0

شجاعت 13

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

شجاعت 13


راوي :همرزم شهيد
منبع :سايت ساجد
برادرم تعريف مي كرد :روزي « شهيد نديري » با يكي ديگر از بچه هاي اطلاعات ، در روز روشن با موتور، بدون اسلحه به شناسايي رفته بودند. در وسط دشت كه مي رسند ، با گشتي هاي عراقي برخورد مي كنند كه چون اسلحه نداشتند بايد بطريقي از دست اينها مي گريختند، يا تن به اسارت مي دادند و يا اينكه شهيد مي شدند؛ « شهيد نديري » فرصت را از دست نداده ، از موتور مي پرد و يك تكه آهن را پيدا مي كند و حالت دفاعي به خود مي گيرد؛ مثل اينكه اسلحه دستش است.
عراقيها با اينكه به طرف آنها شليك مي كردند با اين حال مي ترسيدند كه جلو بيايند تا اينكه برادر همراه « شهيد نديري » بشدت مجروح مي شود و مي افتد، عراقيها كم كم جلو مي آيند ؛ « شهيد نديري » در يك آن ، تصميم مي گيرد كه از آن معركه بطرف خط عقب نشيني كند ، بنابراين سه كيلومتر راه را با سرعت تمام و بصورت مارپيچ و زيگزاك مي دود و به عقب بر مي گردد و با اين كه عراقي ها او را تعقيب مي كنند اما نمي توانند او را سير كنند! وقتي به عقب مي رسد چند نفر را خبر مي كند و آن برادر مجروح رابه عقب مي رساند.

(مهدي ناجي ، شهيد امير حسين نديري )

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

سه شنبه 22 بهمن 1392  3:49 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها