بپرسیم چرا ؟؟؟؟؟؟
از زمان تولد انسان تا زمان بلوغ و گاه پس از آن این جملات پرسشی که دم به دم از ذهن و شعور و تفکر میگذرد و این کنجکاوی اورا به پویش و تکاپو برای دانستن از ناشناختها یا نامفهوم ها سوق میدهد وهمواره تنها دلیل رشد و همگونی انسان و جامعه ای است که در آن زیست میکند
اما در مقطعی از نوجوانی یا جوانی این سوالات جای خود را به اکتسابات طبقه بندی شده میدهند و این شبهه را پیش میآورد که تمام اطلاعات و ندانسته ها همه در دروس یا تعلیماتی است که در هواشی ما منتقل میشود و کم کم از تلاش بر تحقیق و تفحص فردی باز میدارد
راستی چرا ما نمیخواهیم سوالاتمان را به راحتی بیان کنیم ..... فقط سوال کنیم ... فقط سوال کنیم ... نیازی به پاسخ نیست ، و فقط سوال کنیم و به فکر و اندیشه مان بفهمانیم که سوال کردن عیب نیست ندانستن هم عیب نیست ،سوال نکردن عیب است و بزرگترین وظیفه مغز و روح و ارتباط ما با این جهان پرسش است
اگر خجالت میکشیم (که فرهنگ و عادت بسیار غلط و متحجرانه و جاهلانه و مرتجعانه ای است) این امر را با خود تمرین کنیم ... شاید کم کم از این عادت دور شویم .... ومعنای صحیح تحقیق و اندیشه و تفکر را بیشتر لمس کنیم
من از دوستان خواهش میکنم در این جستار فقط سوال مطرح کنند اگر چه پاسخی برای آن فعلا یافت نشود یا پاسخش با منطق جور در نیاید .... فقط سوال مطرح شود تا ببینیم چقدر سوالاتی که جرات پرسیدنش را حتی از خودمان نداریم چقدر مربوط یا مشابه هم هستند