلس شوراي لبنان ، به پيشنهاد وي يك طرح قانوني را تقديم مجلس كردند كه اين طرح در روز سه شنبه 6 صفر 1387 ق .به تصويب مجلس و امضاي رئيس جمهور لبنان رسيد.او در مدت چند سال اقامت خود در لبنان به اين نتيجه رسيده بود كه جوانان اين كشور زمينه هاي مساعدي براي فداكاري و سلحشوري در راه تحقق آرمانهاي مقدس اسلامي دارند از اين رو براي سازماندهي ، تربيت و تشكل نيروهاي بالقوه آنان و آگاهي هر چه بيشتر و بهتر جوانان از جهان بيني و ايدئولوژي اسلامي ، اقدام به تاءسيس سازماني به نام ((حركة المحرومين )) نمود، تا براي مبارزه اساسي با دشمنان اسلام در منطقه ، از نيروهاي كار آمد، با ايمان و جان بر كفي برخوردار باشد.شهيد بزرگ دكتر مصطفي چمران كه از طرف امام موسي صدر به مسؤ وليت سازماندهي اين جنبش منصوب شده بود.
نوبت به مرحله سوم سازماندهي رسيد. در آن زمان احزاب و گروههاي چپ گرا و راست گرا هر كدام براي خود ارتشي كوچك تشكيل داده ، براي تحقق آرمانهاي حزب متبوع خود، هر چند گاهي از آن استفاده مي كردند. اين ارتشها غالبا چون از انگيزه و آرمان ديني و مذهبي تهي بودند در برابر تهديدات نظامي كشورهاي بيگانه ، از كارايي لازم بر خوردار نبودند به همين علت امنيت مرزهاي كشور لبنان به آساني آسيب پذير مي شد.
براي از بين بردن چنين حالتي ، و در پي ايجاد امنيت داخلي و خارجي كشور لبنان ، تاءسيس يك سازمان نظامي قوي ، ضروري به نظر مي رسيد. سازماني كه افراد آن با داشتن آگاهيهاي سياسي ، مذهبي و نظامي ، پاسدار مرزهاي عقيده و نظام باشند.از اين تاريخ بود كه پايه هاي يك سازماني نظامي به نام ((افواج مقاومت لبنان )) (امل )پي ريزي گرديد.