معرفی استان اصفهان
موقعيت جغرافيايى و تقسيمات سياسى استان استان اصفهان با مساحتي حدود 937105 كيلومترمربع بين 30 درجه و 43 دقيقه تا 34 درجه و 27 دقيقهٔ عرض شمالي خط استوا و 49 درجه و 36 دقيقه تا 55 درجه و 31 دقيقهٔ طول شرقي از نصفالنهار گرينويچ قرار گرفته است. اين استان كه در مركز ايران واقع شده، از شمال به استانهاي مركزي، قم و سمنان؛ از جنوب به استانهاي فارس و كهگيلويه و بويراحمد؛ از شرق به استانهاي خراسان و يزد؛ و از غرب به استانهاي لرستان و چهارمحال و بختياري محدود است. براساس آخرين تقسيمات كشوري، اين استان داراي داراي 17 شهرستان، 60 شهر، 37 بخش و 116 دهستان، و مركز آن شهر اصفهان است. شهرستانهاي استان اصفهان عبارتاند از : اصفهان، اردستان، برخوار و ميمه، خمينيشهر، خوانسار، سميرم، شهرضا، فريدن، فريدونشهر، فلاورجان، كاشان، گلپايگان، لنجان، مباركه، نائين، نجفآباد و نطنز. جغرافياى طبيعى و اقليم استان استان اصفهان در مركز فلات ايران است و به علت گستردگي زياد، شامل بخشهاي متعدد كوهستاني و جلگهاي است. اين نواحي عبارتاند از: - ناحيهٔ كوهستانى اردستان: كه شهرستان اردستان را به وسيلهٔ دو رشته كوه : يكي در غرب از حوزهٔ زايندهرود و ديگري در شرق از كوير لوت جدا ميسازد. اين ناحيهٔ كوهستاني به وسيلهٔ يك رشته از كوههاي كمارتفاع به دو قسمت شمالي و جنوبي تقسيم ميشود. قسمت شمالي شهرستانهاي نائين، اردستان، كاشان و قسمت جنوبي شهرستان يزد را كه در دامنهٔ شيركوه واقع شده است، در بر ميگيرد. - ناحيهٔ كوهستانى شمال شرقي و شرق: كه شهر نطنز نيز در دامنهٔ بلندترين قلهٔ آن يعني كوه كركسكوه قرار گرفته است. - ناحيهٔ كوهستانى غرب: كه شهرستانهاي فريدن و فريدونشهر را در بر ميگيرد. - قسمت جلگهاى: كه از آبرفتهاي زايندهرود به وجود آمده و با شيب ملايمي به باتلاق گاوخوني در جنوب شرقي اصفهان منتهي ميگردد. آب و هواي استان اصفهان به طور كلي معتدل خشك است، اما با توجه به تأثير بادها و دوري و نزديكي به منطقهٔ كوهستاني غرب و دشت كوير در شرق و جنوب شرقي، ميتوان آب و هواي آن را به 3 بخش متمايز تقسيم كرد : - آب و هواى بيابانى: كه شمال شهرستان نائين، حوزهٔ بيابانك و انارك تا شمال اردستان را در بر ميگيرد. مشخصهٔ ويژهٔ آن تغيير شديد و سريع درجهٔ حرارت، كمي بارش باران و وزش بادهاي تند در طول سال است. - آب و هواى نيمه بيابانى: كه شهرستان اصفهان را در بر ميگيرد و خشكي هوا و كميِ بارندگي از مشخصات اين نوع آب و هواست. رودخانهٔ زايندهرود به طرز چشمگيري بر روي آب و هواي اين ناحيه تأثير مثبت دارد و آن را تعديل ميكند. - آب و هواى نيمه مرطوب: سرد كه قلمرو غرب و جنوب غربي اصفهان را در بر ميگيرد. به نسبت افزايش ارتفاع، ميزان بارندگي افزايش مييابد و از درجهٔ گرماي هوا كاسته ميشود. بر اساس گزارش ايستگاه سينوپتيك شهر اصفهان در سال 1373، حداكثر درجهٔ حرارت 40/6 درجهٔ سانتيگراد، حداقل درجهٔ حرارت 10/6- درجهٔ سانتيگراد و متوسط درجهٔ حرارت سالانه 16/7 درجهٔ سانتيگراد ثبت شده است. طبق همين گزارش، تعداد روزهاي يخبندان استان 76 روز و متوسط ميزان بارندگي سالانهٔ آن 116/9 ميليمتر است. بادهايي كه در استان اصفهان ميوزند، عموماً بادهاي غربي و جنوب غربياند. وزش بادهاي جنوب غربي زمان خاصي ندارد و اين بادها در اغلب ايام سال ميوزند؛ اما بادهاي غربي معمولاً در دو موقع از سال، يكي از نيمهٔ اسفند تا نيمهٔ ارديبهشت، و ديگري از اوايل شهريور تا اواسط مهر، ميوزند. رويهمرفته بادهاي شديد فقط در نواحي بياباني استان ميوزند و ساير بادهاي استان معمولاً به صورت نسيم و بادهاي خفيف محلياند. شهر اصفهان از نظر آب و هوا ممتاز، و فصول چهارگانهٔ آن بسيار منظم است؛ چنانكه آغاز و پايان هر فصل به خوبي مشهود است. جغرافياى تاريخى استان در كتابهاي تاريخي، اصفهان را پايگاه سپاه شهري و دفاعي معرفي كردهاند كه با توسعهٔ قلاع و دژها از امنيت نسبي براي سكونت و شهرسازي برخوردار گرديده است. وجود قلعههاي متعدد تاريخي مانند قلعهٔ آتشگاه، سارويه و تبرك، كهندژ، گارد دژ و همچنين حصارهاي ادوار مختلف مؤيد اين نظر است. در ادوار پيشين، اصفهان نقش پلي را داشت كه قسمتهاي كمارتفاع شرق فلات ايران را با سرزمينهاي كوهستاني غرب مرتبط ميساخت و براي اطراق سرمازدگانِ كوهستان غرب، و گرمازدگان و خستگانِ هواي خشك شرق، محل مناسب و مطلوبي بود. از اصفهان قبل از اسلام، يعني دورهٔ حكومت مادها و دورهٔ شاهنشاهي هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان اطلاعات زيادي در دست نيست و از آن دورهها، آثار قابل توجهي بر جاي نمانده است. آنچه مسلم است، استقرار جلگهٔ اصفهان در ميان بيابانها و كوههاي خشك مركزي ايران از يك طرف، و اهميت و موقعيت ارتباطي خاص آن در مركز فلات پهناور ايران از طرف ديگر، تاريخ و سابقهٔ آن را به سابقه و قدمت كشور ايران مرتبط كرده است. پيش از برپايي پادشاهي مادها، اصفهان حد شرقي ممالكي بوده است كه بابليها از آن اطلاع داشتهاند و به احتمال قوي جزو ناحيهٔ انزان يا انشان بوده است. از آنجا كه بررسي تاريخ مناطق مختلف استان و بهويژه شهر اصفهان در شناسايي تاريخ و قدمت اين خطه از سرزمين پهناور ايران مؤثر است، در ادامه، پيشينهٔ تاريخي برخي از مناطق مهم استان، به طور اجمال مورد اشاره قرار ميگيرد: وضعيت اجتماعى و اقتصادى استان در آبانماه 1375، جمعيت استان اصفهان 2559233 نفر بوده است. از اين تعداد 74/30 درصد در نقاط شهري و 25/67 درصد در نقاط روستايي سكونت داشته و بقيه غيرساكن بودهاند. در همين سال، از كل جمعيت استان 4920132 نفر مرد و 7639091 نفر زن بودهاند كه در نتيجه، نسبت جنسي برابر 105 به دست ميآيد. به عبارت ديگر، در اين استان در مقابل هر 100 نفر زن، 105 نفر مرد وجود داشته است. از جمعيت اين استان 36/68 درصد در گروه سني كمتر از 15 ساله، 58/49 درصد در گروه سني 64-15 ساله و 4/80 درصد در گروه سني 65 ساله و بالاتر، قرار داشتهاند و سن بقيه افراد نيز نامشخص بوده است. از كل جمعيت استان 99/45 درصد را مسلمانان تشكيل ميدهند. اين نسبت در نقاط شهري 99/33 درصد و در نقاط روستايي 99/81 درصد است. در فاصلهٔ سالهاي 1365 تا 1375، در حدود 640591 نفر به استان اصفهان وارد و يا در داخل آن جابهجا شدهاند. محل اقامت قبلي 40/13 درصد مهاجران، ساير استانها، 24/61 درصد شهرستانهاي ديگر همين استان، و 31/92 درصد در شهرستان محل سرشماري بوده است. محل اقامت قبلي بقيهٔ افراد خارج از كشور، يا اظهارنشده بوده است. مقايسهٔ محل اقامت قبلي مهاجران با محلي كه در آن سرشماري شدهاند، نشان ميدهد كه 16/43 درصد از روستا به شهر، 57/10 درصد از شهر به شهر، 5/89 درصد از روستا به روستا و 17/24 درصد از شهر به روستا، در طي دورهٔ 10 سالهٔ 1365 تا 1375، مهاجرت كردهاند. در آبانماه 1375، از 3354923 نفر جمعيت 6 ساله و بالاتر استان 84/67 درصد باسواد بودند. نسبت باسوادي در گروه سني 14-6 ساله 97/52 درصد و در گروه سني 15 ساله و بيشتر 79/46 درصد بوده است. در بين افراد لازمالتعليم (14-6 ساله) نسبت باسوادي در نقاط شهري 97/81 درصد و در نقاط روستايي 96/8 درصد بوده است. در اين استان نسبت باسوادي در بين مردان 88/26 درصد و در بين زنان 80/89 درصد بوده است. اين نسبت در نقاط شهري براي مردان و زنان به ترتيب 90/7 درصد و 83/6 درصد، و در نقاط روستايي 82/99 درصد و 73/02 درصد بوده است. در آبانماه 1375، از جمعيت 14-6 سالهٔ استان 69/45 درصد در حال تحصيل بودهاند. اين نسبت در نقاط شهري 72/53 درصد و در نقاط روستايي 61/2 درصد بوده است. در اين استان 95/72 درصد از كودكان، 90/85 درصد از نوجوانان و 40/06 درصد از جوانان به تحصيل اشتغال دارند. براساس سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375، در استان اصفهان افراد شاغل و افراد بيكار (جوياي كار) در مجموع 36/72 درصد از جمعيت ده ساله و بالاتر را تشكيل ميدادهاند. اين نسبت در نقاط شهري 35/13 درصد و در نقاط روستايي 41/45 درصد بوده است. از جمعيت فعال اين استان 85/63 درصد را مردان و 14/37 درصد را زنان تشكيل ميدادهاند. بيشترين ميزان فعاليت مربوط به گروه سني 34-30 ساله با 57/59 درصد، و كمترين ميزان مربوط به گروه سني 14-10 ساله با 3/65 درصد بوده است. بالاترين ميزان فعاليت براي مردان مربوط به گروه سني 39-35 ساله با 96/84 درصد، و براي زنان مربوط به گروه سني 29-25 ساله با 17/75 درصد بوده است. بر طبق همين سرشماري، از شاغلان 10 ساله و بيشتر استان 14/5 درصد در گروه عمدهٔ كشاورزي، 42/25 درصد در گروه عمدهٔ خدمات و 42/11 درصد در گروه عمدهٔ صنعت و 1/14 درصد نيز در ساير گروههاي عمدهٔ فعاليت اقتصادي به كار اشتغال داشتهاند. اين نسبتها در نقاط شهري به ترتيب 7/19، 49/05، 42/56، 1/20 درصد و در نقاط روستايي 32/71، 25/31، 41 و 0/98 درصد بود است. توزيع نسبي شاغلان 10 ساله و بيشتر، برحسب گروههاي عمدهٔ فعاليت، نشان ميدهد كه در نقاط شهري گروه عمدهٔ خدمات، و در نقاط روستايي گروه عمدهٔ صنعت، بيشترين تعداد افراد شاغل را به خود اختصاص دادهاند. استان اصفهان از جمله استانهايي است كه تركيب قومي مختلفي دارد. هرچند اكثريت قريب به اتفاق جمعيت استان را فارسزبانها تشكيل ميدهند، ولي بختياريها، ارمنيها و تا حدودي آذريها نيز در قسمتهايي از آن سكني گزيدهاند. در حال حاضر، زبان رايج در استان اصفهان عموماً فارسي است، ولي مردم ساكن در آن به زبانها و لهجههاي ديگري نيز تكلم ميكنند كه مهمترين آنها لري، ارمني و عبري است. استان اصفهان از كانونهاي مهم صنايع كشور است؛ ضمن اينكه كشاورزي آن نيز از اهميت قابلتوجهي برخوردار ميباشد. با توجه به عوامل مختلف از قبيل آب و هوا، نوع خاك و ارتفاع، مناطق كشاورزي استان را ميتوان به شرح زير طبقهبندي نمود: - منطقهٔ دشتى: كه اطراف زايندهرود و گلپايگان را در بر ميگيرد و به واسطهٔ وجود آبهاي سطحي و زيرزميني فراوان و زمينهاي مستعد از مهمترين مناطق كشاورزي است. - منطقهٔ كوهستانى: و كوهپايهاي، كه از اختصاصات اين منطقه پوشش گياهي متوسط، وجود آبهاي سطحي و زمينهاي مساعد براي كشت گندم آبي و ديم، علوفه و سيبزميني و كاشت درختان ميوه و اشجار است. از جمله ميتوان از سيب درختي در منطقهٔ سميرم و غرس مو و كشت سيبزميني در فريدن نام برد. به غير از گندم كه در همهٔ شهرستانهاي استان كشت ميشود، تنوع آب و هوا، ميزان آبهاي سطحي و زيرزميني، بازار مصرف و دانش و تكنولوژي كشاورزي سبب شده است، اين استان از تنوع كشت برخوردار باشد. در اين استان فقط گندم به صورت ديم كاشته ميشود. مناطق ديمكاري نيز محدود به قسمتي از جنوب و شمال غربي استان است. ميزان محصول ديم استان در مناطق مختلف و در هر سال به علت تغيير ميزان بارندگي متفاوت است؛ به طوري كه در بعضي از سالها ميزان محصول حتي كمتر از بذرِ كاشته شده، ميشود. پراكندگي زمينهاي زيركشت درختان ميوه بيشتر در منطقهٔ جنوب، مركز و غرب استان است. نواحي شرق و شمال استان به واسطهٔ شرايط اقليمي، نوع خاك و ميزان آبهاي موجود كمتر از ساير نواحي به كشت درختان اختصاص داده شده است. در منطقهٔ شرق استان، در ناحيهٔ خور و بيابانك، به واسطهٔ شرايط آب و هوايي، بيشتر نخلستان ديده ميشود. استان اصفهان يكي از صادركنندگان ميوههاي درختي است و گلابي، سيب و گيلاس از مهمترين ميوههاي آن هستند. دامپروري در استان مشتمل بر گاوداري و پرورش گاو به شكل صنعتي، نيمهصنعتي و سنتي روستايي صورت ميگيرد. گاوداريهاي صنعتي به طوركلي به شكل ماشيني و مكانيزه و اغلب به صورت مجتمعهاي شير و گوشت فعاليت دارند. گوسفندداري و پرورش گوسفند به روش ثابت و متحرك انجام ميپذيرد و پرورش طيور عمدتاً به روش صنعتي انجام ميگيرد و داراي سابقهاي بيش از 20 سال در استان است. علاوه بر موارد فوق، پرورش زنبور عسل و ماهي نيز در استان مرسوم و متداول است. استان اصفهان ذخاير سرشاري از انواع مواد مختلف معدني دارد. در حال حاضر، قسمتي از اين معادن مورد بهرهبرداري قرار ميگيرد و به مصرف صنايع مختلف سبك و سنگين ميرسد. مهمترين اين معادن عبارتاند از : معادن سرب و روي ايرانكوه واقع در غرب شهرستان اصفهان، معادن طلاي موته در حوالي ميمه، معدن سنگچيني و ساختماني در گدار سرخ گلپايگان. استان اصفهان از مناطق مهم صنايع دستي كشور است. صنايع دستي در طول قرنهاي متمادي به عنوان نمايندهٔ هنر اصيل اسلامي و ايراني در دنيا شناخته شده است. در ذهن هر شنوندهاي، همراه با نام اصفهان، بيدرنگ تصوير كاشيهاي معرق، تابلوهاي مينياتور، قاليهاي نفيس و نقشهاي قلمكار آن زنده ميشود. ويژگيهاي فكري، رواني و ذوق صنعتگر اصفهاني موجب شده است كه اين صنايع از نظر تنوع، كيفيت و كميت در ميان ساير شهرهاي ايران مقام اول را دارا باشد. مصنوعات دستساز اين هنرمندان و صنعتگران، نظر خريداران ايراني و خارجي را به خود جلب كرده است. صنايع دستي و هنري اصفهان عبارتاند از : خاتمسازي، ميناكاري، قاليبافي، سكمهدوزي، قلمكاري، مينياتورسازي، نقاشي و تذهيب، كاشي و سراميك، نقرهسازي و مليلهسازي. صنايع ديگري كه در استان اصفهان موجودند عبارتاند از : كارخانهٔ ذوبآهن، صنايع فولاد مباركهٔ اصفهان، كارخانهٔ پلياكريل اصفهان، صنايع نظامي، صنايع مواد غذايي و فرآوردههاي پلاستيكي و كارخانههاي بافندگي و ريسندگي.
گفتم که خدا مرا مرادی بفرست ، طوفان زده ام راه نجاتی بفرست ، فرمود که با زمزمه ی یا مهدی ، نذر گل نرگس صلواتی بفرست
پاسخ به:معرفی استان اصفهان
خیلی ممنون از این همه اطلاعاتی که بهمون دادی
برای فرج آقا امام زمان (عج) یه صلوات بفرست .!!!
از2.5 میلیون جمعیت، 4 میلیون مرد و 7 میلیون زن هستند !!!!!
واقعا استانی با قدمت و تاریخی و هنرمند و مردمانی مهربان است
با سلام
ممنون
یا حق
اصفهان نصف جهان
خیلی خوب بود یا حق
سرمه چشم جهان است اصفهان دانم یقین
مردمانش مهـــــــــر پرور نازنیند نازنین
اهل علمند و هنر شهــره به اقصــی جهان
چون نگینی قلب ایران اصفهانی اهل دین
فی البداهه: منصو رمقدم 8/2/1395
تشکر از این مطلب سفر به اصفهان یادتون نره