جای همگی خالی.
مدینه واقعا حالمون گرفته شد.
به خاطر مظلومیت پیامبر و ائمه در اونجا.
به خاطر همه مسائلی که می دیدیم و نمی تونستیم کاری کنیم.
به خاطر بی احترامی هایی که به زائران ایرانی میشد.
به خاطر همه محدودیت هایی که اونجا برای زائران گذاشته بودند.
به خاطر بازار بزرگی که کنار بقیع پهن می کردن تا زائران به جای اعتراض و دعا و نیایش سرگرم دیدن زرق و برق دنیا بشن و یادشون بره تو بین الحرمین وایسادن.
دلم گرفت به خاطر بسته شدن مساجدی که به نام امام علی(ع) و حضرت فاطمه (س) بود.
دلم گرفت که اجازه به دست گرفتن کتاب دعا نداشتیم.
دلم گرفت که کتاب های دعای ما رو شرک می دونستند.
دلم گرفت که برای رفتن به روضه رضوان روزی سه ساعت بیشتر به ما وقت نمی دادن
و خلاصه خیلی دلگیر بود ........